وبلاگ کوه نوردی و صعودهای ورزشی گل کوه

انعکاس اخبار و تاریخ کوه نوردی و صعودهای ورزشی با اولویت زنان

داستانی متفاوت از اولین و دومین صعود زنان به قله مونبلان، حس جاه طلبی در زنان نیز همچون مردان قوی است و در تحقق رویاهایشان موثر است.

در روز جهانی زن، بانوان در سرتاسر دنیا دستهای همدیگر را می گیرند و برق لبخند روی لبان آنها می درخشد، سیل پیامهای قدرتمند و حساس به جنسیت در رسانه های اجتماعی جریان می یابد و همگی انگار غرق در شهدی بنفش رنگ می شوند، تا اینکه مثل سیندرلای عزیز، در نیمه شب ،همه چیز دوباره به حالت عادی برمی گردد.

این بدان معنی نیست که من قدردان تمامی پیشرفتهایی باشم که در دهه های اخیر برای من به عنوان یک زن بوجود آمده است، به نظر من زنان هم می توانند چون مردان زشت و کثیف باشند، بنابراین جنبه های اغواگر "خواهر بودن جهانی" من را به راه اشتباه می برد، به عنوان مثال ، وجود تعداد انگشت شماری از بانوان شجاعی که در قرن نوزدهم با کوههای آلپ دست و پنجه نرم کره اند، چه چیزی را ثابت می کند؟ آن چیز این است که آنها نیز به سختی و به اندازه مردان تلاشی کثیف کرده اند تا عنوان نخست را از آنِ خود سازند و دست به رقابت زده اند.

زنان کوه نورد در قرن نوزدهم

دومین زنی که مونبلان را صعود کرده، مدعی بود که نخستین است، هنریت دِآنجویل این افتخار را از آنِ خود می دانست در حالیکه دختر بومی شامونی، 30 سال قبل از او در وضعی اسفناک به قله رسیده بود و تنها چیزی که به خاطر داشت این بود که همه چیز در اطراف سفید و در پایین سیاه بود. این پیشگام بینوا، ماریا پارادیس، هرگز علاقه ای به کوه نوردی نداشت، تعدادی از راهنماهای محلی او را متقاعد کردند که با آنها همراه شود و وعده شهرت و ثروت به او دادند، او این کار را انجام داد، شاهدان مدعی شدند که در راه صعود دچار غش، اضطراب، سرگیجه و اختلال در تنفس شد، در پایان راهنماها او را تا قله می کشانند. بعد از آن او را به نام ماری مونبلان می شناختند اما به اندازه گذشته از شهرت و ثروت بدور بود، جای تعجب نداشت که هنریت دِآنجویل جهان شمول، احساس اجبار در انجام بهتر آن داشته باشد.

او با دقت آماده یک اکسپدیشن شد، وسایل لازم را تهیه کرد و یک لباس مخصوص هفت کیلویی به همین مناسبت آماده کرد که شامل یک کلاه ، روسری ... و یک بوآ بود (شال بلند پشمی)، مارک تواین با لحن منتقدانه و تندی این لباس کوه نوردی آنجویل را در کتاب خود توصیف کرده "ولگردی در خارج از کشور، او شلوار مردانه ای برای صعود پوشید که عاقلانه بود اما با افزودن زیرپوش زنانه، فایده آن را از بین برد و حماقت خود را ثابت کرد.

عاقلانه یا غیر عاقلانه، آنجویل جنگید تا به قله برسد، حتی وقتیکه از سرگیجه که ناشی از ارتفاع بود و شاید وزن لباسها نیز در تجدید آن بی تاثیر نبود، به حالت غش کردن افتاده بود، پیشنهاد کمک راهنماها را رد کرد تا بعدا بتواند ادعا کند که "بدون کمک" بالا رفته است. وقتیکه روی قله ایستاد، در فقدان اینستاگرام، درجا نامه هایی برای دوستان خود نوشت، او همچنین از راهنماهای خود خواست که با دستهایشان فرم یک صندلی را بسازند و او روی آن ایستاد تا ثابت کند که از هر کس دیگری، زن یا مرد، بالاتر است.

وقتیکه به شامونی برگشت او به کسانی که شرط بسته بودند که در کجا تسلیم خواهد شد و به عقب برخواهد گشت، طعنه زد. تا مدتها پس از آن او بر شیپور پیروزی خود در ملاقات با هر کس می دمید و لذت می برد، همانطورکه کِلرالین انگل در تاریخ کوه نوردی  خود از کوه های آلپ این وضعیت را "اشتیاق بیمارگونه برای تبلیغات شخصی" نامیده.

در حالی که ماری بیچاره هرگز سعی در صعود به کوه دیگری نداشت، هنریت، کوهنوردی را پیشه خود ساخت، هرگز ازدواج نکرد، به حمایت مالی نیازی نداشت و شاید در وقتش برای فرزند پروری و خانه داری، صرفه جویی کرد و در طی زندگی سالم و طولانی خود 21 قله دیگر را نیز صعود کرد.

هنریت دِآنجویل

explorers

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۹ساعت 22:1  توسط پریساحسین زاده  |