وبلاگ کوه نوردی و صعودهای ورزشی گل کوه

انعکاس اخبار و تاریخ کوه نوردی و صعودهای ورزشی با اولویت زنان

El grupo, esta mañana en la partida al lado de Viena. Foto: Red Bull Content Pool

 

ردبول تور بزرگ تراورس آلپ، از شرق به غرب با اسکی، از وین تا نیس را برگزار می کند و 7 اسکای رانر، اسکی باز کوهستان و راهنمای کوهستان که همگی افراد مشهوری هستند، مسیر تاریخی تیم اتریش در سال 1971 را  دنبال خواهند کرد.(تیزر این برنامه را در این آدرس  تماشا کنید)

47 سال پیش رابرت کیتل، کلاوس هوی، هنسیورگ فارماشر و هنس ماریشر تراورس آلپ را از شرق به غرب ، از رایشن آندراکس نزدیک به وین تا کنت در نزدیکی نیس فرانسه انجام دادند. این چهار نفر مسیری مستقیم انتخاب نکردند بلکه خطی بسیار چالش برانگیز را در پیش گرفتند که شامل بلندترین قله های آلپ نظیر گروسگلوکنر (3798 متر) ، پیتزپالو (3900 متر) دوفویش پتیزه (4634 متر) و مونبلان (4808 متر) بود. هیچکس در عرض تقریبا 50 سال گذشته این مسیر را تکرار نکرده، تا به امسال 17 مارس 2018 که یک تیم بین المللی شامل هفت ورزشکار: تامارا لانجر، نوریا پیکاس، ژانل اسمایلی، مارک اسمایلی، دیوید والمن، فیلیپ ویتر و برنارد هوگ برای دستیابی به دشوارترین ماموریت ، طولانی ترین تور اسکی تاریخ، دعوت شدند.

هدف این تیم ثبت یک رکورد جدید در این تراورس کوه نوردی 1917 کیلومتری است که در مجموع 85000 متر ارتفاع دارد و موفقیت آن در صورتی است که در کمتر از 41 روز کار را به اتمام برسانند. با بررسی اجمالی تاریخ، مشخص است که تیم سال 1971 اتریشی ها اولین و تنها تراورس آلپ با اسکی نبوده است، اولین تلاش از این دست به والتربوناتی و لورترو لانگو نسبت داده شده که از مرزهای یوگوسلاوی در 14 مارس 1956 کار خود را شروع و در 18 ماه مه به کول دیناوا، مرز دریایی فرانسه رسیدند. کمی بعد ال دیماتیس و گوی این تراورس را تکرارکردند همانطور که برادران دتاسیس و ریگینی چنین پیمایشی انجام دادند. اولین تراورس سولو توسط ژان مارک بویز در 30 زانویه 1970 از سنت ایتن دیتنی، مرز دریایی آلپ تا بد گزته آین در شرق تیرول در 25 آوریل انجام شد در حالی که تراورس بزرگ را لئون زنگلشتاین فرانسوی در اوایل سال 1933 انجام داد که در 12 فوریه از نیس شروع شد و 6 آوریل به تیرول رسید.

اولین تراورس سولو و زمستانی را پائولو رابیا ایتالیایی انجام داد که در 29 دسامبر از فورسلادلا لاونیا در مانگارت شروع کرد و 29 فوریه به گارسیو 2000 در لژوریان آلپ رسید. در این برنامه گذشته از توجه به قله های 4000 متری آلپ، یادی خواهد شد از فرانکو نیکولینی و دیه گو جیوانی که تمامی 82 قله 4000 متری آلپ را در 60 روز در سال 2008 صعود کردند، از یک قله به قله ای دیگر فقط با دوچرخه و اسکی پیمایش داشتند و نیز تلاش اخیر اولی اشتک در تکمیل 82 قله مذکور در 62 روز بدون هرگونه وسیله حمل و نقل موتوری. به طور خلاصه تراورس های مختلفی صورت گرفته، همگی زیبا، دشوار و جذاب اما تراورس عظیم و طولانی ردبول، رد پای تیم اتریشی ها را دنبال خواهد کرد و همان کوه هایی را صعود خواهند کرد که آن تیم صعود کرده.

دشواری این مسیر می طلبید که یک اکسپدیشن بین المللی و تنها کوه نوردان سرشناس، راهنمایان کوهستان و ورزشکاران استقامی برای حضور در آن دعوت شوند. آنها قبل از این برنامه یکدیگر را نمی شناختند و هرگز در اکسپدیشنی به این شکل بسر نبرده اند اما چیزی وجود دارد که آنها را متحد خواهد ساخت، عشق به کوهستان و شوق و شور برای چالش های غیرمعمول. اگر 4 نفر از آنها در این برنامه در کمتر از 41 روز به نیس برسد، این برنامه موفقیت آمیز محسوب خواهد شد.

Los austriacos, durante su travesía de 1971. Foto: Red Bull Content Pool

معرفی اعضای تیم:

تامارا لانجر 31 ساله از ایتالیا، اسکی باز کوهستان که علاوه بر این رشته از سال 2009 به کوه نوردی نیز روی آورده او دو بار در اسکی کوهستان قهرمانی کشور ایتالیا نفر اول شده و در رقابتهای قهرمانی جهان در سال 2008 نیز مقام اول را کسب کرده، پروزه های کوه نوردی موفق او K2 ، ماناسلو و لوتسه بوده اند، سال 2013 در رقابت های آلترا تریل حضور داشت و به همراه آنماری گراس برنده ترانس آلپاین سال 2014 شد، او در تور اسکی قراقروم پاکستان در سال 2013 حضور داشت و طبیعتا نقش بزرگی در اولین صعود زمستانی نانگاپاربات داشت.

نوریا پیکاس 41 ساله از اسپانیا، یکی از موفق ترین اسکای رانر و الترا رانرهای جهان است. او تقریبا در تمامی رقابت های بین المللی مهم مقام آورده است اگرچه 19 سال پیش بعد از یک حادثه کوه نوردی دکتر به او گفته بود که دیگر هرگز قادر به راه رفتن نمی باشد. او در سری جهانی اسکای رانینگ سال 2012 رشته اسکای الترا نفر اول و همچنین در تور جهانی الترا تریل 2014 و 2015 ، رقابتهای هنگ کنگ، الترا تریل مونبلان و ماراتن گرانساناریا نفر اول شده .

Núria Picas, en la partida de la travesía. Foto: Red Bull Content Pool

نوریا پیکاس

ژانل اسمایلی، 36 ساله از امریکا، کلرادو، یک اسکی باز کوهستان و کوه نورد که در سالهای 2012 و 2014 در رقابت های قهرمانی اسکی کوهستانی امریکای شمالی و 3 بار در این رشته در ایالات متحده عناوین قهرمانی کسب کرده. اشتیاق او برای ماجراجویی در برف او را به سوی دورافتاده ترین قله های جهان کشانده، او به همراه همسرش مارک، کمپانی محصولات کوه نوردی و راهنمای کوهستان را اداره می کند و فیلم و تصاویر این رشته ورزشی را عرضه می کند.

مارک اسمایلی 37 ساله از امریکا، عکاس حرفه ای، فیلمساز و راهنمای کوهستان که از کوه های الیاس 5489 متر در کانادا، هاندوی شرقی 6000 متر در پرو و دنالی 6190 متر در آلاسکا با اسکی فرود آمده. او چند سال پیش شروع به تکمیل پروژه " 50 صعود کلاسیک در امریکای شمالی" با همراهی همسرش ژانل نمود، مارک راهنمای 7 اکسپدیشن بین المللی، 5 اکسپدیشن در آلاسکا و سفرهای بی شمار در سرتاسر امریکا بوده.

دیوید والمن از اتریش ، دونده و اسکی باز کوهستان در سال 2017 در دو رویداد و در سال 2016 در یک رویداد در اسکی کوهستان مقام قهرمانی داشته همچنین در سال 2017 در اسکای رانینگ ماترهورن حضور داشت، او در بیشوزهافن سالزبورک اتریش معلم یک مدرسه است.

فیلیپ دیتر 26 ساله از آلمان، اسکای رانر و اسکی باز کوهستان است، داستان موفقیت های او از سال 2009 آغاز شده، وقتیکه در رقابت های قهرمانی جهان در رشته اسکای رانینک در کامپودولچینوی ایتالیا شرکت کرد. در سال 2017 مقام دوم سودتیرول الترا اسکای در بوزن ایتالیا و نیز مقام اول اسکی کوهستان قهرمانی کشور آلمان در برشتسگاردن را بدست آورد، او همچنین یک عکاس و فیلمبردار حرفه ای است.

برنارد هوگ 44 ساله از سوئیس، دونده کوهستان و عضو تیم ملی ورزشهای سه گانه (ترایتلون) شامل شنا، دوچرخه سواری و دو این کشور است، او در 20 رقابت مرد آهنی از زیرمجموعه رشته ورزشهای سه گانه حضور داشته و بعدها به ورزشهای ماجراجویانه پرداخته، وی یکی از پیشگامان رشته اسکای رانینگ کشور سوئیس است و از سال 2012 مسئولیت رقابتهای اسکی کوهستان انجمن کوه نوردی سوئیس را بعهده دارد.

planetmountain

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۶ساعت 17:4  توسط پریساحسین زاده  | 

Dani Arnold escaladno Power Shrimps, en Helmcken Falls

 در اصل راهنمای کوهستان در سوئیس است و تبحر اصلی وی در صعودهای سرعتی است به طور مثال صعود سرعتی دیواره شمالی آیگر در 2 ساعت و 28 دقیقه و جبهه شمالی ماترهورن در 1 ساعت و 46 دقیقه اما تازگی ها تمرکز وی بیشتر بر یخ نوردی است، او هنوز در زمستان حرف برای گفتن دارد، بعد از صعود مسیر 300 متری، سولو و بدون طناب Beta block super - WI7 در بریت ونگفلو ،سوئیس (در این لینک می توانید ویدیوی بسیار هیجان انگیز آن را تماشا کنید) او به سمت رویایی ترین مکان کره زمین حرکت کرد، غار هلمکین در بریتیش کلمبیای کانادا.

این مکان در سال 2010 توسط ویل گد و تیم امت کشف شده بود، زمانی که آنها Spray را ایجاد کردند. در نوع خود یک انقلاب بود زیرا در جهان چیزی شبیه آن وجود نداشت، یخ ذوب شده، آبشاری از یخ در دمای منفی 45 درجه سانتیگراد. از بالای این غار بزرگ یک ابشار 140 متری جاری است با بار زیادی از رسوبات ناشی از آب. بین آبشار و دیواره غار فضایی وجود دارد که در آن به گفته ویل گد یک زمین فوتبال است، حجم زیادی از آب با سرازیر شدن از ارتفاعات موجب تشکیل یک فواره یخی شده که بردیواره فرو می ریزد و خارق العاده ترین عارضه طبیعی  یخی را بوجود آورده است. این سومین سفر آرنولد به آبشار هلمکین است که منجر به ایجاد power shrimps = میگوهای قدرتمند، شده است، مسیر بزرگی دیگر در درون این غار. 45 متر اول به سقفی تقریبا افقی ختم می شود و با 25 متر بعدی مسیر به انتها می رسد. به دلیل ماهیت استثنایی این صعود دنی آرنولد درجه ای برای این مسیر تعیین نکرد اما خود می گوید دشوارترین و برجسته ترین صعودهای من است.

Dani La Cascada de Helmcken Falls. Puede verse a Arnold y su compañero perdidos entre los carámbanos. Foto: Thomas Senf

اسپانسرهای آرنولد، پتزل، لسپورتیوا، ماموت، مونتانا، آدیداس آیویر، ویکتورینوس و زیس هستند، آرنولد در سایت ماموت این صعود را اینگونه توصیف کرده:

ما عاقبت به آن دست یافتیم و مسیری جدید در آبشار هلمکین ایجاد کردیم، اولین باری که تصویری از این مکان دیدم هدفم این بود که در آنجا کاری عالی انجام دهم، برای یک یخ نورد سرزمین عجایب یا مکانی جادویی است، میلون ها انواع مختلف قندیل یخی از حفره های دیواره آویزانند با آبشاری بزرگ در وسط . این سومین سفر ما به این آبشار بود، نخستین بار شرایط جوی خوب نبود و موفق به صعود نشدیم، سال گذشته شرایط بسیار خوب بود اما خطرات آبشار به سرعت بر ما آشکار شد. در آن زمان من قصد داشتم که یک مسیر را تکرار کنم، سه روز صرف شد تا اولین بخش مسیر را پیدا کردیم. ما حتی یک فلزیاب با خود همراه داشتیم تا به ما کمک کند بولت ها را پیدا کنیم اما حتی یک بولت هم پیدا نشد، فقط می شد نتیجه گرفت که بولت ها همراه با سنگ ها شکسته و از صخره جدا شده اند. این موضوع به طور طبیعی ما را محتاط تر کرد، بعد از برخورد یک تکه یخ با دستم تصمیم گرفتم که به این تلاش خاتمه دهم.

با این حال امسال همه چیز به طور کامل با من همراه بود و تجربه سالهای گذشته مرا برای این تلاش آماده کرده بود، حتی در روز اول می شد دید که عموما حجم یخ کاهش پیدا کرده است. این بار به جای تلف کردن وقت برای جستجوی بولت، می خواست که مسیر خودم را دریل کنم. ایجاد آن کار سختی بود و دو روز طول کشید، باید یخ را می تراشیدم، گاهی حمایت موقت ایجاد می کردم و دریل کاری می کردم، دریل را به بالا حمل می کردم و حفره هایی با آن ایجاد می کردم و آنها را با پیچ پر و با چکش محکم می کردم. چالش بعدی، صعود از مسیر بدون پاندول بود، کاری که تصور می کردم باید ساده تر باشد، یک روز کامل تلاش کردم تا اینکه دریابم چگونه مسیر را صعود کنم. احساس می کردم که نیروی من رو به تحلیل است، کراکس اولین طول در انتهای آن قرار داشت، بعد از پیمایش 40 متر به یک سقف تقریبا افقی رسیدم اما روز دوم بر آن مسلط شدم، من پاور شریمپز را بدون پاندول صعود کردم.

