وبلاگ کوه نوردی و صعودهای ورزشی گل کوه

انعکاس اخبار و تاریخ کوه نوردی و صعودهای ورزشی با اولویت زنان

در سیاره ما، کوههایی وجود دارند که صعود از آنها یک رویا است، دلیل آن دشواری صعود و یا فراتر بودن از محدودیت های فیزیکی انسان نیست بلکه ممنوعیت اعمال شده توسط دولت ها به دلایلی است که عموما به سنت ها، افسانه ها و اعتقادات مذهبی مربوط است، پنج قله ممنوع در سه قاره آسیا، امریکا و اقیانوسیه به قرار زیر هستند، گفته شده  علیرغم تعارف دولت چین به رینهولد مسنر، به احترام بومی ها از صعود به کایلاش خودداری کرده:

1-Shiprock یا کشتی سنگی در قاره امریکا، صخره ای است خاص به ارتفاع 2188 متر در صحرای نیومکزیکو. در زبان ناواهو ساختار مشابهی Monadnock نامیده می شود، نقش برجسته ای که در یک دشت سربرافراشته. شیپ راک توسط مهاجران اروپایی نامگذاری شده که دلیل آن شبیه بودن به کشتی بادبانی است و در زبان سنتی ناواهو به آن صخره بالدار می گویند، افسانه های مرتبط با آن بسیار زیاد است، در یکی از آنها آمده است که زمانی پرنده بزرگی بوده و اجداد ناواهو در حال فرار از قبیله ای جنگجو از شمال تا نیومکزیکو به آن پناه آورده اند و جمعیت را روی شانه های خود به محل فعلی برده، جایی که دوباره به صخره تبدیل شده. از زمانهای قدیم این قله مقصد زیارت بوده، سال 1939 اولین صعود رسمی از آن انجام شده اما امروزه امکان پذیر نیست زیرا در سال 1970 به دلیل احترامی که قبیله ناواهو برای آن قائل است، صعود از آن متوقف شده.

2-Uluru اولورو در قاره اقیانوسیه نیز با افسانه ها احاطه شده، توده اولورو یا صخره آیرز در استرالیا، ماسه سنگ یکپارجه قرمز در پارک ملی "اولورو کاتا جوتا" است و به دلیل سنت های قبایل بومی "آنانگو" از سال 2019 صعود از آن ممنوع اعلام شده. طبق سنت بومیان این منطقه زمانی محل سکونت مردان مقدس بوده و اسطوره مارمولک قرمز نیز که در دشت های اطراف ساکن بوده بعد از رسیدن به این مکان بومرنگ خود را در هوا پرتاب می کند که به صخره می چسبد و ناپدید می شود، مارمولک شروع به جستجو می کند و حفره هایی که امروز هنوز قابل مشاهده است (در واقع نتیجه فرسایش است) در ماسه سنگ حفر می کند. تعداد کمی می دانند که آنچه اکنون قابل مشاهده است فقط نوک کوه یخ است که تشکیل شده است از عارضه ای 380 متری که 7 کیلومتر زیر زمین امتداد دارد.

uluru

3-Kailash کایلاش در قاره آسیا قرار دارد که بیشترین قله های ممنوع برای کوه نوردان در آن متمرکز است. این قله در غرب تبت قرار دارد، کوهی مقدس برای بودایی ها، هندوها، بون ها (قدیمی ترین دین در تبت) و جین ها. این کوه توسط یک پنجم جمعیت جهان مورد احترام است، در واقع مقدس ترین کوه روی سیاره است. در دامنه های آن چهار تا از مهمترین رودخانه های آسیا سرچشمه می گیرند، سند، برهماپوترا، سوتلج و کارنالی (یکی از بزرگترین شاخه های رود گنگ) کایلاش از کلمه سانسکریت "کلاسا" به معنی کریستال گرفته شده. طبق متون مقدس هندوئیسم (پورانا) طرفین آن از کریستال و سنگ های قیمتی ساخته شده. دسترسی به این قله 6638 متری ممنوع است. در واقع مانند رسیدن به دروازه های بهشت است، این قله برای قرن ها مقصد زیارت هندوها و بودایی ها بوده. "کورا" مراسم سفر زائران در حلقه ای در اطراف کایلاش حدود 50 کیلومتر گسترده شده و بسیار دشوار است. کورا توسط هندوها و بودایی ها در جهت عقربه های ساعت و توسط بون ها در خلاف جهت عقربه های ساعت انجام می شود، حتی رینهولدمسنر که در سال 1980 توسط دولت چین برای مراسم کورا دعوت شده بود و اگر می خواست می توانست به قله صعود کند، برای خودداری از حساسیت مومنان از انجام آن انصراف داد.

