
روز گذشته montagna.tv اینطور نوشت :
کسی چه می داند شاید کریستف ویلیچکی هرگز دلیل اصلی رها کردن اکسپدیشن K2 در صبح امروز را اعلام نکند، اطمینان حاصل نیست دلایلی که برای پایان اکسپدیشن اعلام شد، کفایت داشته باشد.
دنیس اوروبکو با مدیریت تیم و تاریخ شروع و پایان فصل زمستان و انتخاب مسیر سزن اختلاف نظر داشت، حادثه ریزش سنگ برای بلیسکی و بعد فرونیا که او را مجبور کرد به لهستان برگردد. تغییر مسیر و تلاش مجدد روی مسیر آبروزی، امداد رسانی روول در نانگاپاربات و رها کردن مکیوویچ، ارتباط با مرکز با یانوش میجر هماهنگ کننده برنامه در لهستان ، تمامی اینها روز به روز توان و قدرت تیم را کاهش داد.
K2 قدرتمند و عناصر آن در ماه ژانویه فضای لازم را برای تلاش در اختیار گذاشت و حتی در اواسط فوریه چند روزی شرایط خوب بود به همین دلیل بود که بلیسکی و اوروبکو خیلی سریع پیشروی کردند و بعد اوروبکو در برنامه شناسایی مسیر آبروزی بدون مشکل پیش رفت تا اینکه دستور توقف صادر شد.
مشاوره انجام شده حکم کرد که آنها به خانه برگردند، مشاوره؟ با چه کسی؟ کریستف ویلیچکی، یانوش گولاب، آدام بلیسکی، مارک میلارسکی، مارچین کاچکان، آرتور مالک، پیوتر تومالا یا یانوش میجر؟ این کوه نوردان تصمیم گرفتند که از حالا تا 21 مارس تنها یک پنجره آب و هوای خوب برای بهره برداری وجود دارد که آنهم کافی نیست و طنابها روی دیواره با برف پوشانده شده که البته در تابستان نیز چنین اتفاقی رخ می دهد و اینکه هم هوایی برای هیچکدام جز آدام بلیسکی کافی نیست، بنابراین تلاش برای قله خطرناک است و بهمن خطر بالقوه است زیرا 80 سانتیمتر برف تازه باریده. بهتر است که بگذاریم چنین باشد و آنرا واقعیت بپنداریم!
یک فرصت مهم از دست رفت که به ما بگوید حتی کوه نوردان نیز تکامل می یابند، افکار جدید، تکنیک ها و استراتژی های اعمال شده و در موارد دیگر حتی برخی از کوه نوردان حاضر در کمپ اصلی K2 ، زمان را به عقب بردن اشتباه است اما نه بطور مطلق، در کوه نوردی هر کس آن کاری را انجام می دهد که فکر می کند درست است اما به لحاظ دستیابی به یک نتیجه خوب و قابل تحسین، این زیباشناسی و اخلاق کوه نوردی است که اهمیت پیدا می کند. به طور خلاصه، لذت بردن از کسب و کاری مدرن، زمانی قابل قدردانی است که مواد تشکیل دهنده آن واقعی و به خوبی هماهنگ و متعادل شده باشند، اگر آنها ما را خوشحال ترک می کردند و حتی اگر سرگرم می کردند، شاید به این دلیل که میل و اشتیاق ما را برای یک فعالیت، یک ورزش و یک شیوه زندگی و طبیعتی که دوست داریم، افزایش می دادند و این برای تمامی ورزش ها با ارزش است.
بازبینی تلاش های زمستانی K2
بعد از اعلام پایان عملیات تیم لهستان در کمپ اصلی K2، غول قراقروم ، ما امسال دوباره بر آن شدیم که رکورد صعودهای ناموفق در فصل زمستان را در این قله بروز رسانی کنیم. کوهی که نه تنها دشوار برای صعود است بلکه حتی برای تلاش نیز دشوار است. با نگاهی به گذشته ما می بینم که چگونه تلاشهای زمستانی K2 در 4 برنامه متوقف شد. در مقایسه، نانگاپاربات بیش از 30 تلاش تا قبل از سال 2016 داشته. اما عواملی که منجر به صعود زمستانی K2 ، فراتر از امکانات بشری خواهند شد کدامند؟
تلاش برای تجزیه و تحلیل ویزگی های آن امکان پذیر نیست جز بازبینی مراحل چند تلاش نادر در فصل زمستان. از آنچائیکه امسال آدام بلیسکی K2 را اینگونه تعریف کرد: "یکی از سرسخت ترین مکانهای روی زمین که به نظر می رسد به سیاره ای دیگر تعلق داشته باشد" و آندرژ زاوادا سرپرست اولین اکسپدیشن K2 قبلا گفته: " من خود را برای عدم موفقیت در آن چیزی که مسئولیت آن را بعهده داشتم سرزنش نمی کنم، همه آنچیزی را که امکانات بشری در این شرایط بسیار سخت باید انجام می داد، انجام دادیم". اول از همه باید گفت که عواملی که موجب دلسردی بسیاری از کوه نوردان از تلاش زمستانی K2 می شود همیشه مرتبط با دشواریهای صعود نیستند، بلکه این عوامل لجستیکی، اقتصادی و فراتر از همه محیطی هستند که نقش تعیین کننده دارند. ویژگی های این کوه، دیواره هایی با شیب تند و گذرگاههای کوهستانی دشوار است که حتی رسیدن به کمپ اصلی آن، طولانی و چالش برانگیز است. در معرض باد و شرایط بد جوی قرار گرفتن، بدون محافظت، بسیار خطرناک و نیز بسیار گران است، به علاوه شرایط آب و هوایی قراقروم همیشه هم بد نیست اما بسیار شدیدتر از آن چیزی است که در زنجیره هیمالیا وجود دارد. ویژگی آن غیرقابل پیش بینی بودن شرایط جوی و طوفانهای آن بخصوص در روزهای آخر است. به تمامی این عوامل امکان دسترسی به قله از جبهه شمال شرقی را هم باید اضافه کرد که در قلمرو کشور چین قرار دارد و مقامات این کشور بدون هشدار و اعلام رسمی می توانند این مسیر را مسدود کنند و ما به سادگی مشکلات پیش روی کسانی که تصمیم دارند این هدف را دنبال کنند، درک خواهیم کرد. همانطور که گفتیم ترکیبی از این ویژگی ها بدین مفهموم است که تلاش های زمستانی قبل از فصل جاری لهستانی ها محدود به سه مرحله می شود، اگرچه این تعداد کم بوده، تجزیه و تحلیل این برنامه ها سختی هایی که تیم لهستان با آن روبرو بود را مشخص می سازد، بنابراین اجازه دهید از نزدیک آن را بررسی کنیم.