قندیل های این غار، عارضه های طبیعی و غیر عادی بودند، کج و معوج، میخ مانند و منحنی شکل مثل موز یا حتی میگو، مسیر ما درست از میان این قندیل ها عبور کرد، جدالی با موانع بسیار و تجربه ای دردناک بود با این حال این مکان آنقدر برای ما جاذبه داشت که تمایل به بازگشت به آن  را داریم تا دوباره به آن بپردازیم. "

 Photos_ Thomas Senf

barrabes

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۶ساعت 10:35  توسط پریساحسین زاده  | 

  این مقاله به مناسبت روز جهانی زن در سایت montagna.tv منتشر شده که با مرور تاریخ کوه نوردی زنان جهان به صورت خلاصه و دستچین شده، کوه نوردی را یکی از مهمترین عوامل رهایی زنان عنوان نموده:

هنریت دانژویل در 3 سپتامبر 1838 یعنی 180 سال پیش مونبلان را صعود کرد. او این کار را با دامن و به کمک یک چوب بلند انجام داد، موقع فرود مورد تمسخر راهنمایان شامونی قرار گرفت که برگشتن او را تماشا می کردند، او شایستگی صعود به این قله را داشت اما حالا مونبلان باید بی ارزش شده باشد که یک زن آن را صعود کرده، او دهه ها در انتظار بود تا این صعود به رسمیت شناخته شود.

هنریت، سمت راست

آلساندرا بوآریلی قله مونویسو را در 16 آگوست سال 1864 به همراه دختری 14 ساله به نام سیسیلیا فیلیا صعود کرد، روزنامه های آن زمان با تحقیر اینطور نوشتند: " حالا دیگر زنان بیکاره هم به ارتفاعات دست پیدا کرده اند که تا همین سال گذشته همه بر این باور بودند دست نیافتنی است، گردشگران بعدی چه کسانی هستند؟ چه کسی این بازی را از دست خواهد داد؟" در آن زمان که دنیا تحت سلطه کامل مردان بود، زنان را فقط زن، دختر و مادر کوه نوردان محسوب می کردند اما آنها می خواستند که شخصیت های اصلی محسوب شوند، برای این کار جنگی سخت با تعصبات کور، سوء تفاهمها و برتری طلبی مردان در پیش رو داشتند.

هنریت در حال عبور از شکاف یخی

اولین گام در ایجاد فضای لازم برای کوه نوردی زنان را مطمئنا ماری پارادایس برداشته، یک پیشخدمت در شامونی که بدون هرگونه تجربه کوه نوردی و بدون عادت به ارتفاع موفق شد در سن 30 سالگی مونبلان را صعود کند، وی این صعود را در 14 جولای 1808 انجام داد حرکتی نمادین که او را معروف به ماری مونبلان کرد، او در باره این تلاش گفته بود که راه را برای نیمی دیگر از جمعیت جهان باز کردم.

کوه نوردی زنان مدت زیادی است که نفش مهمی در رهایی آنها دارد، در واقع صعود به معنای " موفقیت " است و نشان می دهد که به لحاظ فیزیکی فرد توانایی انجام این کار را داشته و از همه مهمتر صعود زنان به معنی در هم شکستن شکل نمادین از مرد قوی است، قطعا فردی که صاحب چنین قدرتی است توانایی رویاروی با سختی ها و ناملایمات طبیعت را دارد . قبل از آن،الگوها، کلیشه ها و تعصبات همگی بر ضد زنان و کوه نوردی آنها بود، اعتقادات آن زمان بر این مبنا بود که زنان هرگز نمی توانند به ارتفاعات دست یابند و عامل آن را دلایل بدیهی فیزیکی و روحی محسوب می کردند. در قرن هجدهم حتی برخی از پزشکان بر این باور بودند که اگر یک زن بخواهد به قله ای صعود کند عواقب آن بسیار خطرناک خواهد بود و حتی می تواند موجب نازایی آنها شود.

تاریخ کوه نوردانی با آپوسترف (منظور مالکیت است)

این لقب را ادی دی لوکا به کوه نوردان زن داده بود، چهره های برجسته و توانا و دستاوردهای فوق العاده ای که با مردان برابری می کند هرگونه تفاوت ساختگی را مردود ساخت، در محدوده زمانی  از ماری مونبلان  تا الیزابت روول، موارد متعددی به آزمایش در آمد که ثابت کند جنس ضعیف نامیدن زنان، اشتباه است.

لوسی واکر در سال 1871 ماترهورن را از جبهه اورنیل صعود کرد که در میان 98 صعودی که انجام داده بود بهترین محسوب می شد.

Lucy Walker. Foto @ Corriere della Sera

لوسی واکر

خواهران معروف هوراس کسانی بودند که موفق به اولین صعود از گراند ژوراس در سال 1868 شدند، لوسی نخستین نمونه واقعی یک زن کوه نورد با صعودهای متعدد بود و در ادامه آنی اسمیت پک، بانوی طرفدار حق رای زنان، نویسنده و همچنین کوه نورد که موفق شد در سال 1897 پیکو د اوریزابا در مکزیک و پوپوکاته پتی را در سال 1908 در هاسکارا کشور پرو به ارتفاع 6768 متر صعود کند.

Annie Smith Peck. Foto @ Hilobrow

 آنی اسمیت

در سال 1975 جونگو تابئی برگ زرینی از تاریخ کوه نوردی زنان را به رشته تحریر در آورد و اولین زنی شناخته شد که اورست را صعود می کرد. سه سال قبل از صعود تاریخی مسنر و هابلر.

Junko Tabei. Foto @ Tomboy Tarts

جونگو تابئی

وندا روتکیویچ شایستگی ورود به جایگاهی را داشت که تنها چند کوه نورد زن و مرد به آن دست یافته بودند، در واقع این لهستانی سبک و سطحی بسیار بالا در کوه نوردی داشت و اولین زن جهان بود که K2 را بدون اکسیژن در سال 1986 صعود کرد اما کوههایی که بسیار به او عطا کرده بودند همه چیز را یکجا پس گرفتند، او در کانچن جونگا هنگام تلاش برای تکمیل پروژه صعود از قله های بالای هشت هزارمتر جان باخت.

Wanda Rutkiewicz. Foto @ MountCity

وندا روتکیویچ

در سالهای اخیر نیز پیشرفت های قابل توجهی توسط چهره هایی چون آلیسون جین هارگریوز به نمایش در آمده این کوه نورد بریتانیایی در بارداری اول خود بود که جبهه شمالی آیگر را صعود کرد. فرزندی که بعدها کوه نورد معروفی به نام تام بالارد شد. او در این حرکت می خواست به مالکیت و تسلط کامل بر اندام خود حتی در ماه ششم بارداری تاکید ورزد، آلیسون به آنهایی که به او انتقاد داشتند اینطور پاسخ داد که من باردار هستم، اما مریض نیستم. آلیسون در  جوانی در سن 33 سالگی در سال 1995 هنگام فرود از K2 که با موفقیت آن را صعود کرده بود، کشته شد. 

آلیسون هارگریوز

در حال حاضر قدرت و عزم زنان در وجود کسانی همچون گرلیند کالتنبونر تجلی می کند که در آگوست سال 2011 با صعود به قله K2 نخستین بانویی شناخته شد که تمامی 14 قله بالای هشت هزارمتر جهان را بدون اکسیژن صعود کرد

گرلیند کالتنبونر

و الیزابت روول که استقامت وی به تمامی تردیدها در باره ضعف زنان پایان می دهد، او در فصل زمستان یک غول هشت هزارمتری را صعود کرد و کاری را که تامارا لانجر در یکصدمتری آن متوقف شده بود به پایان رساند، سبک سبکبار و دشواری غیر قابل توصیف که حتی یک قرن پیش هم تصور نمی شد که یک زن 50 کیلویی قادر به چنین کاری عظیم باشد.

الیزابت روول

انعطاف سیلویا ویدال را نیز فراموش نخواهیم کرد کوه نورد سبک وزن اسپانیایی که موفق شد دیواره غربی آرگتج پیک در آلاسکا را در عرض 17 روز صعود کند، او این صعود را به صورت انفرادی و با حمل 150 کیلوگرم لوازم به پای کوه و عبور از مکان هایی که پر از خرس بود و سرپناهی وجود نداشت، انجام داد.

سیلویا ویدال

زنان پیشگامی که فقط به تعدادی اندک از آنها اشاره شد اما نام یکایک آنها در تاریخ کوه نوردی به ثبت رسیده است و نشان می دهد چگونه در طول سالها به طور فزاینده ای  با حضور فعال خود کلیشه های از پیش ساخته شده را در هم شکستند و خون تازه ای به جهان تزریق کردند که به طور طبیعی متعلق به همگان است.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند ۱۳۹۶ساعت 21:24  توسط پریساحسین زاده  | 

 

اغلب جوائز قهرمانی برابر نیستند یا مسیری که یک زن آن را صعود کرده کاهش درجه پیدا می کند و در دشواری آن صرفا به این دلیل که فرد موصوف یک زن بوده است تردید بوجود می آید. صعود همان ارزش را دارد چه شما یک زن باشید و یا یک مرد. ادی فوکه از The circuit climbing گفته که ما دوست داریم زنان بولت کار بیشتری را ببینیم (صعودهای اسپرت و صعودهای مصنوعی) زیرا این روش صعود با اندازه زنان و دختران بیشتر هماهنگ است. در صحنه رقابت ها عملکرد زنان به مردان نزدیک تر شده است،

یانیا گارنبرت که در این تصویر نفر برتر است اغلب به اندازه بهترین مردان سنگنورد در تمرینات خود صعود می کند. هنگام رقابت ها و تمرینات رده سنی جوانان، دخترها اغلب تعدادشان بیشتر از پسرها است. در بولدرینگ آشیما شیرایشی وقتی که 14 ساله بود یک 8C صعود کرد هنوز هیچ پسری در این سن چنین درجه ای صعود نکرده. سال گذشته انجی آیتر یک 9b صعود کرد و فقط در کل جهان دو مرد وجود دارند که مسیری یک درجه دشوارتر از این صعود کرده اند. زمانیکه کیفیت عملکرد مربوط به جنسیت می شود آنوقت رشته سنگ نوردی منحصربفردترین ورزش محسوب خواهد شد و حتی فراتر از آن شاید ما فقط ابتدای قدرت دختران را در سنگ نوردی مشاهده کرده باشیم.

8a

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۶ساعت 19:58  توسط پریساحسین زاده  | 

 

 

Pakistan mountain news مصاحبه ای با دنیس اوروکو با ورود وی به اسلام آباد داشته، این کوه نورد روسی بی درنگ با دوستان و همکاران پاکستانی ما در باره اکسپدیشن لهستانی ها در K2 به گفتگو نشسته، به عقیده دنیس شکست اکسپدیشن به دلیل عدم وجود روحیه تیمی بوده. پروژه های کوه نوردی زمستانی آینده نیز جالب هستند از جمله K2 و برودپیک که در 5 مارس صعود شده که او این صعود را در فصل سرما محسوب نمی کند. ویدیوی این مصاحبه در این آدرس موجود است.

خبرنگار: در کل تجریه صعود زمستانی K2 چگونه بود، آیا تیم اعتماد بنفس لازم برای صعود به قله را داشت؟

اوروبکو: بله من قبل از اینکه لهستان را ترک کنیم 100% متقاعد شده بودم که این بار ما می توانیم به هدف دست یابیم. پروژه بزرگی بود، اسامی معروفی در بین آن وجود دارد و برخی از آنها مثل آدام بلیسکی و مارچین کاچکان دوستان من هستند، در ابتدا همه چیز خوب بود اما بعد شرایط دشوار شد. به طور معمول در شرایط سخت، کوه نوردان تلاش های مشترکی انجام می دهند اما متاسفانه در K2 ما همه چیز را جداگانه، بدون کار گروهی و بدون اشتیاق انجام می دادیم. بنابراین من تصمیم گرفتم که به تنهایی عازم صعود به قله شوم. من به ارتفاع 7600 متر دست یافتم و به طرز معجزه آسایی زنده ماندم. تمایل من در پیروزی در این بازی، رویارویی با مشکلات متعدد و پیچیده است.

خبرنگار: در وبلاگتان اظهار نظری در باره سرعت کند عملیات در K2 نوشتید، جریان چه بود؟

اوروبکو: در مقاله ای من نظراتی داده بودم زیرا عقایدی وجود داشت که به نظر من عجیب بودند، در کمپ اصلی در چادری پوشیده از برف بودیم، بعضی از کوه نوردان ترجیح می دادند که در هوای خوب در داخل چادر باشند تا اینکه روی کوهستان تلاش کنند. مشکلاتی وجود داشت و من فروتنانه سعی می کردم آنها را به روشی مثبت برای رسیدن به هدف بازگو کنم اما هیچ واکنشی نمی دیدم. بنابراین تصمیم گرفتم که آنها را در وبلاگم بنویسم، من این کار را به شیوه ای هدفمند انجام دادم. اکسپدیشن طبق استاندارهای کمپ اصلی به خوبی مدیریت می شد اما متاسفانه ما متحد نبودیم، تفکر ما در جهات مختلف بود و با انتقادات زیادی روبرو بودیم.

خبرنگار: برنامه آینده شما برای K2 چیست؟

اوروبکو: تشکر می کنم برای این سئوال خوب، وقتی که از کمپ اصلی برمی گشتم با امین الله کوه نورد پاکستانی همراه بودم که داستان  قشنگی از دره هونزا، راکاپوشی و مردم آنجا تعریف کرد. در برگشت به اسکاردو تعدادی تصاویر زیبا به من نشان داد، دوست دارم که برگردم و این مناظر زیبا را ببینم. کوه نورد معروف نظیر صبیر به من گفت که راکاپوشی 20 سال است که صعود نشده. هدف جالبی برای من خواهد بود که این بهشت را ببینم. حسین از آسکول داستانهای جالبی از دره برالدو و آسکول تعریف کرده، در باره روابط مردم روستاهای مختلف و نحوه ارتباطات آنها. همسر من نیز کوه نورد است و دوست دارد که پاکستان را ببیند، ما با یکدیگر چند پروژه کوه نوردی فنی اجرا کرده ایم، البته نه در زمستان، دوست دارم که دوباره روی برودپیک و K2 نیز تلاش کنم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۶ساعت 21:8  توسط پریساحسین زاده  | 

 

روز گذشته montagna.tv  اینطور نوشت :

کسی چه می داند شاید کریستف ویلیچکی هرگز دلیل اصلی رها کردن اکسپدیشن K2 در صبح امروز را اعلام نکند، اطمینان حاصل نیست دلایلی که برای پایان اکسپدیشن اعلام شد، کفایت داشته باشد.

دنیس اوروبکو با مدیریت تیم و تاریخ شروع و پایان فصل زمستان و انتخاب مسیر سزن اختلاف نظر داشت، حادثه ریزش سنگ برای بلیسکی و بعد فرونیا که او را مجبور کرد به لهستان برگردد. تغییر مسیر و تلاش مجدد روی مسیر آبروزی، امداد رسانی روول در نانگاپاربات و رها کردن مکیوویچ، ارتباط با مرکز با یانوش میجر هماهنگ کننده برنامه در لهستان ، تمامی اینها روز به روز توان و قدرت تیم را کاهش داد.

