وبلاگ کوه نوردی و صعودهای ورزشی گل کوه

انعکاس اخبار و تاریخ کوه نوردی و صعودهای ورزشی با اولویت زنان

 قسمت هشتم

ادامه فصل سوم ، حمله از سمت شمال

قسمت هشتم

شاید مهمترین مشغله ما آموزش " پو" آشپز تیم در نحوه استفاده صحیح از اجاق پریموس بود ، برای اینکه  در اواعتماد بنفس ایجاد کنیم ، پارافین را شعله ور ساختیم و بلافاصله با باز کردن شیر اطمینان آنرا خاموش کردیم . برای حفاظت از سوخت ذخیره به دقت به او آموزش دادیم که چگونه از الکل خالص برای گرم کردن مشعل اجاق ، زمانیکه نفت و پارافین برای احتراق با هم مخلوط می شوند ، استفاده کند ، خوشبختانه او عاقبت بر این  وضعیت آشفته که پیامد آن دود ناشی از سوخت پرسروصدای اجاق خوراک پزی بود مسلط شد و بعد از این توضیحات دستان ما هرگز با پارافین و دوده آغشته نگردید.

شب هنگام سامرول و مالوری در باره برنامه خود به بحث نشستند . هیچیک از آنها احساس خوبی در این رابطه نداشت ، بجای اینکه بلافاصله به صعود خود ادامه دهند ، تصمیم گرفتند که یک روز در کمپ سپری کنند و بدنبال مسیری به سمت گردنه شمالی باشند. چیزی که قبلا" مالوری در خیال خود به آن رسیده بود.


برچسب‌ها: مرگ دوباره مالوری
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲ساعت 18:16  توسط پریساحسین زاده  | 

قسمت هفتم

اعضاء تیم سال ۱۹۲۲ در کمپ اصلی اورست ، نفر اول نشسته سمت چپ جرج مالوری است

" از آنجائیکه آذوقه ضروری کوه نوردان در گردنه لاکپالا باقی مانده بود آنها ازبرف زیر جبهه شمالی به پائین برگشتند  و چادر خود را همانجا نصب کردند. "

طوفان شدید کمپ ما را احاطه کرد ، چادر از شدت باد می لرزید و بیم آن می رفت که پاره و از محل اتصالات خود از جا کنده  شود و به پرواز در آید ، ناباورانه در انتظار رخداد وخیم بعدی بودیم. 


برچسب‌ها: مرگ دوباره مالوری
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان ۱۳۹۲ساعت 0:48  توسط پریساحسین زاده  | 

قسمت ششم

تنفس منظم که با آهنگ گامها تنظیم است، راز کوه نوردی در ارتفاعات بالا است ، لازم است که گامهای کوه نورد با آهنگ شش ها تنظیم شود ،  روش مناسبی نیست که فقط از  بخش بالای شش ها برای تنفس استفاده شود ، باید به همان میزان از دیافراگم نیز استفاده شود. علت خستگی ناگهانی در ارتفاعات بالا همیشه به دلیل کارکرد تنبل شش ها است .

حتی قبل از اینکه اولین شعاع سپیده دم بتابد ، طرحی از قله اورست با درخشش نور کمرنگ آبی قدم به  زندگی ما گذاشته بود ، سپس تبدیل به زرد کمرنگ شد و بعد آبی خاکستری پرطراوت بر سر کوهستان  سرازیر شد تا آنکه عاقبت خورشید روی قله شروع به پاشیدن طلا کرد و سایه ها از دامنه رخت بربست. در انتظار این شکوه و عظمت هنوز ایستاده بودم تا این معجزه را دوباره و دوباره تجربه کنم.

" مالوری به جبهه شرقی طویل و دشوار اورست نگاه می کرد، بخش بالایی این جبهه به ظاهر شیبی برفی با  زاویه ای ملایم داشت ولی در ادامه نگاه او به لبه پائینی یخچال آویخته خیره شد ، فقط کافی بود کمی دیگر خیره شود تا متقاعد شود که تقریبا" در همه جا  همه چیز در معرض خطر ریزش یخ از این یخچال قرار دارد و اگر جایی وجود داشته باشد که احتمال صعود از آن  ممکن باشد ، این صعود بسیار دشوار و وقت گیر خواهد بود. این امر می تواند بیش از حد خطرناک باشد، مالوری مرد جسوری بود اما بی پروا و بی ملاحظه نبود ."