تصویری از اینستاگرام آدام بلیسکی با این عبارت که گفته بودم اینجا سیاره دیگری است
برنامه زمستانی سالهای 88- 1987
اولین تلاش برای تسخیر K2 در فصل زمستان توسط تیمی از لهستان – کانادا و بریتانیا در سال 1987 صورت گرفت که از جبهه جنوبی در امتداد یال دیگلی آبروزی بود. در واقع مقدمات این تلاش چهار سال قبل از این تاریخ شروع شده بود، وقتیکه در سال 1983 لهستانی ها با اولین صعود زمستانی اورست در سال 1980 آبدیده شده بودند و سعی کردند تحت سرپرستی آندرژ زاوادا یکی از پیشگامان صعودهای زمستانی هیمالیا، اکسپدیشنی را برای تسخیر K2 در این فصل ترتیب دهند. برای رسیدن به بودجه لازم، زاوادا در جستجو بود و در کانادا از طریق ژاک اولک یک لهستانی مقیم این کشور که کوه نورد و دوست قدیمی زاوادا بود، این بودجه تامین شد.

آندرژ زاوادا در اکسپدیشن سالهای 88- 1987، تصویر از wspinanie.pl
در زمستان سال 1983 زاوادا و اولک عازم بالترو شدند تا شرایط کوهستان را مطالعه کنند و برای صعود برنامه ریزی داشته باشند اما مقامات پاکستانی از صدور مجوز در فصل زمستان خودداری کردند و اعلام شد که وضعیت حمل و نقل بسیار پیچیده تر و گرانتر از حد انتظار است. اولک و زاوادا با اعتقاد بر اینکه بودجه بیشتری لازم است به جذب کوه نوردان از سایر کشورها پرداختند. گروهی از کوه نوردان بریتانیایی به این فراخوان پاسخ دادند و در نهایت در سال 1987 همه چیز برای اولین تلاش زمستانی K2 آماده شد. اکسپدیشن از چهره های قدرتمند کامل شد، 13 لهستانی، 4 بریتانیایی و 7 کانادایی که باید گروه باربران ارتفاع را نیز به آن اضافه کرد. برای پرهیز از هزینه های زیاد در فصل زمستان، آنها تصمیم گرفتند که به محض پایان یافتن فصل پاییز وارد کمپ اصلی شوند، بنابراین آنها با شروع ماه دسامبر وارد پاکستان شدند و در روز کریسمس به کمپ اصلی رسیدند.