K2 قدرتمند و عناصر آن در ماه ژانویه فضای لازم را برای تلاش در اختیار گذاشت و حتی در اواسط فوریه چند روزی شرایط خوب بود به همین دلیل بود که بلیسکی و اوروبکو خیلی سریع پیشروی کردند و بعد اوروبکو در برنامه شناسایی مسیر آبروزی بدون مشکل پیش رفت تا اینکه دستور توقف صادر شد.

مشاوره انجام شده حکم کرد که آنها به خانه برگردند، مشاوره؟ با چه کسی؟ کریستف ویلیچکی، یانوش گولاب، آدام بلیسکی، مارک میلارسکی، مارچین کاچکان، آرتور مالک، پیوتر تومالا یا یانوش میجر؟ این کوه نوردان تصمیم گرفتند که از حالا تا 21 مارس تنها یک پنجره آب و هوای خوب برای بهره برداری وجود دارد که آنهم کافی نیست و طنابها روی دیواره با برف پوشانده شده که البته در تابستان نیز چنین اتفاقی رخ می دهد و اینکه هم هوایی برای هیچکدام جز آدام بلیسکی کافی نیست، بنابراین تلاش برای قله خطرناک است و بهمن خطر بالقوه است زیرا 80 سانتیمتر برف تازه باریده. بهتر است که بگذاریم چنین باشد و آنرا واقعیت بپنداریم!

یک فرصت مهم از دست رفت که به ما بگوید حتی کوه نوردان نیز تکامل می یابند، افکار جدید، تکنیک ها و استراتژی های اعمال شده و در موارد دیگر حتی برخی از کوه نوردان حاضر در کمپ اصلی K2 ، زمان را به عقب بردن اشتباه است اما نه بطور مطلق، در کوه نوردی هر کس آن کاری را انجام می دهد که فکر می کند درست است اما به لحاظ دستیابی به یک نتیجه خوب و قابل تحسین، این زیباشناسی و اخلاق کوه نوردی است که اهمیت پیدا می کند. به طور خلاصه، لذت بردن از کسب و کاری مدرن، زمانی قابل قدردانی است که مواد تشکیل دهنده آن واقعی و به خوبی هماهنگ و متعادل شده باشند، اگر آنها ما را خوشحال ترک می کردند و حتی اگر سرگرم می کردند، شاید به این دلیل که میل و اشتیاق ما را برای یک فعالیت، یک ورزش و یک شیوه زندگی و طبیعتی که دوست داریم، افزایش می دادند و این برای تمامی ورزش ها با ارزش است.

 بازبینی تلاش های زمستانی K2 

بعد از اعلام پایان عملیات تیم لهستان در کمپ اصلی K2، غول قراقروم ، ما امسال دوباره بر آن شدیم که رکورد صعودهای ناموفق در فصل زمستان را در این قله بروز رسانی کنیم. کوهی که نه تنها دشوار برای صعود است بلکه حتی برای تلاش نیز دشوار است. با نگاهی به گذشته ما می بینم که چگونه تلاشهای زمستانی K2 در 4 برنامه متوقف شد. در مقایسه، نانگاپاربات بیش از 30 تلاش تا قبل از سال 2016 داشته. اما عواملی که منجر به صعود زمستانی K2 ، فراتر از امکانات بشری خواهند شد کدامند؟

تلاش برای تجزیه و تحلیل ویزگی های آن امکان پذیر نیست جز بازبینی مراحل چند تلاش نادر در فصل زمستان. از آنچائیکه امسال آدام بلیسکی K2 را اینگونه تعریف کرد: "یکی از سرسخت ترین مکانهای روی زمین که به نظر می رسد به سیاره ای دیگر تعلق داشته باشد" و آندرژ زاوادا سرپرست اولین اکسپدیشن K2 قبلا گفته: " من خود را برای عدم موفقیت در آن چیزی که مسئولیت آن را بعهده داشتم سرزنش نمی کنم، همه آنچیزی را که امکانات بشری در این شرایط بسیار سخت باید انجام می داد، انجام دادیم". اول از همه باید گفت که عواملی که موجب دلسردی بسیاری از کوه نوردان از تلاش زمستانی K2 می شود همیشه مرتبط با دشواریهای صعود نیستند، بلکه این عوامل لجستیکی، اقتصادی و فراتر از همه محیطی هستند که نقش تعیین کننده دارند. ویژگی های این کوه، دیواره هایی با شیب تند و گذرگاههای کوهستانی دشوار است که حتی رسیدن به کمپ اصلی آن، طولانی و چالش برانگیز است. در معرض باد و شرایط بد جوی قرار گرفتن، بدون محافظت، بسیار خطرناک و نیز بسیار گران است، به علاوه شرایط آب و هوایی قراقروم همیشه هم بد نیست اما بسیار شدیدتر از آن چیزی است که در زنجیره هیمالیا وجود دارد. ویژگی آن غیرقابل پیش بینی بودن شرایط جوی و طوفانهای آن بخصوص در روزهای آخر است. به تمامی این عوامل امکان دسترسی به قله از جبهه شمال شرقی را هم باید اضافه کرد که در قلمرو کشور چین قرار دارد و مقامات این کشور بدون هشدار و اعلام رسمی می توانند این مسیر را مسدود کنند و ما به سادگی مشکلات پیش روی کسانی که تصمیم دارند این هدف را دنبال کنند، درک خواهیم کرد. همانطور که گفتیم ترکیبی از این ویژگی ها بدین مفهموم  است که تلاش های زمستانی قبل از فصل جاری لهستانی ها محدود به سه مرحله می شود، اگرچه این تعداد کم بوده، تجزیه و تحلیل این برنامه ها سختی هایی که تیم لهستان با آن روبرو بود را مشخص می سازد، بنابراین اجازه دهید از نزدیک آن را بررسی کنیم.

تصویری از اینستاگرام آدام بلیسکی با این عبارت که گفته بودم اینجا سیاره دیگری است

برنامه زمستانی سالهای 88- 1987

اولین تلاش برای تسخیر K2 در فصل زمستان توسط تیمی از لهستان – کانادا و بریتانیا در سال 1987 صورت گرفت که از جبهه جنوبی در امتداد یال دیگلی آبروزی بود. در واقع مقدمات این تلاش چهار سال قبل از این تاریخ شروع شده بود، وقتیکه در سال 1983 لهستانی ها با اولین صعود زمستانی اورست در سال 1980 آبدیده شده بودند و سعی کردند تحت سرپرستی آندرژ زاوادا یکی از پیشگامان صعودهای زمستانی هیمالیا، اکسپدیشنی را برای تسخیر K2 در این فصل ترتیب دهند. برای رسیدن به بودجه لازم، زاوادا در جستجو بود و در کانادا از طریق ژاک اولک یک لهستانی مقیم این کشور که کوه نورد و دوست قدیمی زاوادا بود، این بودجه تامین شد.

آندرژ زاوادا در اکسپدیشن سالهای 88- 1987، تصویر از wspinanie.pl

در زمستان سال 1983 زاوادا و اولک عازم بالترو شدند تا شرایط کوهستان را مطالعه کنند و برای صعود برنامه ریزی داشته باشند اما مقامات پاکستانی از صدور مجوز در فصل زمستان خودداری کردند و اعلام شد که وضعیت حمل و نقل بسیار پیچیده تر و گرانتر از حد انتظار است. اولک و زاوادا با اعتقاد بر اینکه بودجه بیشتری لازم است به جذب کوه نوردان از سایر کشورها پرداختند. گروهی از کوه نوردان بریتانیایی به این فراخوان پاسخ دادند و در نهایت در سال 1987 همه چیز برای اولین تلاش زمستانی K2 آماده شد. اکسپدیشن از چهره های قدرتمند کامل شد، 13 لهستانی، 4 بریتانیایی و 7 کانادایی که باید گروه باربران ارتفاع را نیز به آن اضافه کرد. برای پرهیز از هزینه های زیاد در فصل زمستان، آنها تصمیم گرفتند که به محض پایان یافتن فصل پاییز وارد کمپ اصلی شوند، بنابراین آنها با شروع ماه دسامبر وارد پاکستان شدند و در روز کریسمس به کمپ اصلی رسیدند.

صعود زمستانی K2 سالهای 88- 1987، تصویر از summit post

برف و باد شدید به آنها خوشامد گفت، شرایط جوی که تمامی فصل ادامه داشت تنها 10 روز تیم را به حال خود رها کرد، در واقع سه ماه در کمپ اصلی برای بهتر شدن آب و هوا در انتظار بودند. کمپ 1 در 5 ژانویه توسط ماچیک پاولیکوفسکی، ماچین بربکا، کریستف ویلیچکی و جان تیلکر در ارتفاع 6100 متر نصب شد. چند روز بعد ویلیچکی و سیچی از "کامینو بیل" عبور کردند و کمپ 2 را در ارتفاع 6700 متر برپا کردند اما پنجره آب و هوای خوب بلافاصله بسته شد و آنها تا دوم مارس منتظر ماندند و کمپ 3 را در این تاریخ در ارتفاع 7300 متر نصب کردند که البته این کار مجددا توسط ویلیچکی و سیچی انجام شد. این دو کوه نورد در 6 مارس به جان میر و ژان فرانسوا گاندن ملحق شدند، پیمایش آنها توام بود با طوفان شدید در تمامی شب، آنها مجبور به برگشت به کمپ اصلی شدند، در همگی آثار اولیه ای از سرمازدگی و انجماد بود که گروه را مجبور کرد بعد از بررسی تصمیم بگیرد تا از هرگونه تلاش بیشتر برای این صعود غیرممکن، خودداری کند. آنها 80 روز در کوه بسر برده بودند و وقت آن رسید بود که برگردند.

 مسیر کمپ اصلی K2 از طریق بالترو، سال 88- 1987، تصویر از southasian

صعود بین المللی سالهای 2003-2002

لهستانی ها به مدت ده سال رویای تسخیر K2 در زمستان را رها کردند و در عوض بر صعود زمستانی نانگاپاربات تمرکز داشتند و این بار نیز آندرژ زاوادا بود که دومین تلاش زمستانی K2 را در سال 2000 برنامه ریزی کرد. جبهه ای که این بار انتخاب کردند برخلاف سال 1987 جبهه جنوبی نبود، آنها جبهه شمالی را برگزیدند. در خلال اولین برنامه شناسایی جبهه شمالی، زاوادا با یک بیماری ناگهانی روبرو شد که مانع از حضور او در منطقه قراقروم شد و بعد از شش ماه بستری در ماه آگوست درگذشت.

 اکسپدیشن سالهای 03-2002 تصویر از himalanmnan.wordpress

علیرغم این ضایعه، سازماندهی تیم ادامه یافت و در دسامبر 2002 تیم اصلی و تعداد زیادی نفرات پشتیبانی عازم قراقروم شد، سرپرست تیم کریستف ویلیچکی بود، کوه نورد و نماد صعودهای زمستانی. این تیم شامل 19 کوه نورد بود که 15 نفر از آنها لهستانی و 4 نفر از کشورهای قفقاز، گرجستان، قزاقستان و ازبکستان منجمله دنیس اوروبکو بود.

 مسیر سال 03-2002 صعود زمستانی K2، تصویر از altitudepakistan.blogspot

 این بار تصمیم بر این بود که از سمت شمال این قله را صعود کنند. کمپ اصلی در ارتفاع 5100 متر ایجاد شد، همانطور که زاوادا تصمیم گرفته بود. از آن تاریخ به بعد تمامی کوه نوردان بر روی مسیر شروع به تلاش کردند. در 5 ژانویه اوروبکو و واسیلی پیتسف کمپ 1 را در ارتفاع 6000 متر برقرار کردند. علیرغم بارشی ویرانگر، ویلیچکی و بربکا موفق شدند 200 متر طناب را از نوار صخره ای عبور داده و مسیر را برای رسیدن به کمپ 2 آماده کنند که اوروبکو و پیتسف در 20 ژانویه در ارتفاع 6750 متر آن را برقرار کردند.

 اوروبکو و ویلیچکی طی برنامه سالهای 03-2002، تصویر از Exploresweb.com

همه چیز طبق برنامه در حال پیشروی بود که باد شدید اکسپدیشن را فرا گرفت و کوه نوردان قفقازی تصمیم گرفتند که تیم را ترک کنند. تنها دنیس اوروبکو با تیم لهستان باقی ماند. ترکیب اقوام مختلف کاری از پیش نبرد، علیرغم از دست رفتن منابع مهم امداد و نجات، تلاش بی وقفه ادامه یافت. کمپ 3 در 4 فوریه در ارتفاع 7300 متر و روز دوازدهم کمپ 4 در ارتفاع 7650 متر نصب شد. عاقبت در 21 فوریه بعد از مدت زیادی انتظار، که دلیل آن شرایط بد جوی بود، اولین حمله به سمت قله انجام شد، ژاک ژاوین و جورک ناتکانسکی وظیفه چک کردن و آماده سازی مسیر را بعهده داشتند تا کاچکان و اوروبکو روز بعد عازم حمله به قله شوند. 26 فوریه اوروبکو و کاچکان در شرایط بسیار بد جوی، وارد کمپ 4 شدند. باد شدید بسیاری از کمپ ها را تخریب کرده بود و مایحتاج ضروری را با خود برده بود. صبح روز بعد اوروبکو به کمپ اصلی اطلاع داد که مارچین کاچکان روبراه نیست، وقتی از او سئوال می کنم جواب نمی دهد و حتی قادر نیست بند پوتین های خود را محکم کند، مشکلی در مورد او وجود دارد. ادم مغزی در کاچکان شروع شده بود، یک ماموریت امداد و نجات بلافاصله شروع شد و در 27 فوریه تمامی اعضای تیم در سلامت در کمپ اصلی بودند و اکسپدیشن خاتمه یافت. علیرغم شکست این اکسپدیشن، با وجود مقاومت K2 که این بار بهتر شده بود، تلاش سال 2002 به وضوح نشان داد که رسیدن به قله امکان پذیر است، همانطور که پیوتر موراسک در گزارش خود از این برنامه اعلام کرده بود.

تلاش روس ها در سالهای 2012-2011

تقریبا ده سال دیگر گذشت تا اینکه در پایان سال 2011 اکسپدیشنی شامل 16 کوه نورد به سرپرستی ویکتور کوزلف که همگی روسی بودند وارد کمپ اصلی K2 شدند. گروهی بسیار قوی که از تعداد زیادی برنامه های موفق برگشته بودند که شامل ایجاد 3 مسیر جدید در غول های هیمالیا و قراقروم بود مثل اولین صعود لوتسه میانی در  سال 2001، صعود به جهه شمالی اورست در سال 2004 و صعود جبهه غربی K2 در سال 2007. علیرغم این موفقیت ها هیچکدام از اعضای تیم به غیر از قله های روسیه تجربه صعود زمستانی نداشتند.

