وبلاگ کوه نوردی و صعودهای ورزشی گل کوه

انعکاس اخبار و تاریخ کوه نوردی و صعودهای ورزشی با اولویت زنان

اولین زن صخره نورد جهان

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم فروردین 1392 ساعت 19:8 شماره پست: 598

 

در اواخر قرن نوزدهم چهره ای استثنایی تاریخ صخره نوردی زنان جهان را رقم  زد ، جین (ژنه) آی مینک نی دس هلندی ، شخصیتی است که شاید به دلیل زندگی خصوصی آشفته و به عبارتی گذشته ای که چندان قابل احترام نبوده  وجودش در بسیاری از روزشمارهای تاریخی دنیای کوه نوردی و سنگ نوردی زنان نادیده گرفته شده و شاید هنوز نمی توان به اطلاعاتی که اینترنت در اختیار ما می گذارد ، علی الخصوص در ایران و با دشواری های دسترسی به آن که حق مسلم هر فرد در عصر ارتباطات است ، اعتماد کامل کرد. در سایتی به نام fembio بیوگرافی زنان برجسته جهان قابل دسترسی است و در اینجا بود که به اطلاعات با ارزشی از اولین زن صخره نورد جهان برخوردیم .

در این سایت از جین بعنوان اولین زن سنگنورد، اولین کسی که از کلاه سوارکاری بعنوان کلاه ایمنی صخره نوردی استفاده می کرده ، اولین کسی که هارنس یا تونیک صخره نوردی را اختراع کرده ، اولین زنی که گشایش مسیر کوه نوردی و سنگنوردی در زمستان داشته ، یاد شده است .

تولد 10 اکتبر سال 1853 در آمستردام – هلند ، مرگ 20 آگوست سال 1929 میلان – ایتالیا ، در یک خانواده آلمانی – یهودی بدنیا آمد و به دلیل مرگ زود هنگام پدر و تنها گذاشتن همسر و چهار دختر جوان خیلی زود مسئولیت زندگی خود را بعهده گرفت . دوره دبیرستان را در آمستردام به عنوان یک دانش آموز ممتاز به پایان رساند اما ادامه تحصیل در دانشگاه گزینه بعدی او نبود زیرا زنان در دانشگاه پذیرفته نمی شدند و در آنزمان تحصیلات عالی برای زنان وجود نداشت . برای فرار از فقر با یک تاجر به نام کارل آی مینک ازدواج کرد و این زوج تازه ازدواج کرده به آفریقای جنوبی مهاجرت کردند و ساکن پرتوریا شدند. اوضاع زندگی در پایتخت ترانسوال همان محدودیت های آمستردام را داشت .  ازدواج آنها چندان دوام نیاورد و جین نتوانست مسئولیت بزرگ کردن اولین پسر خود را بعهده بگیرد. چند ماه بعد از تولد او با یک سواره نظام بریتانیایی به نام کاپیتان هنری داگلاس ویلان ارتباط برقرار کرد که برای مدت کوتاهی در پرتوریا توقف داشت و از یک مأموریت نظامی برمی گشت . هنگامیکه هنگ او به هندوستان منتقل شد ، جین با او همراه شد و به این ترتیب از طرح دعوی همسرش در دادگاه با عنوان خیانت فرار کرد و فرزندش را به دست آشنایان سپرد.

جین مدت زیادی در  شمال غرب هندوستان باقی نماند. بارداری او به این ماجرا خاتمه داد ، افسران بریتانیایی قبل از سن سی سالگی اجازه ازدواج نداشتند و حضور کودکان در اردوگاههای نظامی ممنوع بود. جین به اروپا برگشت و فرزند خود را به دنیا آورد، یک پسر ، بدون ازدواج رسمی در سوئیس مستقر شد ، نام فرزند خود را لویی آی مینک گذاشت ، حمایتهای مالی سخاوتمندانه معشوق سابق ، او را بی نیاز از دنیا کرد. هنری داگلاس ویلان از یک خانواده برجسته نظامی بود که به درجه سرهنگی ارتقاء یافته بود و مقرر بود مسئول نظارت بر گارد کاخ وینسور شود.