صعود زمستانی K2 سالهای 88- 1987، تصویر از summit post
برف و باد شدید به آنها خوشامد گفت، شرایط جوی که تمامی فصل ادامه داشت تنها 10 روز تیم را به حال خود رها کرد، در واقع سه ماه در کمپ اصلی برای بهتر شدن آب و هوا در انتظار بودند. کمپ 1 در 5 ژانویه توسط ماچیک پاولیکوفسکی، ماچین بربکا، کریستف ویلیچکی و جان تیلکر در ارتفاع 6100 متر نصب شد. چند روز بعد ویلیچکی و سیچی از "کامینو بیل" عبور کردند و کمپ 2 را در ارتفاع 6700 متر برپا کردند اما پنجره آب و هوای خوب بلافاصله بسته شد و آنها تا دوم مارس منتظر ماندند و کمپ 3 را در این تاریخ در ارتفاع 7300 متر نصب کردند که البته این کار مجددا توسط ویلیچکی و سیچی انجام شد. این دو کوه نورد در 6 مارس به جان میر و ژان فرانسوا گاندن ملحق شدند، پیمایش آنها توام بود با طوفان شدید در تمامی شب، آنها مجبور به برگشت به کمپ اصلی شدند، در همگی آثار اولیه ای از سرمازدگی و انجماد بود که گروه را مجبور کرد بعد از بررسی تصمیم بگیرد تا از هرگونه تلاش بیشتر برای این صعود غیرممکن، خودداری کند. آنها 80 روز در کوه بسر برده بودند و وقت آن رسید بود که برگردند.

مسیر کمپ اصلی K2 از طریق بالترو، سال 88- 1987، تصویر از southasian
صعود بین المللی سالهای 2003-2002
لهستانی ها به مدت ده سال رویای تسخیر K2 در زمستان را رها کردند و در عوض بر صعود زمستانی نانگاپاربات تمرکز داشتند و این بار نیز آندرژ زاوادا بود که دومین تلاش زمستانی K2 را در سال 2000 برنامه ریزی کرد. جبهه ای که این بار انتخاب کردند برخلاف سال 1987 جبهه جنوبی نبود، آنها جبهه شمالی را برگزیدند. در خلال اولین برنامه شناسایی جبهه شمالی، زاوادا با یک بیماری ناگهانی روبرو شد که مانع از حضور او در منطقه قراقروم شد و بعد از شش ماه بستری در ماه آگوست درگذشت.

اکسپدیشن سالهای 03-2002 تصویر از himalanmnan.wordpress
علیرغم این ضایعه، سازماندهی تیم ادامه یافت و در دسامبر 2002 تیم اصلی و تعداد زیادی نفرات پشتیبانی عازم قراقروم شد، سرپرست تیم کریستف ویلیچکی بود، کوه نورد و نماد صعودهای زمستانی. این تیم شامل 19 کوه نورد بود که 15 نفر از آنها لهستانی و 4 نفر از کشورهای قفقاز، گرجستان، قزاقستان و ازبکستان منجمله دنیس اوروبکو بود.

مسیر سال 03-2002 صعود زمستانی K2، تصویر از altitudepakistan.blogspot
این بار تصمیم بر این بود که از سمت شمال این قله را صعود کنند. کمپ اصلی در ارتفاع 5100 متر ایجاد شد، همانطور که زاوادا تصمیم گرفته بود. از آن تاریخ به بعد تمامی کوه نوردان بر روی مسیر شروع به تلاش کردند. در 5 ژانویه اوروبکو و واسیلی پیتسف کمپ 1 را در ارتفاع 6000 متر برقرار کردند. علیرغم بارشی ویرانگر، ویلیچکی و بربکا موفق شدند 200 متر طناب را از نوار صخره ای عبور داده و مسیر را برای رسیدن به کمپ 2 آماده کنند که اوروبکو و پیتسف در 20 ژانویه در ارتفاع 6750 متر آن را برقرار کردند.