 

بولوتوف، بلوس و وینوگرادسکی بعد از فرود از کمپ 1 به دلیل شروع طوفان، تصویر از Esploresweb.com

برنامه آنها هم هوایی در منطقه سدپارا و بعد صعود بدون اکسیژن بود. 25 دسامبر حدود 2000 متر طناب ثابت روی مسیر سزن تا ارتفاع 7560 متر نصب شد. از این نقطه تا قله 8611 متری K2 تصمیم گرفته شد که مسیر جدیدی را دنبال کنند. برنامه آنها به سبک نظامی اجرا شد که ویژگی آن یک تیم بسیار بزرگ از کوه نوردان بود که در گروه های کوچکتر تقسیم شده تا امکان صعود داشته باشند.

بعضی از آنها باید دیواره را ثابت گذاری می کردند در حالیکه مابقی کمپ های مرتفع را ایجاد می کردند. به لطف سرعت زیاد و روشمند بودن آنها در 4 ژانویه کمپ 1 در ارتفاع 6050 متر ایجاد شد. ده روز بعد به کمپ 2 در ارتفاع 6350 متر رسیدند. برای چندین روز تیم ناچار شد به خاطر شرایط بد جوی در کمپ اصلی منتظر باشد اما در 25 ژانویه تلاش در بالای کمپ 2 از سر گرفته شد به نحوی که در پایان ژانویه مسیر تا ارتفاع 7000 متر مجهز شده بود.

در 31 ژانویه ایلیس توخواتولین، اندرو ماریف و وادیم پوچوویچ طناب ثابت را تا ارتفاع 7200 متر نصب کردند و نیک توتمانتین، والری شامالو و ویتالی گورلیک تجهیزات و مایحتاج را در ارتفاع 7000 متر دپو کردند. روس ها رویای صعود را در دوم فوریه داشتند تا اینکه طوفان شدید آنها را وادار کرد که به کمپ اصلی برگردند. در طول این مراحل آثار ذات الریه و سرمازدگی در والری گورلیک پدیدار شد، گروه بلافاصله عملیات خروج او را از کمپ اصلی سازماندهی کرد اما شرایط بد جوی مانع از ورود هلیکوپتر شد و در 6 فوریه این کوه نورد به دلیل ذات الریه و ایست قلبی جان باخت. این حادثه تراژیک به اکسپدیشن روس ها خاتمه داد و هرگونه رویای دستیابی به قله را تا اکسپدیشن سال جاری لهستانی ها خنثی کرد.

  کمپ اصلی در طوفان شدید، تصویر از Exploresweb.com

montagna.tv

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۶ساعت 16:1  توسط پریساحسین زاده  | 

 

5 مارس 2018 برابر با 14 اسفند 1396

براساس تجزیه و تحلیل عمیق از وضعیت در مشورت با تیم، من تصمیم گرفتم امروز پایان اکسپدیشن K2 را اعلام کنم، عوامل موثر در این تصمیم گیری از این قرارند:

1- در برنامه شناسایی تیم آدام بلیسکی – یانوش گولاب در روز جاری مشخص شد که مسیر تا کمپ 1 کاملا پوشیده شده، چادر ابتدای مسیر آسیب دیده و همچنین احتمالا در ارتفاعات بالا، کمپ های 1و2و3 نیز به همین ترتیب باشند.

2- پیش بینی شرایط جوی یک پنجره کوتاه مدت را در یازده مارس اعلام کرده.

3- هم هوایی تا قبل از 11 مارس برای تیم اول در ارتفاع 7200 متر و توان حمله به قله و برگشت به کمپ اصلی، غیرممکن است.

4- تهدید بهمن در ارتفاعات بالا، در هشت روز گذشته شاهد بارش بیش از 80 سانتیمتر برف بوده ایم.

5- هشدار پرتال ونتوسکی مبنی بر بارش شدید در ارتفاع 7600 متر.

6- پیش بینی های بد برای دوره بعد از یازدهم مارس.

ایمنی شرکت کنندگان اولویت این برنامه است.

کریستف ویلیچکی

polskihimalaizmzimowy

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۶ساعت 15:23  توسط پریساحسین زاده  | 

 

زمستانی بی رحم برای کوه نوردان در K2  و اورست عنوان مقاله مجله outsideonline است که به بررسی تلاش دو تیم اورست و K2 پرداخته، سایت رسمی اکسپدیشن لهستانی ها از چهارشنبه تاکنون بروزرسانی نشده، شرایط جوی مانع از تلاش تیم است، جالب است که بدانید  montana.tv در آخرین مقاله خود شانس موفقیت اکسپدیشن K2 را حدود 30% اعلام کرده.

شرایط جوی، امداد رسانی غیرمنتظره و سرکشی عضو تیم، شانس دو تیم در امید به صعود جسورانه زمستانی را تحت الشعاع قرار داد.

ماه های زمستانی در هیمالیا و قراقروم همیشه یک چالش بوده اند. برخلاص صعودهای فصل بهار، شرایط جوی در زمستان غیرقابل پیش بینی است، جت استریم ها به طور مستقیم بر کوه می تازند و با خود طوفان و باد شدید همراه می آورند که دسترسی به قله را غیرممکن می سازند. درجه حرارت به منفی 40 می رسد که باد سرد آن را تا منفی 75 نیز می رساند. به طور خلاصه پنجره آب و هوای مناسب نادر است.

بگذارید ابتدا از الکس تکسیکون بگوئیم، این دومین تلاش زمستانی او بدون اکسیژن مصنوعی در اورست بود. امسال، ژانویه او به علی سدپارا محلق شد و یک تیم کامل و قوی از شرپاهای راهنما در اختیار گرفت. ابتدا تیم با سرعت زیاد مسیر را تا آبشار یخی خطرناک خومبو در عرض 6 روز ثابت گذاری کرد، سپس کمپ های ارتفاع برقرار شد و حتی صعود زمستانی به پوموری به عنوان بخشی از برنامه هم هوایی انجام شد. هفته گذشته هواشناسی پیش بینی کرد که باد شدید در قله اورست صعود این تیم را طولانی خواهد کرد، آنها با اولین پنجره خوب شرایط جوی خیلی سریع به کمپ 3 رفتند اما به محض رسیدن این پنجره به سرعت بسته شد. این تیم نزدیک به کمپ 4 به همین دلیل مجبور به بازگشت شد. در روز سه شنبه علی سدپارا و یکی دیگر از شرپاها ،کمپ را به دلیل بیماری ارتفاع ترک کردند و مجوز اکسپدیشن نیز در پایان فوریه باطل شد، اگرچه امکان تمدید آن وجود داشت اما پیش بینی شرایط جوی تا نیمه های مارس هرگونه تلاشی را در این کوهستان غیرممکن ساخت و فرصت بسیار کمی قبل از ورود رسمی فصل بهار برای صعود به قله باقی مانده بود. تکسیکون در صفحه فیس بوک پایان اکسپدیشن را اعلام کرد و گفت بعد از تفکر زیاد و انجام هرکاری که امکان داشت رویای مارا تحقق بخشد، تصمیم گرفتیم که اکسپدیشن زمستانی اورست بدون اکسیژن را خاتمه یافته اعلام کنیم. این تصمیم آسان نبود اما مطمئن هستم که بهترین بود.

در همین حال 800 مایل دورتر در K2 تیم لهستانی ها سهم عادلانه ای از چالش ها شامل شرایط جوی نامناسب، مصدومیت دو تن از اعضاء، امداد نجات غیر منتظره و تغییر مسیر داشتند.

آنها 9 ژانویه وارد کمپ اصلی شدند و شروع به هم هوایی و آمادگی برای صعود کردند، 27 ژانویه آدام بلیسکی و دنیس اوروبکو با هلیکوپتر به نانگاپاربات برای نجات تومک مکیوویچ و الیزابت روول منتقل شدند که صعود موفقیت آمیزی انجام داده اما هنگام فرود دچار مشکل شده بودند. مکیوویچ دچار کور برفی، سرمازدگی و بیماری ارتفاع شده بود اگرچه الیزابت سعی کرد تا به او کمک کند که تا ارتفاع ایمن تری به پایین برگردد تا هلیکوپتر به آنها کمک کند اما در نهایت مجبور شد که به تنهایی به فرود ادامه دهد. اوروبکو و بلیسکی در ارتفاع 4880 متر از هلیکوپتر پیاده شدند و در تلاشی فوق بشری روول را در ارتفاع 6300 متر نجات دادند، مکوویچ اما در ارتفاع 7000 متر گرفتار بود و شرایط جوی مانع از نجات وی شد، پیکر او هنوز از کوهستان خارج نشده است.

پس از این عملیات آنها در 2 فوریه به K2 برگشتند و تجهیزات و وسایل خود را به کمپ های ارتفاع برای حمله به قله منتقل کردند اما هفته پیش اوروبکو که از سرعت پایین اکسپدیشن خسته شده بود ناگهان تصمیم گرفت که تیم را ترک کند و به تنهایی عازم قله شود. شرایط بد جوی او را وادار به برگشت کرد اما او تا ارتفاع حدود 8000 متر پیشروی داشت و فقط حدود 800 متر تا قله فاصله داشت.

اوروبکو یکی از قویترین و با تجربه ترین کوه نوردان جهان است که تمامی 14 قله بالای هشت هزارمتر را صعود کرده، وی همچنین معروف است به کسی که مستعد تصمیم های آنی و چالش برانگیز است. در روزهایی که در حال تلاش برای صعود به قله با همنوردان خود بود در چندین مصاحبه تصمیمات کریستف ویلیچکی را زیر سئوال برد که در کارنامه خود اولین صعود زمستانی اورست، لوتسه و کانچن جونگا را دارد. او همچنین همنوردان خود را اینطور خطاب کرد که به اندازه کافی سریع کار نمی کنند و آب و مواد غذایی را حیف و میل می کنند. همانطور که انتظار می رفت با برگشت وی به کمپ اصلی با عکس العمل سردی مواجه شد و از استفاده از اینترنت منع شد و هم اکنون نیز در راه برگشت به خانه می باشد. تیم لهستان برنامه ریزی کرده که تا 20 مارس به تلاش خود برای اولین صعود زمستانی K2 ادامه دهد البته اگر شرایط جوی اجازه دهد.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۶ساعت 15:34  توسط پریساحسین زاده  | 

Extreme mountain climber Hansjörg Auer: The search for the extreme.

 

در بخش هایی از صعود بواسطه لحظه ای نگرانی، شرایط پیچیده و شجاعتی که کوهستان از انسان انتظار دارد، امکان بازگشت وجود دارد، احساساتی قوی که در فعالیت کسانی که در طبیعت و در انتخاب، حرفه ای عمل می کنند، می توان مشاهده کرد. آنها در موقعیت هایی دشوار راه حلی برای آرامش و تمرکز پیدا می کنند.

این تاثیری است که با دیدن تلاش قهرمان اتریشی، هنسیورگ آوور (1) به ما دست می دهد. لحظاتی نفس گیر که در حداقل حمایت بسر می برد، طناب در اطراف یک تیغه کوچک از صخره عبور کرده و از دیوار بیرون آمده، در شرایطی که تمامی سطح صخره صاف است و با کمی برف پوشیده شده. یک کارگاه تسمه ای که تقریبا به هیچ چیز متصل نیست و این امکان را فراهم می آورد که او فرود آید و سپس راه خود را پیدا کند.

هنسیورگ به تنهایی روی یکی از دیواره های اوتستال آلپ (2) در حال صعود است که متوجه می شود از مسیر منحرف شده، بدون امکان ادامه کار و یا برگشت به عقب، او فقط یک پیچ یخ، هارنس و وسیله پیمایش (تبر یخ و کرامپون) همراه دارد، وسایلی که عاقبت کفایت می کند. به رغم غیرممکن بودن، این اتریشی صعود را متوقف نکرد و به کمک ابزار پیمایش محور بسته ای برای خود ایجاد کرد و بعد از اتمام کار اینطور نوشت : "چالش برانگیز بود". کلیپی کوتاه در این باره را در این آدرس تماشا کنید

(1) هنسیورگ آوور 34 ساله یک صخره نورد اتریشی است که برای صعود انفرادی از مسیر fish معروف است. این مسیر در سال 1981 توسط دو دیواره نورد چک، ایگور کولر و آندلیش شوستر که در آن زمان فقط 17 سال داشت با تکنیک استفاده از بولت (VII,A1) صعود شد، به دلیل ارتفاع استثنایی و شکننده بودن کیفیت صخره ، صعود از آن دشوار است و در زمره مسیرهای آلپ می باشد که خواهان زیادی دارد، بنابراین اولین صعود موفق از آن نقطه عطفی در تاریخ کوهنوردی بود، تکرار این صعود در سالهای 1984-1987-1990 و 1992 صورت پذیرفت، کریستف هاینر در این سال موفق شد این مسیر را دیداری صعود کند، اما در سال 2007 که هنسیورگ فقط 23 سال داشت صعود سولوی این دیواره آنهم در عرض دو ساعت و 55 دقیقه شگفت آور بود، کاری که به طور معمول با حضور دو همطناب و در عرض دو روز انجام پذیرفته بود، وی برای آمادگی در این برنامه روز قبل از آن فرود داشت که از آن به عنوان یک نکته کلیدی یاد می کنند.

(2) اوتستال آلپ رشته کوهی از بخش آلپ های مرکزی شرقی است که در استان تیرول در جنوب اتریش و نیز تیرول جنوبی در شمال ایتالیا قرار دارد.

montagna.tv

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۶ساعت 13:0  توسط پریساحسین زاده  | 

 614px511-k2-sperone-abruzzi-sopra-C2-6500-m-foto-piotr-tomala.png

 کمپ 2 ارتفاع 6500 متر، پیوتر تومالا

شرایط جوی رو به وخامت است و امکان ریزش بهمن در ارتفاع بالای 7000 متر وجود دارد

2 مارس برابر با 11 اسفند

طبق آخرین خبر منتشر شده در مطبوعات لهستان، دیروز مدیر اکسپدیشن اعلام کرده که روز شنبه 3 مارس شرایط جوی K2 بهبود خواهد یافت و امکان آن فراهم خواهد شد که تیم به ارتفاعات برگردد و قبل از حمله به قله هم هوا شود. اما یانوش گولاب یکی از اعضای تیم گفته که با بروز رسانی اخبار مربوط به پیش بینی شرایط جوی  تا 6 مارس (سه شنبه 15 اسفند) شرایط بهتر نخواهد شد، در روزهای آینده گفته شده که باد شدید و بارش برف وجود خواهد داشت که ارتفاع برف در دامنه به دو متر و در ارتفاع بالای 7000 متر به یک و نیم متر می رسد که خطر ریزش بهمن را در برخواهد داشت. زمان بسیار بسیار کمی برای اولین صعود زمستانی K2 باقیمانده و ضرب الاجل حمله به قله در 20 مارس مستلزم فرصت کافی برای دو کار است، ابتدا هم هوایی اکثر اعضاء در ارتفاع بالای 7000 متر و دوم حمله به قله.

mountainblog

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند ۱۳۹۶ساعت 21:56  توسط پریساحسین زاده  | 

Adam Bielecki en la Chimenea House del K2 invernal (febrero 2018)

 آدام بلیسکی هنگام تلاش در بخش تنوره، تصویر از دنیس اروبکو

سه هفته به پایان صعود زمستانی K2 باقی مانده اما فقط آدام بلیسکی برای صعود به قله هم هوا شده، روزهای آینده روزهایی کلیدی خواهد بود تا بدانیم چه کسی می تواند آدام بلیسکی را همراهی کند.

