وبلاگ کوه نوردی و صعودهای ورزشی گل کوه

انعکاس اخبار و تاریخ کوه نوردی و صعودهای ورزشی با اولویت زنان

 مجوئیدم نسب

فرزند رنج و کار

گریزان چون شهاب از شب

چو صبح ، آماده دیدار...

(سیاوش کسرائی)

 امروز ساعت هفت صبح کارت زدم ، روز کارگره و تعطیل رسمی هستیم اما تقریبا" همگی دعوت به کار شدیم ، برای روز زن و روز مادر امروز کلی در و دیوارها مزین شده و فوق برنامه های تفریحی برپاست ، خانمهای اداره اول وقت داشتن سوار اتوبوس می شدن که برن باغ ارغوان و پارک آبی ، بچه هاشون هم همراهشون بود ، اما علیرغم اینکه کارخانجات تولیدی هستیم از مراسم روز کارگر خبری نیست ، یه مبلغی به حساب بن کارتمون واریز می کنن و همین

کجدار و مریز برخورد کردن با این روز جهانی در اکثر کشورها منجمله کشور ما ، حکایت غریبی است ، خود وزارت کار هم زیاد این روز رو جدی نمی گیره ، اکثر اوقات در امامزاده های اطراف شهر و باغهای گل ، مراسم خانوادگی – تفریحی برپا می کنن ، آخرین نسل برتر کارگران کارخانجات ما چند سالیه که بازخرید و بازنشسته شدن ، کارگرهائی زحمتکش ، جسور و آگاه به حق و حقوق خود.

  سال گذشته پنجاه و پنج درصد سهام کارخانجات ما به بخش خصوصی واگذار شد و به تبع آن یک خانه تکانی اساسی در بخش تولیدی براه افتاد ، اکثرا" با ماده ده بازنشسته زود هنگام شدن ، قبل از این تغییر و تحولات وقتی وارد شرکت می شدی ، کار جریان داشت ، کارت می زدی ، وارد سالن شیشه ای می شدی ، هر دو طرف دستگاهها در حال تولید بود و کارگرهای شیفتی جاشونو با هم عوض می کردن و قبراق و سرحال بر تولید دستگاهها نظارت داشتن ، توی محوطه کامیون ها و لیفتراک ها ، کارتون محصولات رو جابه جا می کردن ، کارگاه درودگری ، سالن های عمل آوری محصول ، آتشنشانی ، اورژانس و درمانگاه ، چند شعبه بانک ملی ،سالن های بسته بندی ، رختکن و دوش ، گلخانه ، آرایشگاه ، مهد کودک ، محوطه سرویس های رفت و برگشت  ، سالن های غذاخوری ، لاندری و رختشویخانه ، خیاطی ، ویدیو کلوپ و یک کمپلکس عظیم ورزشی ، زورخانه ، سالن چند منظوره والیبال ، بسکتبال و هندبال ، زمین چمن ، سالن تیراندازی ، استخر استاندارد ، سونا و جگوزی ،... وقتی راهی سالن غذاخوری می شدی از وجود اینهمه کارگر یونیفرم پوش تعجب می کردی ، انقدر زیاد بودن که گاهی سرپیچ می ایستادن و به زنها متلک می گفتن ! مگه می تونستی پیداشون کنی ، یک بار مدیر تولید گفته بود چیه واسه خودتون می رید گشت و گذار و کوهنوردی و صفا می کنید ، کوه نوردی تعطیل، کارگرها هم حق ندارن به اینجور برنامه ها برن ، خوب نتیجه این بود که تصادفی چند قطعه فلز رفت توی موتور دستگاهها و چند هفته ای کار تعطیل شد ، شورای اضطراری تشکیل و مدیری که چنین دستوری داده بود عوض شد ، دستگاهها تعمیر  و دوباره کارگرها اجازه داشتن کوه نوردی بکنن !

اما حالا نیمه خصوصی شدیم و بخش خصوصی اگرچه هنوز رسما" کارشو شروع نکرده اما خاک مرده همه جا پاشیده ، اکثر دستگاهها خوابیدن ، شاید فروش متوقف نشده باشه اما قراردادهای مشارکتی و محصولات خارجی زمینه قاچاق و انهدام کالای بومی رو به همراه داشته ، حالا اکثر کارگرها قراردادی هستن ، رسمی ها به حداقل رسیدن و این کارگران قراردادی که از امنیت شغلی برخوردار نیستن باید کاملا" مطیع باشن و بیشتر از سابق کار کنن ، موش آزمایشگاه شدیم ، ماهی یک مدیرعامل می یاد و می ره هیچکدوم هم متخصص نیستن ، کارگرهای جدید اگرچه تحصیل کرده و جوان هستند اما تجربه و تخصص و البته جسارت کارگرهای قدیمی رو ندارن ، اکثر اون سالن هایی که در بالا به اونها اشاره کردم تعطیل شده و یا به پیمانکار واگذار شده و معلوم نیست آخر و عاقبت محصول بومی ، نیروی انسانی ، گردش کار و سرمایه و همه اون چیزهایی که در هشتاد سال گذشته برای بوجود اومدنشون وقت و سرمایه صرف شده چی می شه .