4- Machapuchare ماچاپوچاره در میان قله های مقدس نپال در توده آناپورنا به ارتفاع 6993 متر قرار دارد. این قله در مقابل شهر پوخارا قرار گرفته و نام آن به دلیل قله دوبل آن به معنای "دم ماهی" است اما به عنوان "ماترهورن نپال" نیز معروف است که به ویژه توسط هندوها مورد احترام است و خانه خدای شیوا در نظر گرفته شده. رسما مجوز صعود ندارد، تنها تلاش مستند برای صعود به سال 1957 برمی گردد که توسط "ویلفرید نویس" انجام شد و به احترام سنت های موجود در 50 متری قله تلاش خود را متوقف ساخت.

5- Gangkhar Puensum گنگخار پوئنسوم در مرز بین پادشاهی بوتان و کشور چین قرار دارد. قله اصلی آن که در داخل مرزهای کشور بوتان قرار دارد و 7570 متر است، تا به حال صعود نشده و به دلایل معنوی توسط دولت بوتان ممنوع شده. تا سال 1983 فعالیت های کوه نوردی در این کشور به صورت گسترده مجاز نبود، به دلیل بازگشایی لحظه ای دیدگاهها، با لغو این ممنوعیت در سال 1983 این قله به مقصدی مورد توجه تبدیل شد و طی سالهای 1985 تا 1986 اکسپدیشن های مختلفی برای صعود از آن تلاش کردند اما هیچیک موفقیت آمیز نبود. در سال 1994 ممنوعیت صعود به قله های بالای 6000 متر به دلیل احترام به ارواح ساکن در ارتفاعات، ممنوع اعلام شد و در سال 2003 کوه نوردی بار دیگر به کلی ممنوع شد، قله فرعی آن که در قلمرو تبت قرار دارد در سال 1998 توسط یک تیم ژاپنی از سمت همین کشور صعود شده.

montagna.tv

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد ۱۴۰۱ساعت 14:39  توسط پریساحسین زاده  | 

 

"کانرهرسون" دیواره نورد نوزده ساله امریکایی Empath/5.14d/15a را به سبک ترد(ابزارگذاری) صعود کرد. در چند سال گذشته او مجموعه ای باارزش از صعودهای دشوار به هر دو روش بولت و ابزارگذاری را همزمان صعود کرده، کانر Empath  را برای دومین بار صعود کرد، بار اول با استفاده از بولت و دومین بار با ابزارگذاری، احتمال داده شده که دشوارترین مسیر ترد تا به امروز صعود شده باشد زیرا درجه آن توسط چندین دیواره نورد برتر 5.15a و 5.14d پیشنهاد شده.

“سونی تروتر” دیواره نورد ترد کانادایی که به خاطر صعود از مسیرهای رول کوبی شده به صورت ترد، معروف است گفته که این صعود شگفت انگیز است.

هرسون که جوان ترین دیواره نوردی است که مسیر دماغه The nose/5.14 را در ال کپ به صورت آزاد در 14 سالگی صعود کرده، برخی از تکنیک های شکاف نوردی را بدون استفاده از نوارچسب و یا دستکش مخصوص در اولین صعودش از این مسیر بکار برده در حالی که کتانی های قرضی به پا داشته.