چهارشنبه 28 فوریه 2018، به روزرسانی ساعت 3 بعدازظهر : دنیس اوروبکو اکسپدیشن لهستانی ها را ترک کرد و صعود زمستانی K2 بواسطه این رویداد تا حدی مختل شد. تا به حال او پیشرو گروه بود و به بالاترین ارتفاع دست یافته بود، چه روی مسیر سزن و چه یال آبروزی و بوضوح نشان داد که قویترین و توانمندترین فرد تیم است. در واقع یکی از اختلافات او با کریستف ویلیچکی این بود که کمپ 2 را به تنهایی برقرار کرده بود و می خواست که تا کمپ 3 پیشروی داشته باشد و هم هوایی خود را کامل کند اما سرپرست تیم دستور داد که برگردد. لهستانی ها بدون اروبکو چگونه اند؟ شانس رسیدن به قله در سه هفته باقیمانده در چه حد است؟ بخش اول سئوال را هواشناسی پاسخ خواهد داد که به نظر می رسد مصمم به خودداری از ارائه هرگزینه ای است. بخش دوم مربوط به کوه نوردان می باشد که چه کسانی هستند و چه انتظاری از آنها می رود.

آدام بلیسکی، تنها فرد هم هوا شده

آدام بلیسکی (34 ساله) در بین لهستانی ها قویترین است، او تنها کسی بود که می توانست دنیس را همراهی کند، علیرغم اینکه عملکرد او با حادثه ای که در نزدیک کمپ 1 مسیر سزن رخ داد، کاهش یافت (زمانی که تکه ای سنگ از ارتفاعات به سر و صورت وی اصابت کرد و بینی او را شکست و همراهانش مجبور شدند زخم او را بخیه کنند) اما طبق گفته پزشک تیم، پیوتر اسنوپچینسکی که همین هفته به اکسپدیشن ملحق شده، آدام کاملا بهبود یافته و آماده می باشد، بنابراین اگر اتفاق غیرمنتظره ای نیفتند او بی شک در حمایت طناب به سمت قله حرکت خواهد کرد. لازم به یادآوری است که آدام از ابتدای برنامه ستاره بزرگ این اکسپدیشن بوده و در کارنامه خود اولین صعود زمستانی گاشربروم 1 و برودپیک را دارد.

یانوش گولاب نامزد بعدی

در روزهای گذشته یانوش گولاب (50 ساله) گامی به جلو برداشته و همطناب احتمالی آدام در صعود به قله خواهد بود، البته او هشدار داده که به اندازه کافی هم هوا برای حمله به قله، در صورت پدیدار شدن پنجره خوب شرایط جوی، نمی باشد، پیش از این او می باید تا ارتفاع 7200 یا 7400 کمپ 3 صعود می کرده و یک یا دو شب در این ارتفاعات بسر می برده، همانطور که خود نیز تاکید کرده. در این نقطه از اکسپدیشن یانوش گولاب هنوز از ارتفاع 6700 متر بالاتر نرفته و ده روز است که کمپ اصلی را ترک نکرده. یانوش یکی از باتجربه ترین کوه نوردان تیم لهستان است و در رکوردها همراه با آدام بلیسکی در اولین صعود زمستانی گاشربروم 1 حضور داشته، لهستانی ها این موفقیت را در همطنابی او با آدام می دانند.

آرتور مالک، نامزدی دیگر

در میان سایر اعضای تیم برجسته لهستان، آرتورمالک (37ساله) حضور دارد، او نیزچون یانوش گولاب است وحضور در اولین صعود زمستانی برودپیک را نظیر آدام بلیسکی در کارنامه خود دارد، با وجود این، اکسپدیشن موفق آنها منجر به حادثه تاسف بار کشته شدن دو تن از اعضای تیم بعد از صعود شد، ماسیج بربکا و توماس کوالوفسکی. در خصوص فرآیند هم هوایی حتی بعد از یانوش گولاب قرار دارد و تنها تا ارتفاع 6500 متر کمپ 2 صعود کرده، البته مزیت وی در این است که اخیرا فعال بوده زیرا تازه دیروز به کمپ اصلی در آخرین پیمایش خود برگشته.

مارچین کاچکان و اشاره به تاریخ

نام مارچین کاچکان (44 ساله) ارتباط ویژه ای با K2 زمستانی دارد، در واقع او با دنیس اوروبکو و پیوتر موراوسکی افتخار رسیدن به بالاترین ارتفاع این قله در اکسپدیشن زمستانی سال 2003- 2002 یعنی 7650 متر را دارد. او همنورد دنیس در حمله به قله بود اما شرایط بد جوی مانع از فعالیت آنها شد، هم هوایی او در سال جاری تنها تا ارتفاع 6700 متر کمپ 2 بوده و دیروز به کمپ اصلی برگشته.

ماچی بدرژزوک و شوق و شور جوانی

ماچی بدرژزوک (35 ساله) احتمالا ناشناخته ترین و جوانترین عضو تیم به غیر از آدام بلیسکی می باشد، او هرگز به یک هشت هزارمتری صعود نکرده اما عملکرد وی در کمال ناباوری، مثبت بوده و قادر است که با همنوردان خود هماهنگ باشد. در آخرین پیمایش او با مارچین کاچکان همطناب بود و به ارتفاع 6700 متر کمپ 2 رسید.

مارک میلارسکی، پیوتر تومالا و دارک زالوسکی

اکسپدیشن هنوز سه عضو دیگر دارد (دو عضو دیگر، رافال فرونیا و یارسلاو بوتور پیش از این کمپ را ترک کردند) مارک میلارسکی (45 ساله) نظیر همنوردان خود دیروز بعد از رسیدن به ارتفاع 6500 متر به کمپ اصلی برگشت، پیوتر تومالا (45 ساله) بعد از شرکت در برنامه امداد و نجات نانگاپاربات به طور قابل توجهی ضعیف شده، کوه نورد پیش کسوت دارک زالوسکی (58 ساله) نیز عمدتا به عنوان عکاس و فیلمبردار ارتفاع ایفای نقش می کند.

desnivel

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند ۱۳۹۶ساعت 12:23  توسط پریساحسین زاده  | 

 DXHjId7WkAA_axr.jpg

 به گفته کریستف ویلیچکی فعالیت تیم به دلیل باد شدید و بارش برف متوقف شده، دنیس کمپ اصلی را ترک کرد و امین باربر پاکستانی هم همینطور که احتیاج به مراقبت های پزشکی بیشتری دارد، او مرتبا دچار کوربرفی موقت می شد.

 

DXHjkj7XUAAGSu_.jpg

مارک میلارسکی و آرتور مالک

دنیس گفته که به پایین می رود، نمی شد تصور کرد که همه چیز اینطور به پایان برسد، خیلی اتفاقها به من ارتباط نداشت، تلاش های زیادی در پیش رو دارم اما حالا به ایتالیا می روم، دوستانم در انتظار من هستند، در یک جاده گرم و بهاری زیبا.

DXGWwJvWsAAr1-R.jpg

 

https://twitter.com/russianclimb

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند ۱۳۹۶ساعت 20:11  توسط پریساحسین زاده  | 

 

امروز 28 فوریه آلکس تکسیکون تصمیم گرفت به اکسپدیشن زمستانی صعود به اورست بدون اکسیژن مکمل خاتمه دهد. امسال علی سدپارا (همنورد او در صعود به نانگاپاربات) و تعدادی از شرپاهایی اکسپدیشن سال گذشته اورست شامل تمبابوت، نوری، چیپال، پاسانگ نوربو، والونگ دورجی، ژلژی و تنزینگ گیلازن تیم الکس را همراهی کردند. این هشت نفر به همراه آلکس از سمت نپال، مسیری که از آبشار یخی معروف می گذرد، قصد صعود داشتند. تیم تکسیکون در اوایل ماه ژانویه وارد کمپ اصلی اورست شد و در عرض 15 روز تا ابشار یخی و کمپ 2 در ارتفاع 6500 متر صعود کرد و بعد برای مرحله بعدی هم هوایی پوموری به ارتفاع 7161 متر را در تاریخ 20 ژانویه صعود کرد. بعد از برگشت به کمپ اصلی  31 ژانویه شروع به صعود کرد و به ارتفاع 7850 متر رسید.

سه هفته بعد از این، شرایط جوی خوب نبود و امکان هرگونه تلاشی از تیم گرفته شد و در انتظار فرصت بهتر در کمپ اصلی بسر بردند تا اینکه 21 فوریه تکسیکون تصمیم گرفت آخرین تلاش خود را برای صعود به قله انجام دهد، در 24 فوریه بعد از گذشت سه شب تلاش آنها برای عبور از گردنه جنوبی، محل کمپ چهارم ناکام ماند و خیلی سریع به پایین برگشتند.

حال تمبا و علی سدپارا در کمپ اصلی خیلی بد بود و علی بعد از خروج از کمپ 2 دچار حالت تهوع شده بود، این شرایط تیم را تهدید کرد و می دانستند که روزهای سختی در پیش رو دارند . باد دوبرابر بیشتر از آن چیزی بود که پیش بینی شده بود، در کمپ 3 بالتر از 50 کیلومتر در ساعت بود و انتظار می رفت که در قله بیشتر باشد. تا همین دیروز مشخص نبود که آلکس چه تصمیمی می گیرد اما امروز همگی می دانیم. بعد از بحث های طولانی و انجام هر کاری که امکان داشت رویای تیم را محقق سازد آنها در تهایت تصمیم گرفتند که به برنامه خود خاتمه دهند. تصمیم آسانی نبود اما مطمئن هستند که درست است، مجوز حضور آنها در کوهستان در روز جاری 28 فوریه به پایان رسید، با توجه به هزینه های اضافی و پیش بینی شرایط جوی که تا قبل از 14 مارس که تقریبا پایان زمستان است، هوای خوبی را نوید نمی دهد، آنها این تصمیم دشوار را گرفتند.

ارزیابی عملکرد تیم آلکس

لازم به ذکر است که اکثر اعضای تیم تکسیکون از اکسیزن مصنوعی استفاده کردند و تنها آلکس از اکسیژن استفاده نکرد. اگر آنها موفق به این صعود می شدند به لحاظ سبک صعود از تلاشی که سال 1980 ویلیچکی و سیچی در فصل زمستان با صعود به اورست انجام دادند، برتری می داشت اما به لحاظ ورزشی نمی توان قطعا گفت که صعود آنها کاملا بدون اکسیژن مکمل بوده زیرا  در کمپ های بالا و نردبانهای فلزی این کوه نورد باسکی از حمایت شرپاهایی برخوردار شد که همگی از اکسیژن مکمل استفاده کردند.

تردید وجود دارد که سال آینده تکسیکون سومین تلاش خود را بر روی اورست داشته باشد، دستاورد امسال او از سال گذشته که موفق به عبور از گردنه شد، کمتر بود.

حالا فقط اکسپدیشن لهستانی ها در K2 در میدان جنگ باقی مانده.

wspinanie

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند ۱۳۹۶ساعت 19:47  توسط پریساحسین زاده  | 

 
1.jpg

یال آبروزی

سایت نشنال جغرافی مقاله ای مفصل و جذاب در خصوص اکسپدیشن K2، تاریخچه صعودهای زمستانی در هشت هزارمتری ها، تعریف سبک محاصره ای یا سیژ و نظر کوری ریچاردز و سیمونه مورو در خصوص دنیس اروبکو منتشر کرده که شامل تصاویر منحصر بفرد از این برنامه است.

نوشته مارک جنکینگز :

" کوه نوردی که از تیم جدا شد، به تنهایی تلاش کرد و تلاش خود را روی کوه وحشی رها کرد"

همان موقعی که دنیا در حال تماشای پایان المپیک زمستانی در پیونگ چانگ است، نوع دیگری از نمایش ورزشی زمستانی در دومین قله بلند جهان در دست اجرا است، در هشت هفته گذشته یک تیم از لهستان با قدرتمندترین نیروی موجود در طبیعت به مبارزه مشغول شده تا به آنچه که بسیاری در جامعه کوه نوردی به مدت طولانی آن را غیرممکن می دانستند دست یابد، صعود رمستانی K2 تاج طلای رشته کوه قراقروم، اما این داستان به صورت غیر منتظره ای در آخر هفته در کمپ اصلی تغییر کرد، آن موقعی که دنیس اروبکو، قویترین کوه نورد تیم، ناگهان اعلام کرد که قصد دارد دو هفته زودتر از آن چیزی که سرپرست تیم ، کریستف ویلیچکی برنامه ریزی کرده بود، قله را صعود کند. استدلال و بحث آنها منتهی شد به اینکه اروبکو کوله خود را بردارد و تنها بر روی این کوه یخی و پرباد تلاش کند. او از بردن هر گونه وسیله رادیویی امنتاع کرد بنابراین گروه قادر به ارتباط با او نبود، صبح روز یکشنبه آنها مطمئن بودند که وی به قله رسیده. ویلیچکی در این رابطه گفت، آن چیزی که دنیس انجام داد بسیار خودخواهانه بود، دنیس فقط به خودش فکر می کند، اگرچه همه را بخطر خواهد انداخت اما ما باید به او کمک کنیم. با تلفن ماهواره ای طی هفته های گذشته بارها با ویلیچکی در تماس بودم.

 k2-polish-climb-view-abruzzi-ridge.adapt.1900.1 (1).jpg

 قله پوشیده از برف K2 از یال آبروزی، بعد از متوقف کردن تلاش روی مسیر سزن که کوه نوردان در معرض ریزش سنگ قرار داشتند، تیم تصمیم گرفت که مسیر طولانی تر اما ایمن تر آبروزی را در پیش بگیرد

k2-polish-climb-denis-urubko-selfie.adapt.1900.1.jpg

دنیس اروبکو پشت به K2 در حال گرفتن سلفی است، در مقابل تیم ایستاد و به صورت انفرادی عازم قله شد . به دلیل خطرات کوه یخی تاکنون فقط 306 کوه نورد موفق به صعود به این قله شده اند و 84 نفر هنگام تلاش کشته شده اند

 دشوار است که توضیح داده شود چرا فردی می خواهد که در فصل زمستان در قراقروم صعود داشته باشد،  زمانی که  طوفان به شدت بر یخ سخت خاکستری زره پوش می تازد و حرارت به منفی 80 درجه می رسد، پایین تر از دمای هوا در مریخ. در طول مرزهای پاکستان، چین و هندوستان این قله های غول آسا که صخره ها را زیر پا دارند تحمل بسیار کمی برای حضور انسان در تمامی فصل ها دارند به ویژه در فصل زمستان. آنها کوه نوردان را در کولاک می پیچانند و در بهمن ها دفن می کنند، موجب می شوند خون آنها یخ بزند و استخوانهایشان خرد شود. در چنین شرایط وحشیانه ای اکثر کوه نوردان به خانه برمی گردند تا برای فصل تابستان منتظر باشند، فصل معمول کوه نوردی در قراقروم اما نه برای کریستف ویلیچکی.

k2-polish-climb-team-leader-camp.adapt.1190.1.jpg

کریستف ویلیچکی، سرپرست تیم، پیشگام صعودهای رمستانی در کمپ اصلی "اتاق نشیمن" نشسته، آنها در کوهستان به اینترنت دسترسی دارند، هر چند ویلیچکی در استفاده از آن شک دارد " نمی دانم داشتن اینترنت در یک اکسپدیشن خوب است یا نه، ما هرگز از آن استفاده نمی کردیم اما اکنون طبیعی است."

