
در اصل راهنمای کوهستان در سوئیس است و تبحر اصلی وی در صعودهای سرعتی است به طور مثال صعود سرعتی دیواره شمالی آیگر در 2 ساعت و 28 دقیقه و جبهه شمالی ماترهورن در 1 ساعت و 46 دقیقه اما تازگی ها تمرکز وی بیشتر بر یخ نوردی است، او هنوز در زمستان حرف برای گفتن دارد، بعد از صعود مسیر 300 متری، سولو و بدون طناب Beta block super - WI7 در بریت ونگفلو ،سوئیس (در این لینک می توانید ویدیوی بسیار هیجان انگیز آن را تماشا کنید) او به سمت رویایی ترین مکان کره زمین حرکت کرد، غار هلمکین در بریتیش کلمبیای کانادا.
این مکان در سال 2010 توسط ویل گد و تیم امت کشف شده بود، زمانی که آنها Spray را ایجاد کردند. در نوع خود یک انقلاب بود زیرا در جهان چیزی شبیه آن وجود نداشت، یخ ذوب شده، آبشاری از یخ در دمای منفی 45 درجه سانتیگراد. از بالای این غار بزرگ یک ابشار 140 متری جاری است با بار زیادی از رسوبات ناشی از آب. بین آبشار و دیواره غار فضایی وجود دارد که در آن به گفته ویل گد یک زمین فوتبال است، حجم زیادی از آب با سرازیر شدن از ارتفاعات موجب تشکیل یک فواره یخی شده که بردیواره فرو می ریزد و خارق العاده ترین عارضه طبیعی یخی را بوجود آورده است. این سومین سفر آرنولد به آبشار هلمکین است که منجر به ایجاد power shrimps = میگوهای قدرتمند، شده است، مسیر بزرگی دیگر در درون این غار. 45 متر اول به سقفی تقریبا افقی ختم می شود و با 25 متر بعدی مسیر به انتها می رسد. به دلیل ماهیت استثنایی این صعود دنی آرنولد درجه ای برای این مسیر تعیین نکرد اما خود می گوید دشوارترین و برجسته ترین صعودهای من است.

اسپانسرهای آرنولد، پتزل، لسپورتیوا، ماموت، مونتانا، آدیداس آیویر، ویکتورینوس و زیس هستند، آرنولد در سایت ماموت این صعود را اینگونه توصیف کرده:
ما عاقبت به آن دست یافتیم و مسیری جدید در آبشار هلمکین ایجاد کردیم، اولین باری که تصویری از این مکان دیدم هدفم این بود که در آنجا کاری عالی انجام دهم، برای یک یخ نورد سرزمین عجایب یا مکانی جادویی است، میلون ها انواع مختلف قندیل یخی از حفره های دیواره آویزانند با آبشاری بزرگ در وسط . این سومین سفر ما به این آبشار بود، نخستین بار شرایط جوی خوب نبود و موفق به صعود نشدیم، سال گذشته شرایط بسیار خوب بود اما خطرات آبشار به سرعت بر ما آشکار شد. در آن زمان من قصد داشتم که یک مسیر را تکرار کنم، سه روز صرف شد تا اولین بخش مسیر را پیدا کردیم. ما حتی یک فلزیاب با خود همراه داشتیم تا به ما کمک کند بولت ها را پیدا کنیم اما حتی یک بولت هم پیدا نشد، فقط می شد نتیجه گرفت که بولت ها همراه با سنگ ها شکسته و از صخره جدا شده اند. این موضوع به طور طبیعی ما را محتاط تر کرد، بعد از برخورد یک تکه یخ با دستم تصمیم گرفتم که به این تلاش خاتمه دهم.

با این حال امسال همه چیز به طور کامل با من همراه بود و تجربه سالهای گذشته مرا برای این تلاش آماده کرده بود، حتی در روز اول می شد دید که عموما حجم یخ کاهش پیدا کرده است. این بار به جای تلف کردن وقت برای جستجوی بولت، می خواست که مسیر خودم را دریل کنم. ایجاد آن کار سختی بود و دو روز طول کشید، باید یخ را می تراشیدم، گاهی حمایت موقت ایجاد می کردم و دریل کاری می کردم، دریل را به بالا حمل می کردم و حفره هایی با آن ایجاد می کردم و آنها را با پیچ پر و با چکش محکم می کردم. چالش بعدی، صعود از مسیر بدون پاندول بود، کاری که تصور می کردم باید ساده تر باشد، یک روز کامل تلاش کردم تا اینکه دریابم چگونه مسیر را صعود کنم. احساس می کردم که نیروی من رو به تحلیل است، کراکس اولین طول در انتهای آن قرار داشت، بعد از پیمایش 40 متر به یک سقف تقریبا افقی رسیدم اما روز دوم بر آن مسلط شدم، من پاور شریمپز را بدون پاندول صعود کردم.
قندیل های این غار، عارضه های طبیعی و غیر عادی بودند، کج و معوج، میخ مانند و منحنی شکل مثل موز یا حتی میگو، مسیر ما درست از میان این قندیل ها عبور کرد، جدالی با موانع بسیار و تجربه ای دردناک بود با این حال این مکان آنقدر برای ما جاذبه داشت که تمایل به بازگشت به آن را داریم تا دوباره به آن بپردازیم. "