این مسیر در " تاهو" کالیفرنیا است و نخستین بار توسط کارلو تراورسی دیواره نورد برتر امریکایی در سال 2020 و با اعلام درجه 5.15a صعود شد و خیلی سریع توسط جیمزوب، دانیل وودز و ناتانیل کُلمن که با این درجه موافق بودند، تکرار شد. سه دیواره نورد دیگر نیز شامل کینان تاکاهاشی، اتان پرینگل و هرسون نیز آن را تکرار کردند، همگی این درجه را تایید کردند تا اینکه پرینگل با استفاده از دستکش های مخصوص چرمی و لاستیکی چسبی آن را صعود کرد و اینطور گفت:

" من با اطلاعاتی که چهار صعود کننده اول ارائه دادند آن را 15a دیدم، به خصوص در شرایطِ تا حدودی نامطلوب، در مجموع با در نظر گرفتن قد من، اطلاعات دقیق از کراکس ها، مهارتهای مناسب شکاف نوردی و استفاده از دستکش مخصوص به نظر می رسد که با دیگر مسیرهای رده بالاتر 5.14+ که امسال انجام داده یا امتحان کرده ام، مانند Kryptonite و یا Made in Time برابری می کند، بدیهی است که دشواری بسیار ذهنی دارد و بستگی به سایز بدن، تجربه، شرایط و سایر عوامل دیگر می تواند بسیار متغیر در نظر گرفته شود."

در سال 2021 هرسون اولین صعود از Kilogram/5.14- را در توآلمن جایی که دیواره نوردی را در سن کم آغاز کرد، صعود کرد. اولین صعود چند مرحله ای او Hermaphrodite Flake  بود، چهار طول 5.7 در Stately pleasure Dome. انتظار می رود امسال فیلمی از دیواره نوردی هرسون در توالمن منتشر شود.

World’s Hardest Trad

Empath 5.14d/15a? by Connor Herson
Tribe 5.14d? in Italy by Jacopo Larcher, James Pearson
Blackbeard’s Tears 5.14c at Redwood Coast, U.S.A. by Ethan Pringle
Meltdown 5.14c in Yosemite by Beth Rodden, Carlo Traversi
Pura Pura 5.14c in Valle dell’Orco, Italy by Tom Randall
Recovery Drink 5.14c in Jossingford, Norway by Nico Favresse, Daniel Jung
Rhapsody 5.14c in Dumbarton Rock, U.K. by Dave MacLeod, Sonnie Trotter, Steve McClure, James Pearson, Jacopo Larcher
Magic Line 5.14b/c in Yosemite by Ron Kauk, Lonnie Kauk, Hazel Findlay, Carlo Traversi
Brozone 5.14b in Gunks by Andy Salo, Sam Elias
Century Crack 5.14b in Canyonlands by Tom Randall, Pete Whittaker, Danny Parker
Cobra Crack 5.14b in Squamish by Sonnie Trotter, Nico Favresse, Ethan Pringle, Matt Segal, Will Stanhope, Yuji Hirayama, Alex Honnold, Pete Whittaker, Tom Randall, Ben Harnden, Mason Earle, Logan Barber, Said Belhaj, Stu Smith
Echo Wall 5.14b on Ben Nevis by Dave MacLeod
Family Man 5.14b in Skaha by Sonnie Trotter, Ben Harnden
Lapoterapia 5.14b in Osso, Italy by Jacopo Larcher
The Bull 5.14b in Squamish by Jeremy Smith, Ben Harnden
The Dawn Wall 5.14b (trad) 5.14d (sport) in Yosemite by Tommy Caldwell, Kevin Jorgeson, Adam Ondra
Tom Egan Memorial Route 5.14b in the Bugaboos by Will Stanhope

gripped

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد ۱۴۰۱ساعت 14:55  توسط پریساحسین زاده  | 

خانواده "کورا کورادو پِشه" کوه نورد 41 ساله ایتالیایی که در اواخر ژانویه در "سِروتوره" پاتاگونیا هنگام گشایش مسیر جان باخت، طوماری به صورت آنلاین برای جمع آوری امضاء و ارائه به مقامات آرژانتینی منتشر کرده اند تا مرگ این کوه نورد رسما به ثبت برسد و بتوانند گواهی فوت برای بهره مندی دختر 13 ساله او از حقوق قانونی دریافت کنند. هنوز پیکر کورا از محل حادثه خارج نشده و چندین تلاش در این رابطه بی نتیجه بوده، ظاهرا این امکان وجود ندارد اما دولت آرژانتین هنوز او را مفقود محسوب می نماید، در حال حاضر دوستان کورا با صدور فراخوان و جمع آوری کمک از خانواده او حمایت می کنند و هیچیک از دولتهای ایتالیا و آرژانتین کمک موثری برای خروج پیکر و یا تلاش برای ثبت گواهی فوت انجام نداده اند.