در سوئیس جین با کوهستان آشنا شد و وانمود کرد که بیوه همسر اول خود می باشد و با پسر کوچک خود تلاش بر روی رشته کوه آلپ را آغاز کرد. خیلی زود جذب صعود به  قله های دشوار شد . در خلال دوران بل ایپوک (دورانی است که در فرانسه از 1871 آغاز و تا شروع جنگ جهانی اول ادامه داشت ، در این دوران تکنولوژی نوین ، اکتشافات علمی ، صلح و آرامش و... وجود داشت و به عصر طلایی معروف است) ورزش کوه نوردی به تجلی شجاعت و نمادی مردانه توسعه یافت هرچند برای زنان نیز بعید بنظر نمی رسید. جین نیز این ورزش ماجراجویانه و چالش های آن را به عنوان ابزاری برای تحقق اهداف خود کشف کرد. تلاشهای جسورانه او در سطح وسیعی غضب جامعه را به دنبال داشت اما درون محافل کوه نوردی دیدی یکسان با مرد نسبت به او وجود داشت ، بنیه و چالاکی او را به سادگی نمی شد نادیده گرفت. صعود او در سال 1891 به قله فانف فینگر(پنج انگشت) چنین احساسی را موجب شده بود. این قله در دولومیت (رشته کوهی در شمال شرقی ایتالیا که بخشی از جنوب آلپ محسوب می شود) قرار دارد ، قله ای که هنوز صعود از آن برنامه ای سبک محسوب نمی شود.

زمانیکه رابرت هنس اشمیت شجاع ترین کوه نورد آن دوران صعود به یک قله از طریق یک تنوره را انجام داد و به نام خودش ثبت گردید ادعا کرد که هیچکس توانایی تکرار آنرا نخواهد داشت ، هنوز یک سال نگذشته بود که جین این کار را انجام داد ، او هشیارانه آماده پاسخگویی برای کاری که انجام داده بود ، شد، صعود از تنوره اشمیت شهرت او را به عنوان یک کوهنورد خدشه دار می ساخت. او صعودهایی را انتخاب می کرد که مرکز بحث محافل کوه نوردی بود ، دشوارترین مسیرهای یخ و سنگ در آلپ وله را انتخاب می کرد که در میان آنها دو تراورس ماترهورن و مسیرهای جدید در شرق آلپ وجود داشت . "مادام آی مینک" عنوانی بود که در کتابهای راهنمای کوه نوردی آنزمان ازآن استفاده می شد و بارها و بارها برارتفاعاتی بین 3 تا 4 هزارمترغلبه کرد ، ایتالیایی ها به او La Donna می گفتند به معنی زن خستگی ناپذیر.

زنی فرهیخته و دوست داشتنی بود اما هرگز از مواجهه با انتقاد نمی ترسید ، او  ویلهلمینا دروکر هموطن و اولین فعال حقوق زنان در هلند را می شناخت ، جین نظیر او ابزاری داشت به نام "قلم" ، بعد از اولین صعودش اینطور نوشت "همانطور که تنها فردی هستم که تمامی مسیرهایی که به این کوهستان منتهی می شود را می شناسم ، می توانم به خودم اجازه دهم که بگویم مسیر من بی شک دشوارترین است . اغلب کاملا" تحریک آمیز مطلب می نوشت "من کوهنوردان مرد را دعوت می کنم که گامهای مرا دنبال کنند" .

انتشارات تئودور ووندت افسر عالیرتبه آلمانی و مبتکر عکاسی کوهستان برای نخستین بار شهرت واقعی را نصیب جین کرد . در سال 1893 اولین تصاویر کوه نوردی او را منتشر ساخت ، تصاویر چیماپیکولا و حضور جین روی صخره های عمودی ،مستندی درخشان از برابری زن و مرد در کوهستان بود.