گرامیداشت روز جهانی کارگر اول ماه مه هر سال در تمام دنیا جشن گرفته می شه و اساس آن شورش کارگران شیکاگو در سال 1886 برای شرایط کار بهتر و کاهش ساعات روزانه کار بوده ، در این لینک به اندازه کافی در این باره توضیح داده شده . اما تصور کنید وقتی کارخانجات یکی یکی به این وضعیت دربیان ، کارگرها به حداقل برسن و اصولا" کاری برای انجام دادن نباشه خوب این روز چه مفهومی خواهد داشت ؟

 فدراسیون آماتوری ورزش کارگری

اکثر کارخانجات تولیدی تحت پوشش وزارت صنایع ، معدن و تجارت دارای باشگاههای ورزشی هستن که عمر این  باشگاهها به بیش از نیم قرن می رسه با پتانسیلی که در بالا به اون اشاره شد، بی نیاز از دولت (نداشتن ردیف بودجه دولتی  و تولید و فروش مستقل)، دارای بودجه ورزشی کلان سالانه ، در بطن این باشگاهها البته ورزش کوه نوردی هم پیش بینی شده ، از طرفی  تشکیلاتی در وزارت کار ، تعاون و رفاه اجتماعی وجود داره که دارای نمایندگی هائی به نام هیئت های کارگری کوه نوردی و صعودهای ورزشی استان ها است ، بنابراین باشگاههای کارخانجات یاد شده سالانه تحت نظر این هیئت ها برنامه ها و مسابقات ورزشی برگزار می کنند  اما در هر صورت این پتانسیل عظیم و مستقل کارگری تقریبا" بلااستفاده باقی مونده و مدیریت حرفه ای بر اون نظارت نداره .

 اخیرا" فدراسیونی به نام فدراسیون آماتوری ورزش کارگری تشکیل شده که البته هنوز رئیس نداره و فردی به نام میرزاخانی سرپرستی این فدراسیون رو بعهده داره ، ظاهرا" بعد از انتخابات ریاست جمهوری تکلیف این فدراسیون روشن خواهد شد ، زیرمجموعه این فدراسیون مجددا" همون هیئت های استانی کارگری هستن و تعدادی کمیته و انجمن های ورزشی هم  وجود داره که کوه نوردی هم در این تشکیلات جدید  به انجمن تبدیل شده که رئیس این انجمن آقای اقبال افلاکی دبیر سابق فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی است .

 برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت این فدراسیون به این آدرس مراجعه کنید . فدراسیون متناظری نیز در خارج از کشور وجود داره که مقر آن کشور بلژیک است و فدراسیون آماتوری ورزش کارگری ایران تقاضای عضویت در این فدراسیون را نموده ، یه نگاهی هم به آدرس  این فدراسیون برای کسب اطلاعات بیشتربندازید. علاقمند هستیم که بدونیم انجمن کوه نوردی کارگری چگونه شکل گرفته ، از آنجا که اطلاع داریم جناب افلاکی علاقمند به مطالعه سایت ها  و وبلاگهای کوه نوردی هستند از ایشان تقاضا می کنیم در این رابطه جامعه مجازی کوه نوردی کشور را بیشتر توجیه کنند که لزوم  بوجود آمدن این انجمن ، ارتباط تشکیلاتی آن با وزارت ورزش و وزارت کار ، مراحل قانونی انتخاب هر فرد در این انجمن و... را بیشتر توضیح دهند و از همه مهمتر از ایشان می خواهیم چنانچه انتخابشان به عنوان رئیس انجمن کوه نوردی کارگری قطعی است برای مدیریت بر این پتانسیل غنی چه برنامه ریزی کرده اند ، طبق روال قدیم چند صعود ساده نهایت به آرارات ؟ برنامه های گلگشتی به کلکچال ؟ و فوق فوق هنر برنامه های عظیم کارگری انتخاب چند چهره آشنا برای صعود به برادپیک ؟ 


برچسب‌ها: تحریر آزاد, کوه نوردی کارگری
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 11:42  توسط پریساحسین زاده  |