منبع خبر      منبع تصویر

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم خرداد ۱۴۰۱ساعت 18:30  توسط پریساحسین زاده  | 

کریستین هریلا کوه نورد 36 ساله نروژی پروژه ای در دست اجرا دارد نظیر آنچه که نیرمال پورجا انجام داده، صعود سرعتیِ چهارده قله هشت هزارمتری در کمترین زمان و تاکنون موفق به صعود شش قله از این پروژه شده، از اکسیژن، طناب، حمایت دو شرپای راهنما و هلیکوپتر برای جابه جایی بین کمپ های اصلی، استفاده می کند اما برعکس نیرمال، پروژه خود را یک کارگروهی می داند. آپارتمانش را برای این پروژه فروخته تا پشتوانه مالی فراهم کند، در ابتدا هیچ اسپانسری به او روی خوش نشان نداده، خودِ او معتقد است به این دلیل که زن است، اما حالا همانها با وی تماس می گیرند و برای بخشی از پروژه خود اسپانسر گرفته، تا دو هفته آینده راهی نانگاپاربات خواهدشد.

در کانچن جونگا مریض بودم و حمله به قله برایم بسیار دشوار و طولانی بود، آناپورنا جایی است که احساس خطر خواهید کرد، در دائولاگیری چالش شما مقابله با برف است و در ماکالو، شروع حمله به قله در شرایط و زمانی بسیار وحشتناک بود. اینها خلاصه صعودهای اوست اما در باره اورست هم نظر داده که بسیار جالب است.

رزومه کریستین

با صعود به کلیمانجارو در سال 2015 با حرفه کوه نوردی آشنا می شود و حالا در بهار امسال با صعود به 6 قله هشت هزارمتری توجه جامعه کوه نوردی جهان را به خود جلب کرده است و آن شکاک ها را که در ابتدا او را جدی نمی گرفتند قانع کرده، با این حال برای تکمیل پروژه خود در عرض شش ماه، راه طولانی در پیش دارد. درست بعد از صعود به ماکالو در کمپ اصلی منتظر می ماند تا هوا روشن شود و با هلیکوپتر به کاتماندو برود، نزدیک بود بخوابد اما در این باره گفته که در شرایط فیزیکی بسیار عالی قرار داشته، اعتراف می کند که زمان زیادی برای برنامه ریزیِ این کار بزرگ صرف نکرده و فقط شش ماه پیش آن را اعلام کرده . معتقد است که 36 سالگی بهتر از 20 سالگی است و حالا باتجربه تر است و آمادگی بهتری دارد.

در شمال نروژ بدنیا آمده و بزرگ شده، پیشینه ورزشی او اسکی صحرایی است و از سن 16 تا 23 سالگی در سطح ملی مسابقه داده. در سال 2013 کاملا روی شغل خود تمرکز داشته و به عنوان مدیر اجرایی یک شرکت مهم نروژی بسیار غرق در کار خود بوده و تمرین را متوفف می کند اما در سال 2019 به این نتیجه می رسد که نیاز به تغییر دارد و شغل خود را رها می کند و دوباره مشغول اسکی می شود اما در مسابقه شرکت نمی کند و به تریل رانینگ روی می آورد(دویدن در مسیرهای کوهستانی، جنگلی و تپه ها) در بین ورزشهایی که به آن مشغول بوده، کوهنوردی جایی نداشته زیرا شمال نروژ کاملا مسطح است و کوهی برای صعود وجود ندارد. بعد از صعود به کلیمانجارو در سال 2015 به کوهنوردی علاقمند می شود و هیمالیا را در سال 2019 با صعود به دو قله "لابوشه شرقی" و "پوتاهیونچولی (به دائولاگیری 7 نیز معروف است) کشف می کند و تصمیم می گیرد که منبعد بر این رشته ورزشی تمرکز کند. ایده اول او صعود به هفت قله بلند هفت قاره جهان بوده. با شیوع کرونا همه برنامه های او متوقف می شود، اما دست کم در سایر نقاط نروژ به تمرین شدید مشغول می شود، این کوهها نیز ارتفاع چندانی ندارند اما امکانات بی پایانی با مسیرهای طولانی دارند. سال 2021 موفق به صعود به آکونکاگوا می شود.