زمانیکه باشگاههای کوه نوردی نگاهی ذاتا" تردید آمیز به کوه نوردان زن داشتند و ازپذیرش عضویت زنان خودداری می کردند ، جین عضو دو باشگاه کوه نوردی بود یکی از آنها باشگاه کوه نوردی اتریش بود که هنوز یکی از منحصربفردترین باشگاههای کوه نوردی جهان است و دیگری باشگاه کوه نوردی ایتالیا. ابتکار گشایش مسیرهای جدید را داشت ، از راهنمایان جوان و جویای نام حمایت می کرد و در موفقیت آنها در حرفه خود سهمی بسزا داشت ، علی الخصوص سپ اینرکوفلر(بعدها به قهرمان جنگ تیرول تبدیل شد) ، حالا دیگر او را به نام استاد شمار زیادی از صعودهای شاخص و نخستین زنی که قادر بود در حد چهار که درجه بندی سنگنوردی آن زمان دشوارترین بود، می شناختند . حتی تعداد اندکی از مردان با او برابری می کردند. در سال 1890 اصطلاح " مسیر هدف است" ابداع شد ، رسیدن به قله مهم نبود بلکه زیبایی شناسی و استدلال صعود از یک مسیر از اهمیت بیشتری برخوردار شد. از این لحاظ نیز جین یک پیشتاز بود.  در کنار راهنمای معروف کوهستان آنتونیو دیمی اهل کورتینا دامپتزو(شهرکی دربخش آلپ استان بلونو ونتو در شمال ایتالیا که برای داشتن یک پیست بین المللی معروف است) مسیری نو در جبهه شمالی کوسیگلیو(2510 متر) از گروه کوه های پالا در دولومیت  ایجاد کرد، این مسیر امروزه اولین مسیر اسپرت سنگنوردی محسوب می شود ، جین ابتکار صعودهای زمستانی مسیرهای سنگنوردی را داشت ، وقتی چهل ساله بود جبهه شمالی و پوشیده از یخ سیماپیکولا(2857 متر) را صعود کرد.

وجود جین در شخصیت قوی و ذاتی او در ورزشی که انتخاب کرده بود تجلی می یافت ، او عاشق "بینهایت" بود، هدف کوه نوردی او همین بود و زندگی را بی هیچ واهمه ای بر آن بنا نهاده بود. این زن صخره نورد مسیری جدید در کوهستان به سایر زنان نشان داد. بعد از او دو قله را به یادش نامگذاری کردند ، سیما آی مینک و کمپنیل جوانا (برج جین) هر دو این قله ها در کنار یکدیگر در جنوب دولومیت قرار دارند و بدین ترتیب برای هر دو آنها کارتی  صادر شده که هیچ کوه نورد دیگری نمی تواند ادعای آنرا داشته باشد.

http://www.fembio.org/english/biography.php/woman/biography/jeanne-immink/

 

ناماسته شانتل
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم فروردین 1392 ساعت 15:29 شماره پست: 596

 