 دیدار با سرپرست

ویلیچکی 68 ساله شاگرد مدرسه قدیمی کوه نوردی لهستان است، او معتقد است که زمستان آزمایش خوبی برای کوه نوردان صعودهای بلند است و K2 مرگبارترین و دشوارتر از اورست است، دستاورد نهایی همین می باشد، این چالشی است که وی چند دهه روی آن کار کرده، چهل سال پیش ویلیچکی یکی از پیشگامان قدری بود که اولین صعود زمستانی را در هیمالیا انجام داد. در سال 1980 عضو تیم تماما لهستانی بود که در تلاش برای ایجاد ردی ماندگار در دنیای کوه نوردی بود، او و لزگ سیچی اولین صعود زمستانی را بر فراز اورست، بلندترین کوه جهان به ثمر رسانده و موجی از شگفتی را در دنیای کوه نوردی بوجود آوردند. در همین سال لهستانی ها در المپیک زمستانی ضعیف عمل کردند و صعود ویلیچکی باعث شد تا ناامیدی در کشورش تسکین یابد. چندین سال پیش ویلیچکی در این رابطه به من گفته بود که ماموریت من کمک به لهستان در تبدیل کوه نوردان آن به بزرگ ترین کوه نوردان زمستانی است. وی نظر خود را به مابقی 13 قله بلند جهان که تماما بالاتر از 8000 متر بودند معطوف ساخت. در سال 1986 ویلیچکی و جرزی کوکوچکا همنورد لهستانی وی اولین صعود زمستانی کانچن جونگا سومین قله بلند جهان را انجام دادند. در سال 1988 این بار به صورت انفرادی ویلیچکی موفق شد اولین صعود زمستانی لوتسه، چهارمین قله بلند جهان را انجام دهد. سایر همنوردان لهستانی او چوآیو، دائولاگیری، ماناسلو و آناپورنا را در این فصل صعود کردند و این صعودها باعث شد که لهستانی ها لقب "جنگجویان یخ" را به دست آوردند.

 polish-k2-winter-expedition-chmielarski-maaek-camp2.adapt.1190.1.jpg

مارک میلارسکی و آرتور مارک اعضای اکسپدیشن لهستان در حال تلاش روی تیغه سزن به سمت کمپ 2 هستند

 یک تیم جوان، قلدر و بلندپرواز

 در سال 2002 ویلیچکی بیانه معروف خود را منتشر کرد، بیانیه ای که نسل جدید جنگجویان یخ را فرا می خواند، جوان، قلدر و بلندپرواز برای برگشت به صعودهای زمستانی و اتمام کار. این کار یک دهه طول کشید اما موج جدیدی از کوه نوردان صعودهای زمستانی پرورش یافتند و شروع به ادعای صعودهای آغازین هشت هزارمتری ها را در فصل زمستان کردند. آدام بلیسکی و یانوش گولاب اولین صعود زمستانی گاشربروم 1 در سال 2012 و سال بعد آرتور مالک عضو تیم اولین صعود زمستانی برودپیک بود، حالا هر سه این کوه نوردان در K2 همراه ویلیچکی هستند. تا به امروز براساس اطلاعات ابرهارد ژورگالسکی وقایع نگار و مدیر سایت هشت هزارمتری ها که آمار کوه نوردی را ثبت می کند، فقط 31 نفر موفق شده اند که یک هشت هزارمتری را در فصل زمستان صعود کنند(  بانو الیزابت هاولی این تعداد را 15 نفر اعلام کرده) که 15 نفر از آنها لهستانی هستند و کوه نوردان لهستانی رکورد 10 صعود زمستانی هشت هزارمتری ها را در اختیار دارند.

یک چالش دیوانه وار

آخرین قله برای تکمیل این رکورد K2 کوهی متفاوت با سایرین است که ارتفاع آن 8611 متر است و تقریبا 237 متر کوتاهتر از اورست است اما بسیار دشوارتر می باشد و نیاز به مهارت فنی بیشتر و شرایط بهتری برای صعود دارد.

 k2-polish-climb-camp2.adapt.1190.1.jpg

آدام بلیسکی یکی از قویترین کوه نوردان لهستانی طناب را برای رسیدن به کمپ 2 نصب می کند، وی و همنورد او خطوط بین کمپ ها را آماده می کنند تا حمله نهایی صورت پذیرد.

 هشتاد و چهار کوه نورد تاکنون هنگام تلاش روی K2 جان سپرده اند و فقط 306 نفر این قله را صعود کرده اند. این میزان موفقیت و مرگ و میر که یک کشته در مقابل سه صعود است در مقایسه با اورست که تقریبا 5000 نفر آن را صعود کرده اند (بیش از 8000 صعود در صورتیکه کسانی که بیش از یک بار آن را صعود کرده اند نیز در نظر گرفته شود) و 288 کشته می شود یک کشته در مقابل 25 صعود، بنابراین به لحاظ آماری 10 برابر خطرناک تر از اورست است و البته تمامی این آمارها برای صعودهای تابستانی است. دیگر تلاش های زمستانی انجام شده: سال 88-1987 ویلیچکی عضو تیم 24 نفره لهستان – کانادا – بریتانیا در صعود به K2 بود، او و لازک سیچی به ارتفاع 7300 متر رسیدند که باد شدید یکی از کوه نوردان را دچار سرمازدگی کرد و مجبور شدند که برگردند. در سال 2003-2002 او با تیم لهستان – قزاقستان – ازبکستان و گرجستان به K2 برگشت. تیم موفق شد یک کمپ در ارتفاع 7650 متر برقرار کند اما باد شدید آن را از جا کند و یکی از کوه نوردان دچار ادم مغزی شد، تورم مغزی او ناشی از ارتفاع بالا بود و آنها را مجبور به پایان دادن به تلاش خود کرد. در سال 2012-2011 روس ها تا ارتفاع 7000 متر صعود کردند اما اکسپدیشن با مرگ یکی از کوه نوردان به دلیل ذات الریه و ایست قلبی متوقف شد و از آن تاریخ به بعد کسی به K2 بازنگشت تا به امسال.

k2-polish-climb-helicopter-rescue.adapt.1190.1.jpg

 بلیسکی که در تیم سال 2012 اولین صعود زمستانی گاشربروم 1 حضور داشت و درحال پیمایش شیب تند به سمت کمپ 2 مسیر سزن می باشد. چندی بعد این مسیر به دلیل افزایش ریزش سنگ رها شد.

 k2-polish-climb-fix-rope-camp2.adapt.1900.1.jpg

 آرتور مالک در حال استفاده از طناب ثابت و پیمایش مسیر از کمپ 1 به سمت کمپ 2 است.

 ویلیچکی و تیم او شکست های قبلی را نادیده گرفتند و امسال بعد از کریسمس برنامه را از شمال شرقی پاکستان شروع کردند. آنها 97 کیلومتر را درون دره ها که چندین متر برف آنها را پوشانده بود طی کردند و کمپ خود را روی یخچال گودوین آستن برقرار کردند که در ارتفاع 5000 متر قرار دارد، بلندتر از قله ویتنی، بلندترین قله ایالات متحده امریکا. از آن زمان به بعد همه چیز هماهنگ پیش نرفت.

 یک امداد نجات دراماتیک

حدود دو هفته پیش بعد از برقراری کمپ اصلی، تیم به امدارسانی تومک مکیوویچ لهستانی و الیزابت روول فرانسوی فراخوانده شد که در حال تلاش برای صعود زمستانی نانگاپاربات (8130 متر) بودند. لهستانی ها اکسپدیشن خود را بدون مکث متوقف کردند و به کمک این کوه نوردان شتافتند که حدود 160 کیلومتر از آنها فاصله داشت. ویلیچکی به من گفت، ما آن کاری را انجام دادیم که باید انجام می دادیم، چهار نفر از اعضای تیم باید به کمپ اصلی برمی گشتند تا با هلیکوپتر ارتش پاکستان به نانگاپاربات منتقل شوند. این قانون کوهستان است. وقتیکه تیم به کمپ اصلی نانگاپاربات رسید، دنیس اروبکو و آدام بلیسکی دو کوه نورد قوی شروع به عملیات نجات کردند. این زوج سرعتی 1200 متر را در تاریکی برای یافتن مصدومان طی کردند، یک استقامت و مهارت شگفت انگیز. به طرز معجزه آسایی الیزابت روول شنید که او را صدا می زنند و آنها موفق شدند او را پیدا کنند و به سلامت به پایین برگردانند. متاسفانه آنها موفق نشدند تومک مکوویچ را نجات دهند، کوه نوردی که برای تیم K2  ناآشنا نبود.

 k2-polish-climb-helicopter-rescue.adapt.1190.1.jpg

هلیکوپتر نظامی پاکستان در کمپ اصلی K2 برای سوار کردن رافال فرونیا می نشیند که دستش در اثر ریزش سنگ شکسته بود

 خطر در کوهستان

 در نهایت این باد است که تصمیم می گیرد کدام صعود موفقیت آمیز باشد. چندین روز تیم، باد 50 کیلومتر در ساعت را مشاهده کرد که تهدیدات متعددی را ایجاد می کند، کاهش دمای هوا به زیر صفر درجه که به سرعت سرمازدگی در اندامها ایجاد می کند و می تواند یک کوه نورد را از روی زمین بکند حتی در شرایطی که به طناب متصل باشد. در سال 1995 باد آلیسون هارگریوز و پنج نفر از همنوردان او را که همگی به طناب متصل بودند از سمتی از K2 از جا کنده و به سمتی دیگر پرت می کند، که همگی کشته می شوند، این اتفاق در ماه آگوست رخ داد، در زمستان باد شدیدتر می شود و جت استریم ها با تغییر جهت تقریبا به طور مستقیم روی کوهستان جریان دارند. در دو حادثه جداگانه به دو تن از کوه نوردان ویلیچکی سنگ اصابت کرد، دوم فوریه سنگ به صورت آدام بلیسکی برخورد کرد، بینی او را شکست و پیشانی وی شش بخیه خورد، رافال فرونیا استخوان دستش در ناحیه ساعد شکسته شد و به لهستان برگشت. ویلیچکی به من گفت که کوهستان خشک است و ریزش سنگ تا کمپ یک وضعیت بدی دارد. عدم وجود برف که سنگ ها را محکم نگه می دارد موجب خطرناک شدن کوهستان می شود، در پس زمیته تصویری که از او داشتم لرزش چادر نایلونی را به وضوح دیدم، سنگ هایی به اندازه مشت دست از دیواره به پایین زوزه کشان فرو می ریختند و این موضوع ادامه کار را خطرناک می کرد، به همین دلیل تیم تصمیم خود را در مورد مسیر تغییر داد، یال سزن را رها کردند که کوتاهتر بود و شیب تندی داشت و تیغه آبروزی را در پیش گرفتند که طولانی تر اما ایمن تر به لحاظ سقوط سنگ بود.

 k2-polish-climb-camp2-adam-bielecki.adapt.1190.1.jpg

بلیسکی به هرم سیاه نزدیک می شود، یکی از فنی ترین بخش های یال آبروزی بین کمپ 2و 3

  k2-polish-climb-descending-cesen-route.adapt.1900.1.jpg

 آرتور مالک از یال سزن در حال فرود است

 سبک سیژ یا محاصره ای در کوهستان

ویلیچکی علاقمند به اجرای صعودهای زمستانی به سبک محاصره ای است که با احتیاط کامل 3 یا 4 کمپ کوچک در نقاط مختلف کوهستان برای پناه گرفتن کوه نوردان، گرم کردن خود، استراحت و غذا خوردن قبل از تلاشی دیگر نصب می شود. تمامی کمپ ها با طناب به صخره های سنگی و یخی متصل می شوند. این خطوط ثابت به کوه نوردان و باربرها این امکان را می دهند که راحت تر بین کمپ ها تردد کنند، اما کوه نوردی در ارتفاعات بالا تنها بالا رفتن نیست. کوه نوردان باید خود را با هوای رقیق سازگار کنند بخصوص تیم ویلیچکی که از اکسیژن مکمل استفاده نمی کند. بنابراین آنها طناب را تا کمپ 1 نصب می کنند، چند شب در آنجا می مانند سپس به کمپ اصلی برمی گردند که چند روز تجدید قوا کنند. در مرحله بعد به کمپ 2 می روند و دوباره به کمپ اصلی برمی گردند. این روند صعود و فرود تا یک ماه ادامه می یابد و امکان آن را فراهم می آورد که بدن آنها با شرایط سازگار شود. بعد از اینکه تیم در نهایت کمپ 4 را برقرار کرد برای پنجره شرایط خوب جوی منتظر می ماند و کوه نوردانی که احساس می کنند قوی تر هستند برای حمله به قله عازم می شوند.

بعد از تغییر مسیر، تیم و باربران ارتفاع (بومی های پاکستانی که در قراقروم به تیم کمک می کنند نظیر شرپاهای نپالی در اورست عمل می کنند) باید تمامی طنابها، چادرها، پیچ های یخ و سایر لوازم را از یال سزن جمع آوری کرده و آنها را روی مسیر جدید در یال آبروزی نصب کنند.

 k2-polish-climb-tent-camp3.adapt.1190.1.jpg

بلیسکی در کمپ 3 در چادر در حال استراحت است، یک چادر  کوچک را در ارتفاع 7200 متر نصب کرده و سایرین از این کمپ ها برای هم هوایی و صعودهای دشوار استفاده می کنند.