شروع پروژه

 سال 2021 به تیم کوه نوردی "مدیسون" برای صعود به اورست و لوتسه ملحق می شود که به هر دو قله دست می یابد و پروژه ملحق شدن به باشگاه هشت هزارمتری ها آغاز می شود (احتمالا به تاریخ عضویت در این تیم اشاره شده زیرا هر شش قله را در بهار امسال (2022) صعود کرده) وقتی از صعود سرعتی نیرمال پورجا مطلع می شود تصمیم می گیرد رکورد او را به عنوان یک چالش  در پیش بگیرد. زمانیکه اسپانسر احتمالی را از دست می دهد آپارتمان خود را برای تامین منابع مالی این پروژه می فروشد، او می گوید در این ورزش و صنایع وابسته به آن برابری وجود ندارد. در اورست تعداد مردان بسیار بیشتر از زنان است، تاریخ تقریبا فقط از مردان کوه نورد می گوید، برندی را به خاطر می آورم که مجموعه ای جدید از لباسهای مدرن، جالب و مخصوص ارتفاعات را فقط در اندازه های مردانه تولید می کرد و این پیام را تداعی می کرد که دخترها ممکن است به کوهپیمایی بروند اما نه صعودهای بلند. در اورست شاهد بودم که تیم زنان به لحاظ روحی و فیزیکی از آمادگی خوبی برخوردار بود اما مردها چنین نبودند زیرا اطمینان داشتند که این کار را انجام خواهند داد.

اسپانسرها من را باور نداشتند

اسپانسرها او را باور نداشتند زیرا او یک زن بوده اما به خود می گفته که حتما این کار را انجام می دهد. کسانی که روزی او را تحویل نمی گرفته اند حالا که به این مرحله رسیده برای از سرگیری مذاکرات با او تماس گرفته اند. از این رو شعار او " زنان نیز" می باشد. نه تنها به این معنی است که زنان نیز می توانند صعود کنند بلکه صنعت ورزش در طبیعت نیز باید تمرکز بیشتری بر زنان داشته باشد.

در پایان او چندان به ثبت رکورد اهمیت نمی دهد اما می خواهد که الهام بخش زنان جوان باشد، هدف این نیست که غیرممکن ها ممکن شود بلکه ثابت شود که زنان هم می توانند این کار را انجام دهند و حتی بهتر انجام دهند. اگرچه این پیام توانمندسازی مهم است اما باید اشاره کرد که تعداد زنان صعود کننده به قله های هیمالیا به طور چشمگیری افزایش یافته، به خصوص در آناپورنا اکثر تلاش کنندگان دخترانی جوان هستند و این دلیلی است برای فشار بر این صنعت.

اطلاعات بیشتر در باره همنوردان کریستین

کریستین پروژه خود را تنها یک دستاورد فردی نمی داند بلکه نتیجه کارگروهی هماهنگ و کارآمد می داند. از این نظر روایت متفاوتی با روایت فیلم پورجا دارد. " در این مورد یک نفر نیست که کاری شگفت انگیز انجام می دهد بلکه افراد زیادی درگیر هستند. برای من نشان دادن کاری که شرپاها انجام می دهند ضروری است. من پاسداوا و عموی او داوا ونگچو را با خودم همراه دارم. می خواهم رکورد خودم را با آنها مشترک بدانم زیرا بسیار لیاقت آن را دارند. امیدوارم آنها بتوانند این چالش را با من کامل کنند."

کریستین علاوه بر دو همراه خود به کارهای انجام شده توسط همه کسانی که در کوهستان کار می کنند، از تیم ثابت گذار گرفته تا باربرها اشاره می کند و همچنین تیم های تدارکات که برای این نوع پروژه ها حیاتی هستند. " کمپانی 8k کار بزرگی انجام داده، علیرغم جدید بودن، راهنماهای باتجربه و شرپاهای بسیار قوی دارد. آنها صددرصد با تحقق پروژه من درگیر هستند.