شانتل مادویت کوهنورد فرانسوی متولد 24 مارچ (امروز) سال 1964 ، مرگ 13 ماه مه سال 1998 ، در پاریس بدنیا آمده بود و در سن پنج سالگی وارد سرزمین آلپ شد ، کوهنوردی را از 15 سالگی آغاز کرد ، بعد از پیمایش چندین مسیر دشوار در آلپ به رشته کوه آند علاقمند شد ( این رشته کوه طولانی ترین در جهان است که به شکل زنجیره ای در راستای کرانه باختری امریکای لاتین قرار دارد و بیش از 7000 کیلومتر است و پهنای آن در برخی مناطق به 500 کیلومتر می رسد و میانگین ارتفاع این رشته کوه حدود 4000 متر در کشور شیلی است) او K2 را در سال 1992 بصورت سولو صعود کرد و در آنزمان رویهمرفته 4 زن آنرا صعود کرده بودند. شیشاپانگما و چوآیو را در سال 1993 صعود کرد و لوتسه را به عنوان اولین زن و به صورت سولو صعود کرد ، ماناسلو در سال 1996 و گاشربروم 2 در سال 1997 ، همه این صعودها بدون اکسیژن ذخیره بود و شرپای همیشگی او آنگ تشرینگ بود ،  در 13 ماه مه سال 1998 هنگام صعود به دائولاگیری زمانیکه در چادر خواب بود بهمن بر او و شرپایش فرو ریخت و جان سپرد . دوستانش به یاد سخاوت او موسسه ای برای کمک به مردم نیازمند نپال تشکیل دادند که نام آنرا شانتل مادویت ناماسته گذاشتند. (ناماسته به زبان نپالی و هندی به معنی سلام است)

اما عده ای قضاوت متفاوتی در باره او کرده اند ، شانتل هنگام فرود از K2 در اثر کوربرفی توسط اد ویستورز و اسکات فیشر که در آن زمان قصد صعود به قله را داشتند امداد رسانی شد و به پائین منتقل گردید ، طبق گفته ویستورز شانتل هرگز از آنها تشکر نکرد . بار دیگر در سال 1995 زمانیکه هنگام تلاش در اورست بیهوش شده بود توسط عده ای از کوهنوردان به پائین منتقل شد اما کوهنوردان او را فردی ناسپاس نامیدند، او متهم بود که بار خود را در صعودها به دوش دیگران می انداخته ، برای او در بخش دشوار مسیر طناب ثابت نصب می کردند و در ارتفاع کمپ برقرار کرده و نیازمندیهای او را برطرف می کردند و در واقع از حاصل زحمات دیگران بهره مند می شده. اد ویستورز در باره علت مرگ او ابهامات زیادی مطرح کرده بود یکی اینکه علت مرگ را سم ناشی از منوکسید کربن در چادر و عدم مهارت کافی او و شرپایش می دانست ، ویستورز هنگام مرگ او در دائولاگیری بود ولی اولین نفری نبود که جسد او را می دید ، نتیجه کالبد شکافی مرگ او را در اثر شکستگی گردن که در اثر اصابت یخ یا سنگ بوده اعلام کرد و وستورز رسما" پیگیر نتیجه کالبد شکافی نشد . فردریک دلریو همنورد مشترک آنها اولین کسی بود که جسد شانتل را مشاهده کرد و مرگ او را در اثر شکستگی گردن تائید کرد.

در هر صورت هیچ انسانی کامل نیست و همیشه نباید انتظار داشت قهرمان ها برترین افراد کره زمین باشند  و اینکه سخاوت او را باور داریم زیرا آنقدر قابل توجه بوده که دوستان او به یادش موسسه ای بنا نهاده اند ، ناماسته شانتل !

 http://en.wikipedia.org/wiki/Chantal_Mauduit

 
ژینت هریسون
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اسفند 1391 ساعت 13:4 شماره پست: 571

تولد 28 فوریه (امروز) سال 1958 ، مرگ 24 اکتبر سال 1999

ژینت هریسون کوهنورد نامی بریتانیائی که مدتی نیز ساکن استرالیا و ایالات متحده امریکا بود، تحصیلات خود را در دانشگاه بریستون در رشته پزشکی گذراند و متعاقب آن تخصص خود را در رشته پزشکی ارتفاع بدست آورد. کارنامه  او شامل چهار قله هشت هزارمتری و هفت قله بلند هفت قاره جهان است اما صعود شاخص او به  کانچن چونگا  از جبهه شمالی بود که اولین بانوئی شناخته شد که پای بر این قله می گذاشت :