برچسب‌ها: مرگ دوباره مالوری
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۲ساعت 22:10  توسط پریساحسین زاده  | 

قسمت پنجم

سفر به خارتا فاقد رویدادی قابل توجه بود. کمپ اصلی که توسط کلنل هوارد باری درخارتا برقرار شده بود ، در جای مناسبی انتخاب شده بود. در اینجا  جسم خسته آنها بعد از سختی ناشی ازتلاش در ارتفاع می توانست بیآرامد . خارتا تقریبا" در ارتفاع پایین و شرایط جوی دلپذیر قرار گرفته بود. هوا معتدل و ملایم بود ، خورشید می درخشید بدون اینکه بسوزاند ، ابرها رطوبت ملایمی را پخش می کردند بدون بارش مداوم باران و از آنجا که دهکده روی جاده اصلی به سمت نپال قرار داشت ، آذوقه تازه همیشه در دسترس بود.

اما بعد از زندگی در دره رونگبوک با پوشش گیاهی فقیر، سنگ هایی که همه جا را فرا گرفته بود و مدام در حال ریزش بودند ، از بین رفتن ناخوشایند یخچال ها علیرغم برف زیبا در ارتفاعات ، نیاز شدید به تنوع و تغییر شرایط بود . چقدرلذت بخش خواهد بود اگر دوباره در دشتی پر از گل و درخت و گیاه باشی ، تماشای تنگه عمیق سبز فقط در یک کیلومتری جایی که آرون به سمت نپال سرازیر می شد ،یادآوری پوشش گیاهی غنی و تکاپو برای زندگی ، مقایسه این همه خوشی و برکت با طبیعت خسیس ، خشک و پرباد تبت .

با این وجود بیس کمپ خارتا برای عملیات شناسایی ما مناسب بود. در زیر پای ما جریان پهناور آب یخچال به آرون در بالای تنگه می پیوست ، از زمانیکه مجبور به ترک دره رونگبوک شدیم برای اولین بار آن را مشاهده کردیم ، از سمت غرب به پایین جربان داشت و احتمالا" سرمنشأ آن  اورست بود. تعقیب آن به سمت بالا بدیهی ترین برنامه ما در قدم  بعدی بود. بعد از چهار روز کامل بطالت برای  شناسایی در خارتا ، دوباره در دوم آگوست به همین هدف رهسپار شدیم.


برچسب‌ها: مرگ دوباره مالوری
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر ۱۳۹۲ساعت 20:5  توسط پریساحسین زاده  | 

قسمت چهارم

عشق کور است

نه بولاک و نه مالوری به غیر ازکوههایی که در آلپ صعود کرده بودند تجربه کوهنوردی دیگری نداشتند. آنها از تجربه آلپی خود برای نقشه برداری ، تخمین زمان و انرژی لازم   برای بدست آوردن یک مقیاس مشخص از روند پیمایش استفاده می کردند. اگرچه خیلی زود دریافتند که این تجربه آنها را کاملا" برای چنین صعودی  آماده نمی سازد. در آلپ یخچالهای طبیعی بزرگ ، مسیرهای مستقیمی به سمت قله دارند اما در تبت سطح زمین تنوع بیشتری دارد . لبه هایی با شیب تند ، سنگهایی سست و قدمگاههایی صعب العبور، صعود به صورت مستقیم را غیر ممکـــن می سازد. پیشروی آنها کند بود.

" من یک سنگنورد شایسته ای که باید باشم ، نبودم ، چیزی که اکثر مردم آرزویش را دارند و شاید لونگ استف درست می گفت که شهرت من به عنوان یک کوه نورد بیشتر برای صعودهای ناموفقم بود تا آنهایی که با موفقیت پیموده بودم"


برچسب‌ها: مرگ دوباره مالوری
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد ۱۳۹۲ساعت 18:24  توسط پریساحسین زاده  | 

نوشته رینهولد مسنر

قسمت سوم

دیدن منظره اورست برای نخستین بار برای مالوری لحظه ای به یاد ماندنی بود، از آن زمان به بعد مسیر جدیدی در زندگی او آغاز شده بود ، او بارها تاثیرکوهستان برزندگی اش را در رسانه ها انعکاس داده بود :


برچسب‌ها: مرگ دوباره مالوری
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 12:6  توسط پریساحسین زاده  |