پیاده روی در پارک نیست

کریستین از تمامی کمک هایی که فناوری و منابع انسانی می توانند ارائه دهند برخوردار بوده، هلیکوپتر، اکسیژن و پشتیبانی در مسیر. او گفته که چیزی را پنهان نمی کند و مهم است که از همان ابتدا همه چیز روشن باشد. مردم هر طور که می خواهند می توانند صعود کنند اما باید صادق باشند که چگونه این کار را انجام می دهند. من از اکسیژن استفاده می کنم، بار حمل نمی کنم و متکی به پاسداوا و عمو داوا هستم. سایر عوامل را نمی توان کنترل کرد. در کانچن چونگا من خیلی مریض بودم (احتمالا میکرب معده) و حمله به قله برایم بسیار دشوار و طولانی بود. در آناپورنا محیط خطرناک بود و در دائولاگیری چالش بزرگ مقابله با برف بود، در ماکالو شروع حمله به قله وحشتناک بود، در تاریکی مطلق بیرون رفتیم. برف می بارید و هیچ کجا طنابها دیده نمی شد اما پاسداوا و عمو داوا به راه خود ادامه دادند و بدون توقف مسیر را در برف عمیق به سمت بالا شکافتند. من پیش خود فکر می کردم که طنابی در کار نیست و اگر مسیر را گم کنیم چه خواهد شد، چیزی نمی دیدم و بعد از ساعت ها، طنابها نمایان شد، آنها دقیقا می دانستند که به کجا می روند و در نهایت آنها را پیدا کردند.

و اورست؟ نمی خواهم بگویم که پیاده روی در پارک است اما مسیر مجهز شده به طناب در بخش های بالا درست مثل بزرگراه است.

چالش های پیش رو

کریستین امیدوار است که همین راهنماها را برای کل پروژه نگه دارد. مرحله دوم دو هفته دیگر در نانگاپاربات آغاز خواهد شد سپس به سراغ هشت هزارمتری های قراقروم می رود، ادامه پروژه ارزان نخواهد بود، اسپانسری به نام "برمونت" یک پنجم بودجه را پرداخت می کند و برای بقیه در حال تلاش است او می گوید: " ما باید حامیان بیشتری بگیریم، مطمئن هستم که فراهم خواهد شد و برای ساخت یک فیلم توافق نامه امضاء کرده ام".

در مرحله سوم پروژه دشوارترین موانع، فیزیکی نیستند بلکه بروکراتیک هستند. چین همچنان به روی اکسپدیشن های خارجی بسته است که می تواند مانع از صعود کریستین به دو قله نهایی، شیشاپانگما و چوآیو شود. کریستین گفته که روند درخواست مجوز ویژه را آغاز کرده و امیدوار به دریافت آن است. نروژ و چین اغلب در گذشته با هم همکاری داشته اند و امیدوار است که هنوز هم زمینه های مشترکی برای همکاری پیدا کنند. کریستین می گوید:" به هرحال نیرمال این مجوز را دریافت کرده و چرا نباید با من رفتاری مساوی داشته باشند". حتی اگر کریستین به تیم هایی بپیوندد که در تلاش برای باز کردن مسیر تجاری از سمت جنوب جنوب غربی چوآیو هستند، همچنان شیشاپانگما باقی می ماند.

زمان نشان خواهد داد که آیا او می تواند مابقی قله های هشت هزارمتری را با همین سرعت شش قله اول صعود کند یا خیر؟ آیا او فکر می کند که همه چیز نظیر بهار امسال به خوبی پیش خواهد رفت؟ کریستین می گوید: "بله من مطمئن هستم که آن را انجام خواهم داد، اگرچه می دانم که به لحاظ شرایط جوی نیز باید خوش شانس باشیم اما در واقع چندان به آن فکر نمی کنم. من در یک زمانبندی معین قله ای را صعود کرده ام و به همین ترتیب سایر قله ها را هم صعود خواهم کرد"

explorers

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم خرداد ۱۴۰۱ساعت 0:20  توسط پریساحسین زاده  |