در 25 سالگی دنالی بلندترین قله امریکای شمالی را صعود کرد و سری صعودهای او به بلندترین قله های هفت قاره آغاز شد ، 7 اکتبر 1993 اورست را صعود کرد و بعد از ربکا استیفنز دومین بانوی بریتانیائی فاتح بام جهان شد . او با همنورد خود گری فیستر در صعود به اورست  ازدواج کرد .در اول دسامیر سال 1995 سومین زن جهان و اولین بانوی بریتانیائی شناخته شد که تمامی قله های بلند هفت قاره را صعود میکرد از جمله کوشیوشکا بلندترین قله قاره استرالیا ، در 18 ماه مه سال 1998 کانچن چونگا سومین قله بلند جهان را به عنوان نخستین زن صعود کرد و در 22 ماه سال سال 1999 اولین بانوی بریتانیایی فاتح ماکالو شد و سرانجام در اکتبر همین سال  هنگام صعود به  دائولاگیری  زیر آوار بهمن جان سپرد.

همه ساله مراسمی به یادبود او برگزار می شود که حاصل این مراسم جمع آوری مبالغی برای مصارف خیریه،  فعالیت اجتماعی مورد علاقه ژینت ، هزینه می شود ازجمله اسپانسری ساخت یک مدرسه در نپال به نام او، یادش گرامی

 http://www.8000ers.com/cms/almanac-mainmenu-235.html

http://en.wikipedia.org/wiki/Ginette_Harrison

 

آلیسون جین هارگریوز

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391 ساعت 8:55 شماره پست: 564

 

متولد 17 فوریه (امروز) سال 1963 ، مرگ 13 آگوست سال 1995 ، آلیسون جین هارگریوز کوهنورد انگلیسی اهل دربی شایر بود ، موفقیت شاخص او صعود به اورست و K2 به فاصله سه ماه در سال 1995 بدون شرپا و اکسیژن مکمل بود. او تمامی جبهه های دشوار شمالی آلپ را بصورت سولو در یک فصل صعود کرده که از این لحاظ رکوردی غیر قابل تکرار از خود باقی گذاشت ، از جمله  دشوارترین این جبهه ها آیگر در سال 1993 بود ، او آمادابلام به ارتفاع 6812 متر را نیز صعود کرده بود. اکثر صعودهای خود را در شرایط بارداری انجام می داد !  سال 1995 در ماه مه اورست و در ماه آگوست K2 را صعود کرد ، هنگام تلاش برای k2 به اجبار  ابتدا به تیم نیوزلندی ها و کانادایی ها پیوست ، و در ارتفاع 7600 متری به اسپانیائی ها ملحق شد ، در کمپ 4 پسر سرادموند هیلاری(پیتر) از صعود منصرف شد و به پائین برگشت ، بعد از گذشت 4 روز شرایط بسیار دشوار شانس به آنها رو کرد و به اتفاق خاویر اولیوار اسپانیائی برفراز k2 ایستاد اما هنگام بازگشت در اثر طوفان سهمگین همگی کشته شدند ، ادعا کردند که بدن او در اثر شدت طوفان تا کمپ 3 پرت شده بود و جسد او را آخرین بار در همانجا روئیت کردند.

جامعه کوهنوردی سئوال بزرگی در آنزمان مطرح کرده بود که چرا یک مـــــــادر درگیر چنین ورزش خطرناکی می شود ؟

او هنگام صعود به آیگر فرزند اولش تام را باردار بود و بسیار سنگین شده بود ، آلیسون در پاسخ عده ای می گفت که شاید بد نباشد همسر و فرزندانش را به بیس کمپ بیاورد اما اینکار چندان عادلانه نیست زیرا هیچکدام از همنوردان مرد او چنین کاری انجام نمی دهند !، این اعجوبه در سن 33 سالگی جان سپرد ، کسی که اگر زنده می ماند بی شک جامعه کوهنوردی زنان جهان شکل و سطحی دیگر داشت ، یادش گرامی

http://en.wikipedia.org/wiki/Alison_Hargreaves

 

