" بادرودنکته امیدوارکننده ای که دربحثهای مطرح شده درباره نقد کوهنوردی کارگری بچشم میخورد اینستکه دوستان کوهنورد کارگرمان به سرنوشت خودشان حساسیت نشان داده و خواهان ارائه یک نقد سالم ومفید از گذشته کوهنوردی کارگری کشور هستند که بدور از هرگونه فرقه گرائی و برخوردهای شخصی به افراد بوده و نهایتا"بتواند امروزه راه حلهای عملی و موثری درپیش پای کوهنوردان بگذارد . امیدوارم دوستان شرکت کننده از برخوردهای مغرضانه و شخصی خودداری نموده وتلاش خود را صرف روشن کردن ابهامات ایرادات و کاستیهای حد اقل 50 سال فعالیت کوهنوردی کارگران کشور بنمایند .
کوهنوردی کارگران در دو دوره قابل بررسی میباشد :
1-قبل از ایجاد تشکیلات سراسری هیئت کوهنوردی کارگران کشور
دوره ای که فعالیت کوهنوردی در گروههای جداگانه در هر منطقه صورت میگرفته و فعالیتهای مشترک حد اکثر بصورت همکاریهای موردی (برنامه ها وصعودهای مشترک و......) بوده است . طی این دوره که تا اوائل دهه هشتاد ادامه داشت گروههای کوهنوردی کارگری یا بصورت آزاد تشکیل میشده مثل گروه کوهنوردی کارگران سندیکای فلزکار مکانیک یا بافنده سوزنی ویا درشرکتهای نسبتا"بزرگ کارگران علاقمند اقدام به تشکیل گروه میکردند . از ساختار تشکیلاتی این گروهها اطلاعات زیادی در دست نیست اما ویژگی مهم این دوره اینستکه در گروههای آزاد ضرورت وجود تشکیلات قوی ومنسجم بسیار بیشتر برای شرکت کنندگان در گروههای کوهنوردی مورد قبول بود و برای آن تلاش میکردند .زیرا عضویت افراد داوطلبانه و همچنین تامین هزینه ها اعم از خرید لوازم و تجهیزات ویا هزینه اجرای برنامه ها بعهده خود اعضاء بود .در حالیکه در گروههای کوهنوردی شرکتها اگر فعالیتی وجود داشت معمولا" به سلیقه و طرز فکر مدیران واحدها مربوط بود چون این مدیران بودند که بودجه ورزشی مورد نیاز گروههارا تامین میکردند . نکته دیگر اینکه طی این دوره در وزارت کار هنوز کوهنوردی بعنوان یک رشته ورزشی پذیرفته نشده بود بنابراین هیچگونه اجبار ویا ضرورتی از طرف وزارت کار برای فعالیت و تشکیل گروههای کوهنوردی وجود نداشت . بنابر این دراینگونه شرکتها مشکلات وموانع بسیاری درمقابل ایجاد تشکیلات منسجم کوهنوردی وجود داشت .این درحالی بود که مدیران هم بهیچوجه دل خوشی ازتشکیل گروه کوهنوردی نداشتند وآنرا برای خودشان بیشتر دردسر می دانستند.
مجموعه این شرایط باعث میشد که ما درسالهای قبل از دهه 80 تعداد بسیارانگشت شماری گروههای کوهنوردی داشته باشیم که دارای ساختار تشکیلاتی محکم وکمیته ها و کارگروههای فعال بوده و از طریق برگزاری مجامع عمومی واقعی وانتخابات سالم هر ساله مسئولین وسرپرستان خود راانتخاب نمایند .
2-بعداز راه اندازی هیئت کوهنوردی کارگران کشور
دوره ای که با پذیرش کوهنوردی بعنوان یک رشته ورزشی دروزارت کار در اوائل دهه هشتاد آغاز میشود .البته این پذیرش بسادگی صورت نگرفت بلکه سالها تلاش وپیگیری گروههای کوهنوردی بصورت تک تک و یا گروهی توانست ماهیت ورز شی و جدی بودن کوهنوردی را به مسئولین نشان دهد .این تلاشها بصورت تهیه طومار و مراجعه دسته جمعی به وزارت کار و همچنین برگزاری صعودهای مشترک وعمومی درسطح کشور و صعودهای شاخص خط الراسی ویا صعود همزمان جبهه های مختلف قلل مطرح وبزرگ مثل علم کوه ودماوند صورت گرفت .
