
کوه نوردان کشور چک، اِزدنیک هاک و یاروسلاو بانسکی (بانان) در اوایل ماه مه امسال، موفق به اولین تراورس کانگ چونگ شار به ارتفاع 6030 متر در نپال شدند، آنها از جبهه شمالی به سمت زین اسبی بین کانگ جونگ شار و چولو یا کانگ چونگ غربی یا کوه اَبی صعود کردند سپس یال شمال غربی را به سمت قله ادامه دادند، به زین برگشتند و از جبهه جنوبی فرود آمدند.
این دو تن در تلاش برای پروژه بزرگتری بودند اما به دلیل پاندمی تصمیم به برنامه متوسطی گرفتند، این قله ها به دلیل شکل و شیبی که دارند برای آنها جذاب بوده نه ارتفاع آنها، چیزی شبیه به "برادران ماترهورن" که نزدیک به هم هستند اما 2 کیلومتر بلندتر از آنها. مسیراز کاتماندو تا کمپ اصلی از این قرار بوده: دهکده دِهول، جوکیول، یخچال درانانگ، یخچال نگویومبا، یخجال گوانارا و کمپ اصلی. در ابتدای کار بارش برف و عمق آن باعث کندی پیمایش شده. اِزدنیک اینطور ماجرا را تعریف کرده:
" کمی عصبی و دمدمی مزاج هستم، روز اول علیرغم احساس ضعف و گلودرد، بدون انتظار برای همنوردم حرکت کردم اما با بدتر شدن حالم ناامید به چادر برگشتم، دو روز بعدی را در چادر بسر بردیم و بعد برای 6 روز غذا بسته بندی کردیم، هوای خوب در آستانه پایان گرفتن بود، بانان گفت که هوا خوب نیست و حال من هم خوب نشده بود اما اگر شروع نمی کردیم باید برمی گشتیم، کانگ چونگ شار را انتخاب کردیم که فقط 5 سال پیش بریتانیایی ها روی آن تلاشی داشتند، صبح کمی بهتر بودم، بعد از یک ساعت و نیم پیمایش به ابتدای مسیر رسیدیم، مشورت کردیم که از کجا شروع کنیم، شیب؟ کنج؟ کلاهک؟ یا یخ سفت؟ از هر کدام از اینها نمونه ای وجود داشت، وقتی با تبر یخ آویزان شدم به سرعت نیروی خود را از دست دادم بنابراین بانان سرطناب دشوارترین طول های مسیر شد و راه را باز می کرد.

ساعت 2 بعد از ظهر به ارتفاع 5600 متر رسیدیم و چادر نصب کردیم، همه چیز خوب بود و از منظره هیمالیا لذت می بردیم، چوآیو، اورست، جاسمبا، نانگپی-گوسوم و ... بسیار به ما نزدیک بودند. چهره همگی خشک بود همراه با یخ سفت و بدون پوشش برف در قله. یخ سفت مانع از پیشروی می شد اما در بخش پایانی بودیم، یک صعود میکس در انتظار ما بود.
4 صبح بیدار شدیم، یک ساعت بعد با یخبندان روبرو بودیم، در تمامی این فصل هیمالیا کاملا سرد بوده، از شیب یک یخچال عبور کردیم، برف به یکباره ناپدید شد، مجبور شدیم از شیب بهمن خیز با فاصله 30 متر از یکدیگر عبور کنیم، پیچ یخ را به هر فاصله ای که قادر بودیم، دریل کردیم و حمایت گرفتیم و بعد به 40 سانتیمتر برف تازه بالای سرمان رسیدیم، در صورت لغزش به پیچ ها متصل بودیم، شیب افزایش یافت و این خوب بود اما صعود خسته کننده شده بود، تماس با یخ سفت سطح بدن ما را می سوزاند، چندین طول میکس تا قله باقی مانده بود، کمبود برف همه چیز را دشوار کرده بود، یک میخ نصب کردم و مسیر بالای سرم را پاکسازی کردم، این کار را دوباره تکرار کردم چون از سقوط می ترسیدم، تقریبا ظهر بود که به قله رسیدیم، به عمرم چنین تجربه دشواری در هیمالیا نداشتم،
چند تا عکس گرفتیم و فرود را شروع کردیم، برنامه ما فرود از همان مسیر بود، هوا رو به خرابی بود، برف شروع به باریدن گرفت، تا ابتدای سطح یخی فرود انجام شد و بعد یخچال و نقطه بهمن خیز، این بار بانان می ترسید، البته اگر لغزشی انجام می شد هیچ شانسی برای نجات وجود نداشت. خیلی سریع به چادرمان در ارتفاع 5600 متر رسیدیم، نباید زیاد وقت تلف می کردیم، به سرعت وسایلمان را جمع کردیم، قصد داشتیم از راه کلاسیک جبهه جنوبی به پایین برگردیم، تا حدی از لبه یخچال به سمت پایین عبور کردیم و لوازم و تجهیزات را جمع کردیم تا پیش از تاریک شدن هوا به آغوش تمدن برگردیم و به درانانگ برسیم، چه روزی بود....
در نامچه بازار به مابقی دوستان کوهنورد برخوردیم، اکثرا چون من حال خوبی نداشتند و نیمی از آنها به دلیل تست مثبت کووید به اروپا پرواز داشتند، ظاهرا زمان مناسبی برای صعودهای تیمی در تعداد بالا نیست.
نام مسیر را به افتخار رئیس سابق دیده بان کوهستان کشورمان و عموی بانان "آدلف کلپز" تراورس آسمانی آدولف گذاشتیم، درجه آن +TD

توضیح: در درجه بندی فرانسوی +TD برابر با 5B روسی یا V/VI در درجه بندی UIAA محسوب می شود