ماریان و صعود زمستانی به چوآیو

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391 ساعت 17:16 شماره پست: 562

 

دهم فوریه سال 1993 یک بانوی سوئیسی به نام ماریان (ماغیان) چاپیوزا موفق به صعود زمستانی چوآیو شد که اولین صعود زمستانی زنان به یک هشت هزارمتری محسوب شد ، ماریان 43 ساله در حال حاضر معلم ادبیات فرانسه و سنگ داخل سالن می باشد و علاوه بر چوآیو سه قله هشت هزارمتری دیگر را نیز با ادورنه پاسابان صعود کرده ، اورست سال 2000 ، گاشربروم 1 و 2 سال 2003 و نانگاپاربات سال 2005 به گفته الیزابت هاولی وقایع نگار هشت هزارمتری ها این بانو در اکسپدیشنی حضور داشت که 6 کوهنورد اسپانیائی و یک آرژانتینی در آن حضور داشتند و مانوئل کونزالس سرپرستی آن را بعهده داشت ، مسیر نرمال را انتخاب کردند و در 13 ژانویه کمپ اصلی را در ارتفاع 5070 متری به دلیل حجم بالای برف برقرار کردند ، کمپهای اصلی و اول هر دو در خاک نپال واقع شده بود اما کمپ 2 در تبت قرار داشت ، کمپ 4 در ارتفاع 7400 متری در 7 فوریه ایجاد شد و 8 فوریه کونزالس سرپرست تیم ، مانوئل مورالز، مانوئل سالزار و فرناندو کوئرا قله را صعود کردند و در 10 فوریه لوئیس آبوئز اسپانیائی و میگوئل آنجل سانچز آرژانتینی و ماریان به قله رسیدند ، در این صعود زمستانی شرپا آنها را همراهی نکرد و از اکسیژن مکمل نیز استفاده نکردند ، ماریان در آن زمان 23 ساله بود و گفتنی است بعد از او  هیچ بانوئی موفق به صعود زمستانی یک قله هشت هزارمتری نشده است.

http://www.8000ers.com/cms/

 
 
 زنان پیشگام
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور 1391 ساعت 17:25 شماره پست: 461

 

دکتر آرلین بلوم ، متولد اول مارچ سال 1945در امریکا ، دکترای شیمی بیوفیزیک ، دانشمند بهداشت محیط زیست و استاد دانشگاههای استنفورد ، کالج های ولسلی و برکلی ،  جائی که تحقیقات او موجب ممنوعیت استفاده از تریس Tris ماده شیمیائی سرطان زا و ضد آتش شد که در ترکیب پارچه های مخصوص لباس خواب کودکان مورد استفاده قرار می گرفت  .

آرلین  بانوئی است که در سال 1978  سرپرستی تیم صعود کننده به آناپورنای یک ، دهمین قله بلند جهان را بعهده داشت ، در سال مذکور تنها هشت مرد موفق به صعود این قله شده بودند ، او برای تأمین بودجه این برنامه مبادرت به فروش تی شرتی با شعار " جایگاه زنان در بالا است" نمود و بعد از صعود موفقیت آمیز کتاب مشهور خود " آناپورنا ، جایگاه یک زن " را منتشر کرد (این کتاب در ایران توسط آقای رحیم دانایی ترجمه شده است) در طول دوران کوهنوردی خود سرپرستی بیش از 15 برنامه موفقیت آمیز را بعهده داشت از جمله صعود سال 1976 به اورست و صعود سال 1970 به مک کینلی که در هر دو این برنامه ها زنان امریکائی برای نخستین بار پای بر این قله ها نهادند ، از دیگر کارهای برجسته او پیمایش 3200 کیلومتری هیمالیا ( نپال ، هندوستان و پادشاهی بوتان ) در عرض 9 ماه بود که به "تراورس بزرگ هیمالیا" معروف است ، آرلین در پیمایش آلپ از یوگوسلاوی تا فرانسه آنالیس دختر خردسالش را که اکنون مهندس محیط زیست است در کوله پشتی با خود حمل می کرد. مقاله ها و تصاویر او در بسیاری از نشریات از جمله نشنال جئوگرافیک ، اسمیت سونیان و مجلات علمی منتشر شده است ، مدالها و جوائز بیشماری کسب کرده از جمله مدال طلای انجمن جغرافیدانان زن که افتخار آن قبل از او فقط شامل هشت بانوی دیگر شده بود. دکتر بلوم توانائی فوق العاده ای در کمک به سایرین در کشف استعداد و توانائی بالقوه رهبری تیم داشته و سخنرانی ها، سمینارها و کارگاههای آموزشی بسیاری در سرتاسر ایالات متحده و نپال در آموزش مهارت رهبری و توانائی اداره تیم برگزار کرده است ، او هم اکنون در برکلی کالیفرنیا زندگی می کند و هنوز مشغول پژوهش ، تحقیقات علمی ، تدریس و البته فعالیتهای مرتبط با کوهنوردی است .