یکی از مهمترین نتیجه های این پذیرش ایجاد "هیئت کوهنوردی کارگران کشور" در وزارت کار و سپس "هیئت کوهنوردی کارگران استان " به مرور در استانهای مختلف بود . هم اکنون در بیش از 20 استان این هیئتها ایجاد شده است . اما متا سفانه بجز یکی دو مورد در سالهای اول بقیه روئسا و مسئو لین هیئت ها انتصابی بوده وکوهنوردان وگروههای کوهنوردی تا به امروز تقریبا"هیچ نقشی در تعیین آنها نداشته اند . هیچگونه اساسنامه وآئینامه مدون وکاملی برای تشکیل این هیئتها در وزارت کار وجود نداشت . در چند سال اخیر افراد ویا گروههائی بطور انفرادی در این مورد تلاش کردند ولی نتیجه کار آنها نیز در وزارت کار خاک میخورد و بهیچوجه به آنها توجهی نشده است . درنتیجه طی این دوره تشکیلات کوهنوردی سراسری کارگران بهیچوجه دارای ساختار محکم واصولی نبوده که درآن کمیته ها و کارگروهها ی مختلف با برنامه و بطور فعال و با مشارکت واقعی کوهنوردان کارگر وجود داشته باشند . باوجود موفقیتهای موقتی وکوتاه مدت در این دوره که اوج آنها صعود تیم کارگران کشور به قله برود پیک بود این وضعیت تا به امروز ادامه داشته و نتیجه آن هیئتها وگروهها یی است که بسادگی با سلیقه ونظر مدیران زیرو رو شده و فعالیت آنها تقریبا"متوقف میشود .
نبود تشکیلات قوی و کارامد درکوهنوردی کارگران دلائل متعددی بشرح زیر دارد :
1-عدم اعتقاد مدیران و مسئولین وزارت کار به ضرورت وجود چنین تشکیلاتی برای کوهنوردی چه در سطح هیئتها وچه در گروهها ی کوهنوردی . فعالیت ورزشی کوهنوردی از دید ایشان سالهاست که فقط گماردن یک مسئول هیئت که تقریبا"کاره ای نیست و اجرای دو سه برنامه گل گشتی و بریزو بپاش برای این برنامه هاست .
2-بیشتر کارگران کوهنوردی که در گروهها مشغول کوهنوردی هستند حساسیتی به سرنوشت هیئت کوهنوردی کارگران کشور ندارند و ارتباطی بین ادامه و رشد فعالیت کوهنوردی خودشان و ضرورت وجود یک تشکیلات قوی سراسری در هیئت کوهنوردی کارگران کشور و هیئت های استانها نمی بینند . آنها نمیدانند که چطور روسا و مسئولینی که از بین خودشان انتخاب کنند ویا کمیته ها وکارگروههای فعال وزنده دراین هیئتها می توانند مانند خون تازه در رگهای کوهنوردی کارگری عمل کنند .آنها نمیدانند که یک هیئت کوهنوردی واقعی سراسری میتواند با برنامه ریزی درست وحل مشکلاتی که گروهها در پیشبرد فعالیتشان دارند بمراتب آنها را نسبت به زمانی که بطور انفرادی کوهنوردی میکردند بیشتر رشد دهد .
3-از بین بردن این بی تفاوتی وایجاد حساسیت در کوهنوردان کارگر قطعا"نیاز به آموزش و بالا بردن دانش تشکیلاتی آنها و تمرین دارد . متاسفانه هیئتهای کوهنوردی کارکران کشور و استانها نه تنها تقریبا"هیچ تلاشی برای این آموزشها نکرده بلکه بسیاری از روسا ومسئولین این هیئتها بخاطر حفظ مقام و جایگاه خودشان بهائی به آن نمیدهند و در مقابل آن نیز قرار می گیرند .
واما سخن آخر :
هم اکنون طرح تشکیل فدراسیون ورزشهای کارگری دروزارت کار مطرح شده وچندین ماه است که سرپرستی برای آن گمارده اند تا مجمع عمومی این فدراسیون در آینده نزدیک برگزار شود .آئینامه های موجود در سایت فدراسیون ورزش کارگری وزارت کار بسیار ناقص و محدود است . همچنین رابطه این فدراسیون با کنفدراسیون جهانی ورزشهای آماتوری کارگری که به عضویت آن درآمده ایم و آئینامه ها ی این کنفدراسیون که برای اعضا ء لازم الاجراست . اینها مواردی است که قطعا"سرنوشت آینده ورزش کوهنوردی کارگری ما را تعیین خواهد کرد .
وظیفه تمام کوهنوردان کارگر است که بهر شکل نظرات خود را در مورد آنها بگوش مسئولین برسانند تا حد اقل تاثیر رادرمصوبات مجمع عمومی این فدراسیون گذاشته و بتوانیم حتی الامکان تشکیلات کوهنوردی قویتری داشته باشیم . "
برچسبها: کوه نوردی کارگری