 آماده سازی برای یک پنجره هوایی مناسب

بعد از اینکه مسیر جدید در یال آبروزی تجهیز شد، بلیسکی و اروبکو دو شب در کمپ 3 بسر بردند تا با هوای رقیق سازگار شوند در ضمن سایر اعضای تیم همین کار را تا کمپ 1 انجام دادند. ویلیچکی هفته پیش گفت که تیم پیشروی قابل توجهی داشته و جسمی و ذهنی کاملا برای این صعود آماده است تا اینکه اروبکو تصمیم ناگهانی برای صعود انفرادی گرفت. در شب جمعه او از آدام بلیسکی دومین فرد قوی تیم می خواهد که به وی ملحق شود، دنیس می گوید که می خواهد قبل از 28 فوریه قله را صعود کند که برخی محافل کوه نوردی آن را بجای 20 مارس که تعریف رسمی هواشناسی است، پایان زمستان می دانند. بلیسکی از پذیرش پیشنهاد او خودداری می کند و به او می گوید  نه او و نه تیم آماده عزیمت نیستند و باید متحد در اجرای این برنامه باشند. اروبکو عصبانی می شود و صبح روز شنبه بعد از صبحانه به تنهایی صعود می کند. ویلیچکی به من گفت که او را درک نمی کنم، در صدای او ناراحتی مشهود بود برنامه ما این بود که تیم در اوایل مارس به قله حمله کند. دو کوه نوردی که اروبکو را می شناسند و از این کار او تعجی نکردند، سیمونه مورو و کوری ریچاردز هستند که اولین صعود زمستانی گاشربروم 1(8035) را با او در سال 2011 انجام دادند.

در ماه دسامبر قبل از شروع تلاش تیم لهستان، از مورو که بیش از یک دهه با اروبکو آشنا بوده و با وی صعود کرده سئوال شد شانس تیم را چگونه می بیند و نظرش در باره اروبکو چیست که در روسیه بدنیا آمده ولی تابعیت لهستانی دارد و تحت نظر ویلیچکی است. مورو گفت که اروبکو دارای ذهنیت نظامی است او خیلی قوی است و با ترس بیگانه است، اینها کیفیت هایی برتر هستند اما او باید به درستی مدیریت شود تا از خطرات احمقانه و کشنده بپرهیزد.  ریچاردز کمی متفاوت تر نظر داد و گفت که دنیس خود رای است او اعتقادات قوی در مورد چگونگی انجام کارها و توانایی لازم برای تحقق آنها دارد اما به رزومه او نگاه کنید، اروبکو یکی از قویترین کوه نوردان 8000 متری است، دنیس سعی می کند کوچکترین ناهماهنگی و عدم توازن را هماهنگ کند ودر حال حاضر با تجربه ترین فرد در این تیم است.

انگیزه اروبکو هرچه بود ویلیچکی آماده حمایت از او بود، او کوه نوردان را به کمپ های بالاتر فرستاد تا آماده کمک به وی باشند اما خوشبختانه نیازی به این کار نبود. صبح روز دوشنبه ماچی بدرژزوک و مارچین کاچکان او را شناسایی می کنند که در حال برگشت بوده، ویلیچکی در این باره گفت که ما نمی دانیم که چرا برگشت اما خبر خوبی بود. هوا دوباره بد شده، برف و باد شدید در کوهستان جاری است و ما بسیار برای ایمنی واهمه داریم. بعد از برگشت او تیم اعلام کرد که اروبکو اکسپدیشن را ترک می کند، بدون او کوه نوردان به کار خود ادامه می دهند ما صبورانه در انتظار لحظه مناسب هستیم که براساس گزارش های هواشناسی احتمالا هفته آینده خواهد بود. پیش بینی شرایط جوی حداقل در حال حاضر پنجره خوب در سوم تا ششم مارس را اعلام کرده. ویلیچکی هیجان زده گفت که تیم آماده برای صعود به قله است.

 k2-polish-climb-camp2-adam-bielecki.adapt.1190.1.jpg

بلیسکی که الیزابت روول را در نانگاپاربات نجات داد، تجهیزات خود را قبل از صعود به کمپ 2 K2 چک می کند.

nationalgeographic

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند ۱۳۹۶ساعت 21:19  توسط پریساحسین زاده  | 

 

آلکس در فیس بوک نوشته که در کمپ اصلی هستند اما شرایط جوی خوب نیست، تمبا و علی سدپارا به کاتماندو برگشتند زیرا قادر به ادامه کار نبودند اما مابقی هستیم و احساس می کنیم که قوی تر شده ایم. لازم است که از تلاشهای فوق العاده چیپال، نوری، پاسانگ، والونگ و ژلژن تشکر کنم. همه چیز نشان می دهد که شرایط جوی تا نیمه های مارس مناسب نیست بنابراین ما در حال بررسی فرصت های مناسب هستیم. به شما اطلاع رسانی خواهم کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند ۱۳۹۶ساعت 15:17  توسط پریساحسین زاده  | 

 

بنا به تصمیم ویلیچکی تیمها درK2 در حال عقب نشینی هستند، دو تیم به کمپ 1 رسیده و امروز به کمپ اصلی برمی گردند، شرایط جوی امکان هرگونه فعالیتی را غیرممکن ساخته است.

بنا به گزارش پزشک تیم ، زخم پیشانی آدام بلیسکی کاملا بهبود یافته (بخیه ها) اما استخوان بینی بعد از شکستگی با ناهنجاری جزئی جوش خورده و مجاری بینی به دلیل مشکل در تنفس ایجاد ادم خفیف کرده، در کل ما دارای داروهایی برای جلوگیری از ادم و جلوگیری از برونشیت هستیم، هیچ خطری آدام را تهدید نمی کند و آماده فعالیت بعدی است. یانوش گولاب بعد از آزمایش ها و ارزیابی عملکرد نیز مشکل خاصی ندارد فقط باید تجدید قوا داشته باشد و ذخایر انرژی خود را تقویت کند . او نیز برای تلاش بعدی آماده است.

به دنیس اروبکو امکان دسترسی به wifi نداده اند و این امکان برای وی فراهم نیست که اطلاعات تلاش اخیر خود را منعکس سازد. خانواده او نمی دانند که کمپ اصلی را ترک کرده و یا هنوز در آنجا بسر می برد و به وی دسترسی ندارند.

ویلیچکی در پاسخ به این ادعا گفته که حقیقت دارد که امکان دسترسی دنیس به wifi وجود ندارد زیرا دنیس انتقاداتی به اکسپدیشن ما داشته که من دیدم دلیلی ندارد به وبسایت خود برای انعکاس این انتقادات دسترسی داشته باشد اما اینکه از تماس با خانواده خودداری شده واقعیت ندارد او به صورت رایگان از تلفن استفاده می کند چنانچه قبلا نیز انجام داده، من شخصا هماهنگی های لازم برای  برگشت وی به اسکاردو، تهیه بلیط برگشت، تماس با همسرش و موارد دیگر را انجام داده ام.

 

https://twitter.com/russianclimb

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند ۱۳۹۶ساعت 14:5  توسط پریساحسین زاده  | 

 

آلکس تکسیکون در صفحه فیس بوک خود نوشته : "دو سال پیش که با علی سدپارا صعود زمستانی نانکاپاربات را شروع کردیم تا به امروز با هم هستیم، این بار زمستان به ما فرصت صعود را نداد اما مطمئنا در آینده برای ماجراجویی جدید با هم خواهیم بود."

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند ۱۳۹۶ساعت 10:54  توسط پریساحسین زاده  | 

 

DW-OMgSW4AE-gH8.jpg

 

15 سال پیش در چنین روزی، 26 فوریه سال 2003 در صعود زمستانی لهستانی ها به K2 دنیس اروبکو مارچین کاچکان را از ارتفاع 7650 متر نجات داده بود.

منبع

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۶ساعت 19:23  توسط پریساحسین زاده  | 

 

دنیس اروبکو با توجه به اعتقاداتش در مورد پایان فصل زمستان تصمیم گرفت که اکسپدیشن K2 را ترک کند، این تصمیم توسط اعضای اکسپدیشن مورد موافقت قرار گرفت که دریافتند امکان همکاری بیشتر بعد از تلاش مستقل اروبکو برای صعود به قله وجود ندارد. منبع : سایت رسمی اکسپدیشن K2

polskihimalaizmzimowy

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۶ساعت 19:1  توسط پریساحسین زاده  | 

 

دنیس اروبکو دو ساعت است که به کمپ اصلی برگشته و از تلاش برای صعود به قله عقب نشینی کرده، سئوالی که برای بسیاری در باره آینده اقامت او در کمپ اصلی وجود دارد این است که آیا او دیگر نمی خواهد به قله صعود کند زیرا فردا 28 فوریه است یا اینکه ارتباط او با سرپرست اکسپدیشن آشکارا خدشه دار شده، چند دقیقه پیش ویلیچکی در مصاحبه خود گفته که دنیس با پذیرش باورهای خود در باره پایان فصل زمستان برای ترک کردن اکسپدیشن تصمیم خواهد گرفت. این تصمیم توسط اعضای تیم مورد موافقت قرار خواهد گرفت که می بینند فرصت دیگری برای همکاری با او بعد از تلاش مستقل نخواهند داشت، بنابراین اروبکو به خانه برمی گردد و لهستانی ها به تلاش ادامه خواهند دارد.

در این راستا عملیات بر روی کوهستان ادامه خواهد داشت، امروز کاچکان و بدرژزوک که باید به کمپ 3 می رسیدند در کمپ 2 بسر می برند و مالک و شمیلارسکی هم با آنها هستند اما فردا همگی به دلیل شرایط بد جوی به پایین برخواهند گشت. وقتی که دنیس تیم را ترک کرد، اکسپدیشن مختل شد، در اوایل مارس پنجره خوب شرایط جوی وجود دارد اما قبل از آن روزهای برفی و باد شدید خواهد بود. تنها کسی که در حال حاضر می تواند با توجه به هم هوایی به قله صعود کند آدام بلیسکی است که حالا بدون همنورد نمی تواند عازم شود، این واقعیت که امروز کاچگان و بدرژزوک موفق نشدند که به ارتفاع 7200 متر کمپ 3 دست یابند چندان خوب نیست و این دو امشب در کمپ 2 در ارتفاع 6700 متر هستند و به اندازه کافی هم هوا برای حمایت از آدام نشده اند. همه اینها بستگی دارد به اینکه هوا در روزهای آینده چگونه خواهد بود.

montagna.tv

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۶ساعت 18:49  توسط پریساحسین زاده  | 

Denis  Urubko y Krzysztof Wielicki en el Bilbao Mendi Film Festival 2013

 

کریستف ویلیچکی در خصوص ادامه همکاری دنیس اروبکو به سایت desnivel گفته که احتمالا دنیس استعفای خود را از ادامه حضور در اکسپدیشن زمستانی K2 ارائه خواهد داد. اختلاف آنها بر سر تاریخ پایان زمستان بود که به عقیده ویلیچکی دنیس از یک تقویم قدیمی که از علم نجوم جدا شده تبعیت می کند و پایان زمستان را 28 فوریه می داند ولی فصل زمستان از 21 دسامبر تا 21 مارس است به همین دلیل از آنجا که دنیس به خواسته خود نرسید دیگر ادامه کار برای وی اهمیتی ندارد و من حدس می زنم که به خانه برگردد، نمی دانم که شخصا چه تصمیمی در باره او خواهم گرفت او قوانین تیم را زیر پا گذاشت و همگی برای او بسیار نگران بودیم، شاید او را اخراج کنم هنوز مطمئن نیستم. ویلیچکی در خصوص ادامه تلاش بر روی K2 گفته که متاسفانه شرایط جوی خوب نیست و از 27 فوریه تا 2 مارس بدتر خواهد شد اما از 3 مارس شرایط بهتر می شود و احتمالا 6 مارس روز صعود به قله خواهد بود.

بدرژزوک و کاچکان به پایین برگشتند، بالای ارتفاع 7000 متر باد مانع از صعود این کوه نوردان شد، یانوش گولاب نوشته: در سه روز گذشته  پیش بینی های شرایط جوی تماما اشتباه بوده و منابع خبری به طور مداوم در حال بروزرسانی اطلاعات خود هستند، K2 کوه بسیار خاصی است و شرایط جوی ویژه ای دارد، اطراف برودپیک کاملا باز است اما K2 در ابرها نشسته و امروز ابر کاملا آسمان را پر کرده بودو در ارتفاعات بارش برف شروع شد، به همین دلیل در حال حاضر تمامی کوه نوردان به کمپ اصلی برگشته اند.

desnivel

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۶ساعت 17:19  توسط پریساحسین زاده  | 

 

کریستف ویلیچکی سرپرست اکسپدیشن زمستانی K2 گزارش داد که دنیس اروبکو که به تنهایی عازم قله شده بود به پایین برگشته و هم اکنون در کمپ 2 بسر می برد.

صعود انفرادی و شگفت آور او در 24 فوریه آغاز شد، این کوه نورد بدون موافقت سایرین به سمت قله حرکت کرد و در 25 فوریه به کمپ 3 در ارتفاع 7200 متر رسید و امروز از کمپ اصلی پیام صادر شده که وی به پایین برگشته و هم اکنون در کمپ 2 بسر می برد. سایر اعضای تیم شامل کاچکان – بدرژزوک به سمت کمپ 3 و مالک – شمیلارسکی به سمت کمپ 2 در حرکت هستند.

wspinanie

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۶ساعت 10:50  توسط پریساحسین زاده  | 

 

Russianclimb امروز توئیت کرده که اروبکو به پایین برگشته و در کمپ 2 به سر می برد. در انتظار تایید این خبر از سوی سایت اکسپدیشن لهستانی ها هستیم

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۶ساعت 10:22  توسط پریساحسین زاده  | 

 

آدام بلیسکی از کمپ اصلی گفته که بسیار نگران دنیس است. همراه دنیس در برخی از خروجی ها از کمپ اصلی و نیز در عملیات نجات الیزابت روول، امروز از کمپ اصلی در خصوص جدایی دنیس از تیم گفته: "دنیس احتمالا امروز به کمپ 3 رسیده، من خیلی برای او نگران هستم، او پیشنهاد داده بود که با وی همراه شوم اما گفتم که بهتر است استراحت کنیم و منتظر شرایط جوی خوب شویم بنابراین به تنهایی راهی شد.به هر حال  ما کار خود را انجام خواهیم داد، کازکان و بدرژزوک کمپ 2 را برقرار کردند، مارک و شمیلارسکی به کمپ 1 رسیدند."

