
بنا به درخواست من و تصمیم سرپرست تیم، یال آبروزی را در پیش گرفتم. وظیفه من این بود که طنابهای قدیمی را بررسی کنم که در کمپ های 2و 3 نصب شده اند، هم هوایی هم کرده باشم. هنگام تاریکی به ابتدای مسیر کمپ اصلی پیشرفته رسیدم، مسیر در این مکان قطع می شود و قرار است فردا باربران پاکستانی، یانوش و مارچین اینجا چادر نصب کنند. صبح روز 12 فوریه ساعت هفت شروع به صعود از دالان کردم، از تبریخ و صفحه برف استفاده کردم، سپس از لبه سمت چپ دالان تا کمپ یک صعود کردم. با بی سیم به کمپ اصلی اعلام کردم که همه چیز روبراه است، طناب های ثابت قدیمی به خوبی نصب شده بودند و بیش از حد لازم هم بودند بنابراین 120 متر طنابی که همراه آورده بودم را همانجا دپو کردم چون به آن نیاز نداشتم.
در سال 2003 من بارها تا به این نقطه صعود کرده بودم، لحظات زیادی را به خاطر می آورم، حالا مسیر از روی یخ سفت و سنگ های سست رد می شد. در بعضی از نقاط این ایستگاه، کمپ برقرار کرده بودیم. در تابستان به خاطر سطح برف، جایگاه بالاتری را در نظر می گیریم. من به سختی تلاش کردم و طنابها را از زیر یخ بیرون کشیدم، شانه هایم خسته شدند اما مهم نبود نباید سرسری آنها را بیرون کشید. نیاز به دقت دارد، برای جلوگیری از آسیب دیدن طنابها که قرار است وزن شما را تحمل کنند، حدود یکصدمتر از آنها را تقسیم بندی کردم.


قدمگاههای سنگی با راه آبهای یخی در هم آمیخته بودند، باد شدید بود اما تاثیری بر من نداشت. ساعت 12 من در ارتفاع حدود 6500-6400 بودم. به کمپ اصلی اطلاع دادم که همه چیز روبراه است، در پناه صخره ها از باد شدید در امان بودم و یک مکان خوب برای نصب چادر پیدا کردم و تصمیم گرفتم که همانجا بمانم.

طولانی شدن نصب چادر کسالت آور بود و خوشحال شدم که عاقبت آن را به طور ایمن محکم کردم. برف را ذوب کردم و گوشت سرد خوردم. من غذا و گاز برای 3 روز داشتم.

هنگام صبح تصمیم گرفتم که تا کمپ 3 بروم که قبلا مورد موافقت سرپرست تیم قرار گرفته بود. اما بسیار غافلگیر شدم که ویلیچکی به من گفت که به کمپ اصلی برگردم. تاسف آور بود که کارم را ناتمام رها کنم، مکانی که من شب را در آن سپری کردم به عقیده من بسیار مناسب برای کمپ 2 در فصل زمستان است. شب نگران کننده اما ایمن بود، نگرانی بیشتر در صدمتر بالاتر بود. چند خرده سنگ به چادر اصابت کرد. کرامپون هایم را پوشیدم و ساعت 6 صبح 13 فوریه شروع به فرود کردم. ساعت هفت و سی دقیقه مارچین، پیوتر، امین و فاذر را در کمپ اصلی پیشرفته دیدم که در چادر بودند و خیال داشتند که به بالاتر بروند. کمی آرامتر شده بودم و ساعت 10 وارد کمپ اصلی شدم. در 20 فوریه طبق پیش بینی که از شرایط جوی بعمل آمده روز مناسبی برای حمله به قله خواهد بود.