http://www.womenclimbing.com/climb/biodetail.asp?id=7

http://en.wikipedia.org/wiki/Arlene_Blum

 
اولین بانوی اورست
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ساعت 8:32 شماره پست: 356

 

جونگو تابی بانوی کوهنورد ژاپنی متولد 22 سپتامبر سال 1939 در چنین روزی (16 ماه مه) به عنوان اولین زنی شناخته شد که قله اورست بام جهان را صعود کرد.

او پس از کسب مدرک ادبیات انگلیسی از دانشگاه زنان شوا ، جائی که به عضویت انجمن کوهنوردان درآمد ، در سال 1969 انجمن زنان کوهنورد  را در ژاپن تشکیل داد ، او قله فوجی و سپس ماترهورن در رشته کوه آلپ را در سال 1972 صعود کرد و سرانجام وجود او به عنوان یک کوهنورد در ژاپن به رسمیت شناخته شد !  در سال 1975 با همکاری روزنامه یومیوری و تلویزیون نایهون فراخوانی جهت انتخاب یک تیم از کوهنوردان زن جهت اعزام به اورست برگزار شد و پانزده کوهنورد از جمله جونگو به عنوان نفرات برتر انتخاب شدندو پس از یک دوره طولانی آموزش به کاتماندو اعزام شدند ، در آنجا نه شرپای محلی آنها را همراهی کرد و از مسیر سر ادموند هیلاری و تنسینگ نورگی اکسپدیشن خود را آغاز کردند ، در اوایل ماه مه آنها در ارتفاع 6300 متری کمپ خود را برقرار کردند و در همانجا بهمن به کمپ آنها یورش برد . جونگو و تعدادی دیگر در زیر آوار بهمن گرفتار شدند و او برای شش دقیقه بیهوش بود تا اینکه شرپای او به کمکش شتافت و او را بیرون کشید ،  دوازده روز بعد از این حادثه جونگو تابی اولین زنی شناخته شد که بر فراز بام جهان ایستاد .

در 28 ژوئن سال 1992 او با صعود از Puncak Jaya اولین زنی شناخته شد که هفت قله بلند هفت قاره جهان را صعود می کرد ، اگرچه به مرور آهنگ صعودهای او کاهش یافت اما دغدغه محیط زیست او را همچنان به عنوان یک فعال در این زمینه به خود مشغول کرد ودر حال حاضر مدیر Himalyan Adventure Trust ژاپن است ، سازمانی که در سطح جهانی برای حفظ محیط کوهستان فعالیت دارد. یادش گرامی

 

         

http://en.wikipedia.org/wiki/Junko_Tabei

 
 
 

برچسب‌ها: تاریخ کوه نوردی و سنگنوردی زنان جهان
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 13:15  توسط پریساحسین زاده  |