اوروبکو و ویلیچکی طی برنامه سالهای 03-2002، تصویر از Exploresweb.com
همه چیز طبق برنامه در حال پیشروی بود که باد شدید اکسپدیشن را فرا گرفت و کوه نوردان قفقازی تصمیم گرفتند که تیم را ترک کنند. تنها دنیس اوروبکو با تیم لهستان باقی ماند. ترکیب اقوام مختلف کاری از پیش نبرد، علیرغم از دست رفتن منابع مهم امداد و نجات، تلاش بی وقفه ادامه یافت. کمپ 3 در 4 فوریه در ارتفاع 7300 متر و روز دوازدهم کمپ 4 در ارتفاع 7650 متر نصب شد. عاقبت در 21 فوریه بعد از مدت زیادی انتظار، که دلیل آن شرایط بد جوی بود، اولین حمله به سمت قله انجام شد، ژاک ژاوین و جورک ناتکانسکی وظیفه چک کردن و آماده سازی مسیر را بعهده داشتند تا کاچکان و اوروبکو روز بعد عازم حمله به قله شوند. 26 فوریه اوروبکو و کاچکان در شرایط بسیار بد جوی، وارد کمپ 4 شدند. باد شدید بسیاری از کمپ ها را تخریب کرده بود و مایحتاج ضروری را با خود برده بود. صبح روز بعد اوروبکو به کمپ اصلی اطلاع داد که مارچین کاچکان روبراه نیست، وقتی از او سئوال می کنم جواب نمی دهد و حتی قادر نیست بند پوتین های خود را محکم کند، مشکلی در مورد او وجود دارد. ادم مغزی در کاچکان شروع شده بود، یک ماموریت امداد و نجات بلافاصله شروع شد و در 27 فوریه تمامی اعضای تیم در سلامت در کمپ اصلی بودند و اکسپدیشن خاتمه یافت. علیرغم شکست این اکسپدیشن، با وجود مقاومت K2 که این بار بهتر شده بود، تلاش سال 2002 به وضوح نشان داد که رسیدن به قله امکان پذیر است، همانطور که پیوتر موراسک در گزارش خود از این برنامه اعلام کرده بود.
تلاش روس ها در سالهای 2012-2011
تقریبا ده سال دیگر گذشت تا اینکه در پایان سال 2011 اکسپدیشنی شامل 16 کوه نورد به سرپرستی ویکتور کوزلف که همگی روسی بودند وارد کمپ اصلی K2 شدند. گروهی بسیار قوی که از تعداد زیادی برنامه های موفق برگشته بودند که شامل ایجاد 3 مسیر جدید در غول های هیمالیا و قراقروم بود مثل اولین صعود لوتسه میانی در سال 2001، صعود به جهه شمالی اورست در سال 2004 و صعود جبهه غربی K2 در سال 2007. علیرغم این موفقیت ها هیچکدام از اعضای تیم به غیر از قله های روسیه تجربه صعود زمستانی نداشتند.

بولوتوف، بلوس و وینوگرادسکی بعد از فرود از کمپ 1 به دلیل شروع طوفان، تصویر از Esploresweb.com
برنامه آنها هم هوایی در منطقه سدپارا و بعد صعود بدون اکسیژن بود. 25 دسامبر حدود 2000 متر طناب ثابت روی مسیر سزن تا ارتفاع 7560 متر نصب شد. از این نقطه تا قله 8611 متری K2 تصمیم گرفته شد که مسیر جدیدی را دنبال کنند. برنامه آنها به سبک نظامی اجرا شد که ویژگی آن یک تیم بسیار بزرگ از کوه نوردان بود که در گروه های کوچکتر تقسیم شده تا امکان صعود داشته باشند.
بعضی از آنها باید دیواره را ثابت گذاری می کردند در حالیکه مابقی کمپ های مرتفع را ایجاد می کردند. به لطف سرعت زیاد و روشمند بودن آنها در 4 ژانویه کمپ 1 در ارتفاع 6050 متر ایجاد شد. ده روز بعد به کمپ 2 در ارتفاع 6350 متر رسیدند. برای چندین روز تیم ناچار شد به خاطر شرایط بد جوی در کمپ اصلی منتظر باشد اما در 25 ژانویه تلاش در بالای کمپ 2 از سر گرفته شد به نحوی که در پایان ژانویه مسیر تا ارتفاع 7000 متر مجهز شده بود.
در 31 ژانویه ایلیس توخواتولین، اندرو ماریف و وادیم پوچوویچ طناب ثابت را تا ارتفاع 7200 متر نصب کردند و نیک توتمانتین، والری شامالو و ویتالی گورلیک تجهیزات و مایحتاج را در ارتفاع 7000 متر دپو کردند. روس ها رویای صعود را در دوم فوریه داشتند تا اینکه طوفان شدید آنها را وادار کرد که به کمپ اصلی برگردند. در طول این مراحل آثار ذات الریه و سرمازدگی در والری گورلیک پدیدار شد، گروه بلافاصله عملیات خروج او را از کمپ اصلی سازماندهی کرد اما شرایط بد جوی مانع از ورود هلیکوپتر شد و در 6 فوریه این کوه نورد به دلیل ذات الریه و ایست قلبی جان باخت. این حادثه تراژیک به اکسپدیشن روس ها خاتمه داد و هرگونه رویای دستیابی به قله را تا اکسپدیشن سال جاری لهستانی ها خنثی کرد.

کمپ اصلی در طوفان شدید، تصویر از Exploresweb.com