در واقع با نگاهی به شرایط جوی متوجه خواهید شد که آدام اشتباه نمی کند، اروبکو فردا یک فرصت پیچیده دراختیار خواهد داشت، زمانیکه باد در قله به 55 تا 60 کیلومتر در ساعت می رسد که البته این فرصت کوتاه مدت نخواهد بود اما بعد از آن برف و طوفان شروع خواهد شد که شدت طوفان به 75 کیلومتر در ساعت می رسد، نباید فراموش کرد که دنیس باید فرود هم داشته باشد. پیش بینی شرایط جوی در اول مارس بسیار بهتر است، با پنجره ای زیبا از 4 مارس به بعد که البته برای اروبکو بسیار دیر است نه برای آدام که دو تلاش زمستانی در همین فصل داشته ، یکی برودپیک و دیگری گاشربروم 1 که به ترتیب در 5 و 9 مارس صورت پذیرفته.

montagna.tv

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند ۱۳۹۶ساعت 20:45  توسط پریساحسین زاده  | 

 صعود در امتداد کمپ 1، تصویر از مارک شمیلارسکی

یک روز دیگر در K2 سپری شد، از اطلاعات بدست آمده به نظر می رسد که دو تیم در ارتفاعات پایین تر از آن چیزی که امروز صبح تصمیم گیری شده بود، کمپ برقرار کرده اند. ما نمی دانیم که دنیس کجااست، به تنهایی در حال تلاش است و شب را سپری می کند، ممکن است که به چادری که در ارتفاع 7200 متر نصب شده رسیده باشد، جایی که تقریبا کمپ 3 محسوب می شود. ماچین بدرژزوک و مارچین کازکان عاقبت به کمپ 2 رسیدند، درست زیر تنوره در ارتفاع 6500 متر، اگرچه قصد داشتند تا ارتفاع 6700 پیش روند و کمی ارتفاع کمپ 2 را ارتقاء دهند. مارک شمیلارسکی و آرتور مالک هم به نوبه خود به مکانی رسیدند که باید شبمانی داشته باشند، شدت بارش برف و وزش باد در طول روز سرعت آنها را مختل ساخته بود. فردا همگی باید به ارتفاع بالاتر پیشروی داشته باشند و علاوه بر انجام وظایف خود مسئولیت تامین جان دنیس را نیز به عهده دارند که می تواند به شدت دشوار باشد نه تنها به خاطر فاصله بین کوه نوردان بلکه به دلیل فقدان ارتباط با اروبکو که آگاهانه از حمل هرگونه وسیله رادیویی امتناع کرده است، کریستف ویلیچک گفته : " انعکاس تصمیم وی تمام شدنی نیست، او وضعیت را برای خود و اکسپدیشن دشوار ساخته، من سالها است که دنیس را می شناسم، ما باهم دوست هستیم، فکر نمی کردم که اینطور شود، مهمتر از همه تعجب آور بود که دنیس به خواسته کوه نوردان در کمپ 1 توجه نکرد، من می خواست که با او صحبت کنم اما او گفته بود که نمی خواهد این کار را انجام دهد، چنین برخوردی آزار دهنده است."

wspinanie

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند ۱۳۹۶ساعت 19:51  توسط پریساحسین زاده  | 

 

photo_2018-02-25_14-00-30.jpg

 

 گاهی زندگی در شرایطی پیچیده گزینه های متعددی در مقابل شما می گذارد که باید در یک هزارم ثانیه انتخاب کنید و در نتیجه تمامی زندگی خود و همراهانتان مدیون این تصمیم آنی شما خواهد شد. انتخاب دشواری بود اما پیش بینی شرایط جوی به طور قابل ملاحظه ای تغییر کرد و سرعت باد به 100 کیلومتر در ساعت رسید که تیم را با خطر جدی مواجه کرد. تلاش سختی بود اما خوشبختانه هیچیک از اعضای تیم دچار سرمازدگی نشد و ما همگی در کمپ اصلی هستیم. در روزهای آینده وضعیت را ارزیابی خواهیم کرد.

facebook.com/alex.txikon

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند ۱۳۹۶ساعت 14:2  توسط پریساحسین زاده  | 

ویلیچکی در گزارشات خود اشاره ای به دنیس اروبکو نمی کند، دو تیم روی دیواره در حال تلاشند، فقط همین اما یانوش میجر از وزارت حمل و نقل لهستان اعلام کرده که اروبکو عضو تیم ما است و وظیفه ما این است که در این تلاش از او حمایت کنیم، تصمیم او برای رسیدن به قله قبل از پایان فوریه است، زمانی که وی آن را پایان زمستان می داند.

اروبکو GPS همراه ندارد و هیچ وسیله ارتباطی بین او و کمپ اصلی برقرار نیست، دیروز هنگامی که از کمپ 1 عبور می کرده مارچین کازکنان و ماچی بدرژزوک که در این کمپ حضور داشتند به او پیشنهاد همراه بردن بی سیم می دهند که او نمی پذیرد. برابر اطلاعات منتشر شده اروبکو بالاتر از ارتفاع 6500 متر متوقف شده، درست زیر کامینو بیل و امروز صبح چادر خود را برای صعود انفرادی ترک کرده، احتمالا به سمت کمپ 3 در ارتفاع 7200 متر می رود. کامینو بیل و هرم سیاه بخش های دشواری هستند که با طنابهای قدیمی و نردبانهای فلزی مجهز شده اند اما طنابها وضعیت خوبی دارند و دنیس می تواند از آنها استفاده کند.

montagna.tv

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند ۱۳۹۶ساعت 13:21  توسط پریساحسین زاده  | 

دنیس به کمپ 3 می رود، دو تیم در حال تلاش روی دیواره هستند

یکشنبه هوای K2 در کمپ اصلی و روی دیواره خوب است، لحظه به لحظه خورشید از زیر ابرها نمایان تر می شود. دنیس اروبکو به تلاش خود ادامه می دهد، طبق برنامه ریزی قبلی دو تیم روی دیواره در حال تلاش هستند. هیچ تماس رادیویی با دنیس برقرار نیست، او با خود بی سیم نبرده بنابراین تا این لحظه فقط گفته شده که صبح زود چادر را ترک کرده و به بالا رفته. در پیش روی او تنوره و هرم سیاه قرار دارند علیرغم تجهیز این بخش ها برای اروبکو که به تنهایی صعود می کند یک چالش خواهد بود، به دلیل شرایط خوب جوی و سرعت بالای او می توان حدس زد که امروز به کمپ 3 در ارتفاع 7200 متر می رسد، طبق تماس با کریستف ویلیچکی دو تیم بر اساس یک برنامه مشخص روی دیواره در حال تلاش هستند. مارچین کازکان و ماچی بدرژزوک عازم کمپ 2 شدند و مارک شمیلارسکی و آرتور مالک در راه کمپ 1 هستند.

واکنش دنیس اروبکو علیرغم مشکلات مرتبط با آن، اقدامی منحصر به فرد است، صعود به K2 به تنهایی در فصل زمستان و چالشی که برای خود فراهم آورده، باور کردنی نیست، به عزم، استقامت و توانایی بالایی نیاز دارد. دنیس می داند که بیشتر بخش های اشاره شده با نردبان فلزی مجهز شده است، در برنامه شناسایی اخیر با آدام بلیسکی او به ارتفاع 7400 متر رسید اما شرایط بالاتر از این ارتفاع مشخص نیست. علاوه بر آن شرایط جوی جند روز آینده خوب نیست. برای موفقیت و برگشت سلامت او دعا می کنیم.

wspinanie

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند ۱۳۹۶ساعت 11:54  توسط پریساحسین زاده  | 

 

دنیس فاقد هرگونه وسیله ارتباطی است، آشفتگی شرایط جوی و ورود یک عضو جدید به تیم که پزشک و امدادگر می باشد.

دنیس اروبکو بالای کمپ 1 توقف داشته، بدون بی سیم و هرگونه وسیله ارتباطی، اخبار شبانه از کمپ اصلی K2 بعد از خروج خودسرانه دنیس اروبکو بر اساس احتمالات است و اعلام شده که بالای کمپ 1 شبمانی داشته. به گفته ماسیج بدرژزوک و مارچین کازکان که شب گذشته را در کمپ 1 سپری کرده اند، دنیس از صحبت با کریستف ویلیچکی و همراه بردن بی سیم خودداری کرده، وی تصمیم گرفته به تنهایی به سمت قله حرکت کند، برای او مهم است که صعود قبل از پایان فوریه انجام پذیرد. همانطور که قبلا اعلام شد تصمیم او مورد موافقت سرپرست تیم یا سایر اعضا قرار نگرفت به علاوه حرکت او موجب بر هم زدن اصول ایمنی و همکاری گروهی شده است.

دنیس یکی از بهترین کوه نوردان جهان است اما این موضوع را عوض نمی کند که باید قوانین توافق شده در چنین اکسپدیشنی را راعایت کند و باید اضافه کرد که اصولی که یانوش گولاب از آن سخن گفته قبل از اکسپدیشن و حتی امروز در پای K2 مورد تایید تمامی اعضا است که موفقیت تیم در این است که همگی به عنوان دوست و همنورد با هم برنامه را شروع کرده و با هم برگردند، تصور آن دشوار است که دنیس چگونه روحیه و انگیزه تیم را تضعیف کرده.

البته تاریخ هیمالیا پر است از اینگونه درگیری ها و عدم انطباق برداشت ها با مدیریت تیم. در چنین موقعیتی ما فقط می توانیم برای دنیس آرزوی موفقیت داشته باشیم، تلاش او به تنهایی در زمستان K2 با تمامی حواشی آن، یک چالش خارق العاده است و از همه مهمتر برگشت ایمن به کمپ اصلی. بگذارید امیدوار باشیم که این تصمیم سایر همنوردان او را به خطر نخواهد انداخت، همانطور که از ارتباط روز جاری با کمپ متوجه شدیم مارک شمیلارسکی و آرتور مالک به هدف هم هوایی عازم کمپ 3 هستند اما اولویت اصلی آنها حمایت از دنیس است.

ما از مایکل پیکا پیش بینی شرایط جوی برای روزهای آینده را استعلام کردیم که اعلام کرد در روزهای آینده حداقل تا 5 مارس در ارتفاعات K2 سرعت باد بالای 70 کیلومتر در ساعت خواهد بود با یک استثناء در 28 فوریه که به 50 تا 55 کیلومتر در ساعت تنزل خواهد یافت، با این حال با توجه به جت استریم ها و جریان آشفته جوی که احتمالا منشا آن اقلیم زیرشمالگانی است تخمین دقیق سرعت و شرایط جوی عملا غیرممکن است. فقط می توان در محدوده احتمالات عمل کرد زیرا چرخش های قوی جدا از جریان اصلی به هیچ وجه در سرعت پایین ظاهر نمی شوند و عملکرد آنها کاملا شگفت انگیز است. بدون شک تمامی این آشفتگی ها ناشی از بی نظمی آب و هوا در قطب شمال است، جایی که فاجعه آب و هوایی موضوع بحث کارشناسان است. انعکاس این وضعیت در K2 باد و طوفان خواهد بود. پیش بینی های متفاوتی در سایت ها از این شرایط شده که به دلیل الگوریتمهای پیش آگهی، ظاهرا نمی تواند با واقعیت همخوانی داشته باشد.

 

موضوع مهم دیگر ورود یک عضو جدید برای تیم است، پرزیمسلاو گولا پزشک و امدادگر به تیم ملحق شده است.

wspinanie

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند ۱۳۹۶ساعت 10:29  توسط پریساحسین زاده  | 

 

در 22 فوریه تمامی اعضای اکسپدیشن لهستان به کمپ اصلی برگشتند، کریستف ویلیچکی که در ارتباط تنگاتنگ با رسانه های خبری است اعلام کرد که همگی در کمپ اصلی بسر می برند و در حال استراحت و تجدید قوا برای مبارزه ای دیگر هستند.

امروز فعالیت لهستانی ها روی کوهستان از سر گرفته شد، اولین تیم شامل ماسیچ بدرژزوک و مارچین کازکان به کمپ یک رفتند، وظیفه آنها در فردا صعود به کمپ 2 و حرکت به ارتفاع بالاتر از 6500 تا 6700 متر است. مارک شمیلارسکی و آرتور مالک نیز فردا روی دیواره خواهند بود، هدف آنها رفتن به کمپ 3 در ارتفاع 7200 متر برای هم هوایی و آماده بودن برای حمایت و امداد احتمالی دنیس اروبکو است. تا به اینجا دو نفر از اعضای تیم هنوز بالاتر از کمپ یک روی یال آبروزی و کمپ 2 در ارتفاع 6300 متر حتی روی مسیر سزن نرفته اند. فردا باربران ارتفاع پاکستانی به سمت کمپ 2 برای انتقال کپسولهای اکسیژن حرکت خواهند کرد.

در همین حال دنیس هم اکنون در کمپ 2 است، فرض بر این است که در مکانی است که در ارتفاع 6650 متر در چند روز پیش بوده، فردا به ارتفاع 7200 متر خواهد رفت البته اگر هنوز باقی مانده باشد به سمت چادری که در ارتفاع نصب شده حرکت خواهد کرد و آنجا به اندازه کافی استراحت خواهد کرد، به تنهایی و بدون مزاحمت آدام ، می تواند بنوشد و بهتر استراحت کند. صبح روز بعد عازم قله خواهد شد و متوقف نخواهد شد تا زمانی که به آن دست یابد یا اینکه تصمیم بگیرد که متوقف شود. موضوعی کاملا بدیهی است،موضوع مرگ و زندکی و در نتیجه هیچ چیز روشن نیست. دو نقطه خطرناک در ارتفاع وجود دارد، یکی زیر شانه و دیگری "کولو دی بوتیگلا" در ارتفاع 8000 متر و درست 200 متر به سمت راست بعد از مکانی موسوم به تقاطع. از تصاویری که بالاتر از کمپ 3 وجود دارد انباشت برف دیده می شود و این خطرناک است. برای مردی تنها، بدون طناب حمایت فقط یک گیر کوچک در برف می تواند منتهی به سقوط شود. شاید دنیس امیدوار است که بالای "باتل نک" کمی طناب باقی مانده باشد، حتی اگر او به خوبی آگاه باشد که سقوط یخ از بالا وجود دارد، همه چیز می تواند در یک لحظه اتفاق بیفتد و زندگی او را به خطر بیندازد. بعد از صعود به قله، فرود از اهمیت ویژه ای برخوردار است، اگرچه صعود و فرود از این قله در پنج اکسپدیشن زمستانی قبلی موفق نبوده و به همین دلیل احساس ترس از تفکر در این باره باعث می شود که دیگر چیزی نگوئیم.

montagna.tv

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۶ساعت 21:36  توسط پریساحسین زاده  | 

مطالب قدیمی‌تر